دانلود پایان نامه

بغداد شاه صفی نیز با سپاه دوازده هزار نفری در مقابل عثمانی ها قرار داشت اما از آنجایی که می دانست در مقابل عثمانی کاری از پیش نخواهد برد سفیری به بغداد فرستاد و به سلطان عثمانی پیشنهاد صلح داد.
مذاکرات بغداد منتهی به انعقاد عقدنامه صلح قصر شیرین (ذهاب) در 14 محرم 1049 هـ.ق/1639 گردید. این عهدنامه اثرات مهمی در تاریخ ایران دارد و نقطه عطفی در روابط ایران و عثمانی به شمار می رود زیرا به موجب آن تکلیف سرزمین هایی که سالها مورد اختلاف بین دو کشور بود تعیین گردید و صلح بین ایران و عثمانی به مدت یک قرن تامین شد و دوران آرامش آغاز گردید که تا پایان دوره صفویه ادامه داشت.

2-4 روابط فرهنگی و هنری ایران صفویه و ترکیه عثمانی
رابطه دو تمدن ایران و آسیای صغیر (ترکیه امروزی) به قرنها پیش از تاریخ میلادی باز میگردد به طوریکه کارشناسان و پژوهشگران بیان کرده اند در آن سالها «قلع برای ساختن مفرغ که در ترکیب با مس به کار می رفته از ایران به آسیای صغیر آورده می شده است» (فیرزمندی، 1387،171).
و این شاید به آن دلیل است که مردمان فلات ایران سابقه طولانی در به کارگیری فلز در زندگی روزمره و همچنین استفاده از صنعت برای بالا بردن سطح کیفی زندگی دارند چرا که «پیش از تاریخ مردمی در فلات ایران می زیستند که نژاد و زبانشان بر ما آشکار نیست ولی محقق است که ساکنان اولیه این سرزمین در اواخر عصر حجر و اوایل عصر مفرغ دارای صنعتگران ماهری بوده اند. بنابراین قبل از پیدایی و اختراع خط ، ایران دارای تاریخ طولانی در ضمینه پیشرفت صنایع می باشد. فلاخن های سنگی وسلاح ها و زینت آلات فلزی و اشیاء سفالی که از طبقات مختلف این فلات بدست آمده مبین تمدن مردمان این سامان در اعصار قدیم میباشد» (وزیری، 1373، 115).
با تشکیل دولت های مقتدر ایران این نفوذ بیشتر شده است . به عبارت دیگر«فرهنگ ایرانی در آسیای صغیر ریشه های کهنی از دو سه هزار سال پیش دارد. این سرزمین زیبا و زرخیز بیش از دو قرن جزء استان های دولت هخامنش بود» (ریاحی، 1369، 1).
در همین دوران «ایرانیان در صنعت فلزکاری اطلاعات کافی داشته اند. داریوش نخستین پادشاهی است که به ضرب سکه فلزی پرداخته است» (وزیری، 1373، 133).
همچنین این نفوذ در قرن های بعدی به صورت های گوناگونی قابل مشاهده است. «محققان برخی اندیشه ها و سنن کهن ایرانی و آیین های کهن مهرپرستی و زرتشتی و خرم دینی را در آداب و رسوم علویان (قزلباشها) ی قلمرو عثمانی یافته اند روکشی از تشیع دارد» (ریاحی، 1369، 2).
البته این تاثیرات فقط مربوط به هخامنشیان نبوده، بلکه با روی کار آمدن امپراطوری ساسانی بسیاری از دست ساخته های آنها توسط دیگر همسایگان ساخته و یا مورد تقلید واقع می شده است. «ظروف سیمین ساسانی خواهان بسیار داشته و در خارج از مرزهای ایران، بخصوص در آسیای مرکزی از آنها تقلید شده است» (حیدرآبادیان، 1388، 30).
«از شکل و تزیین این ظرف ها پیداست که در دوران اولیه اسلامی ، هنر اسلامی تحت تاثیر هنر ساسانی قرار داشته است» (علام، 1386، 41).
پس میتوان گفت که این تاثیرات مختص به منطقه خاصی نبوده و به طور کلی هنر اسلامی از این دوره متاثر بوده است، به عنوان مثال «در خرابه های فسطاط، تعدادی انگشتر و گوشواره طلایی و نقره و سینه ریز طلا منقوش به تزیینات گیاهی پیدا شده است و ملاحظه می شود که هنرمندان فاطمی این گوشواره ها را به شکل هلال هایی که از تاج ساسانی اقتباس گردیده طرح ریزی کرده اند» (همان، 111).
قدرت استادکاران و صنعتگران ایرانی در قرون بعدی نیز زبانزد بسیاری از محققین و جهانگردان بود. «در کتاب البدان ابن فقیه ، فقیه همدانی در قرن سوم هجری استادی و مهارت هنرمندان فلزکار ایرانی را مورد ستایش قرار داده است» (حیدرآبادیان، 1388، 73).
«فلزکاری در ایران در دوره سلجوقیان به شکوفایی رسیده و مهمترین مراکز ان منطقه خراسان و هرات بود. در ابتدای کار، روش های تزیین آثار فلزی، نقاشی روی سطح بوده است. ولی دیری نپایید که روش جدیدی به دست صنعتگران در ایران و عراق به ظهور رسید که منحصر به پر کردن تزیینات کنده شده روی سطح ظرف ها با نوارهایی از نقره یا مس قرمز یا هر دو انها بود و این کار به صورت ورقه ای و بر نشاندن، معمول بود تا پیش از نیمه قرن هفتم هجری (دوازدهم میلادی) این روش به ظهور نرسیده بود. ابتدا مراکز رشد هنر فلز نشانی در خراسان و شرق ایران بود و سپس این صنعت از انجا به سایر نقاط ایران و موصل در شمال عراق انتقال یافت» (علام، 1386، 127).
این گونه نواوری ها به مرور زمان در بسیاری از سرزمین های اسلامی دیگر بکار گرفته شد. چرا که خود این هنرمندان به علت های مختلفی در سایر ممالک اسلامی مشغول به کار گشتند.
«عده ای از آنان به علت جنگ های خونین و درگیری های محلی در عصر شاهان و امیران این دوران مانند ملوک غور، سامانیان، غزنویان و بالاخره سلجوقیان که خطه خراسان را عرصه تاخت و تاز قرار داده بودند جلای وطن کرده، در سایر شهر ها مانند زنجان، بروجرد، همدان، تبریز و بویژه در شهر موصل اقامت گزیدند. آثار بی نظیر و نفیس این دسته از هنرمندان فلزکار ایرانی در شهر موصل به آن درجه از شهرت جهانی رسید که به هنر موصلی معروف گردید» (حیدرآبادیان ، 1388، 68).
همین هنرمندان در دوره های بعدی مجبور به ترک موصل شده و این سبک فلزکاری را در سایر نقاط گسترش دادند. «صنعتگران بسیاری بر اثر حملات مغول، از عراق به قاهره و حلب و دمشق فرار کردند و مراکز جدیدی را برای ساختن
ظرف های فلزی گرانبها و به کارگیری طلا و نقره در آنها ایجاد نمودند. نقش ها و عبارات روی ظرف ها موید این مطلب است. متاثر بودن مکتب موصل از اشکال و تزیینات ظرفهای ایرانی، ابریق مسی مشهود است که از مهمترین مصنوعات این دوره به شمار می رود» (علام، 1386، 161).
البته لازم به ذکر است که بسیاری از این سرزمین ها بعدها توسط دولت عثمانی فتح و جزء سرزمین های عثمانی به حساب آمدند.
فلز کاری ایرانی با سبک و سیاق ویژه خود بسیار مورد توجه قرار گرفت تا آنجا که نه تنها مورد توجه بازرگانان اروپایی قرار گرفت بلکه کارگاه هایی هم در آنجا مشغول به تولید این آثار بوده اند.
«شواهد زیادی در دست است که در سده های پانزدهم و شانزدهم میلادی کارگاه های فلزکاری اسلامی در ونیز برقرار بوده است . آنها انواع آثار مفرغی را با خاتمکاری نقره نظیر چراغها، گلدانها، ظروف، بشقاب و کلید برای مصرف و میزبان تولید میکردند. در واقع فرق بین Lavoro all azzimina و lavoro alla damaschina وجود دو نوع کارگاه را نشان میدهد یکی ایرانی (عجمی) و دیگری سوری» (کونل، 1376، 82). این مهاجرت های اجبار ی و یا اختیاری در قرون بعدی هم ادامه داشته است «در قرن سیزدهم فلزکاران موصلی اغلب به سوریه و مصر مهاجرت و در شهرهای دمشق حلب و قاهره برای امیران و شاهزادگان کار می کردند» (حیدرآبادیان، 1388، 139).
با توجه به آثار به جا مانده و بررسی های انجام شده «صنعت فلزکاری ترکیه در دوران سلجوقیان به پای پیشرفت آن در ایران نرسید. از جمله روش های نقره کاری که در ایران به شهرت رسیده در مصنوعات ترکیه رایج نبود و تزیینات منحصر به نقاشی روی فلزات گردید» (علام، 1386، 153).
نفوذ فرهنگی ایران را نه تنها در دوره های مختلف میتوان دید بلکه علاوه بر هنر فلزکاری در هنرهای دیگر هم میتوان با بررسی به این مهم دست یافت، به عنوان مثال در معماری آسیای صغیر «خلاقیت هنرمندان ایرانی در آن دیار تا اوایل عصر عثمانی که بورسا پایتخت بود ادامه داشت. در زیباترین و آراسته ترین مسجد آن شهر به نام مسجد سبز (یشیل جامع) بر روی کاشی ها می خوانیم ((عمل استادان تبریزی))» (ریاحی، 1369، 11).
و یا در نقاشی و نگارگری «در ترکیه ، هنر تصویرنگاری فارسی در طول تاریخ و از مناطق مختلف به آنجا رسید و به اشکال مختلفی ظاهر گردید، این تاثیر به طور آشکار در مینیاتور که دارای موضوعات تاریخی است ظاهر گردید. به گمان ترک ها بیشترین مینیاتور متعلق به آنهاست و در خصوص اصلیت ایرانی آن شبهه وارد کرده اند. ما میدانیم که تعداد زیادی از خوشنویسان و نقاشان از تبریز به استانبول منتقل گشتند» (البهنسی، 1387، 326).
«مدرسه نقاشی ترکیه در ابتدای امر بر نقاشی ایرانی تکیه داشت که سلاطین ترک پس از استقرار در قسطنطنیه پایتخت جدید آنها را از تبریز به ترکیه فرا خوانده بودند. این نقاشان ایرانی جزء نقاشان دربار عثمانی شدند. تعدادی از نقاشان ترک به مدرسه ترکیه راه یافتند. در ابتدا کتابهای خطی ایرانی مثل دو کتاب خطی شاهنامه و خمسه نظامی ترجمه گردید به همین جهت نقاشیهای این نسخههای خطی از روش های ایران متأثر است» (علام، 1386، 326).
با توجه به این موارد و همچنین بیان این نکته که در گذشته بسیاری از هنرهای دیگر از نقوش نقاشان و نگارگران در تزیین تولیدات خود استفاده میکرده اند این تاثیر میتوانسته به سایر هنرها هم به طور غیر مستقیم وارد شود.
شاید بتوان گفت که یکی از مهمترین ابزارهای فرهنگی زبان و ادبیات است. تاریخ ادبیات ترکیه مملو از کلمات فارسی بوده و حتی شاهان امپراطوری عثمانی به زبان فارسی صحبت می کرده اند و دیوان های چند هزار بیتی شعر فارسی دارند، از آن جمله سلطان سلیم و سلطان سلیمان قانونی. حتی برخی از رسوم ایرانی نیز در دربار آنها اجرا میشده است مانند شاهنامه خوانی «این سنت در دربار عثمانی هم جاری بوده است. از آن جمله عارف (فتح الله عجمی) در گذشته 969 شاهنامه خوان سلیمان قانونی بود» (ریاحی، 1369، 144).
با روی کار آمدن دولت صفوی در همسایگی امپراطوری عثمانی بسیاری از روابط فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دولت های منطقه به صورتهای دیگری تغییر یافت.
«دهههای نخستین قرن دهم هجری قمری / شانزدهم میلادی، شاهد توزیع دوباره نیروهای سیاسی در سراسر دنیای اسلامی بود. از قرن دهم هجری قمری، نیروی جهان اسلام به طور عمده بین این چهار قدرت یعنی عثمانیان، صفویان، اوزبکان و گورکانیان هنر تقسیم شد که بعضأ هر کدام با دیگری درگیری و جدال داشت. در این میان جنگ های طولانی صفویان با ازبکان و عثمانی ها به دلیل اختلاف ایدئولوژیکی که از جدال رسمی دو مذهب شیعه و سنی نشأت میگرفت از اهمیت خاصی در مناسبات این همسایههای مسلمان برخوردار است» (ثواقب، 1385، 1).
این جدالها بدون شک بر روابط فرهنگی و هنری دو کشور تاثیر گذار بوده که با مطالعه و مشاهده آثار میتوان به این مهم دست یافت.
«اندیشه سیاسی و ایدئولوژی حاکم بر این برهه زمانی را از آثار هنری میتوان دریافت. بنابراین آثار به وجود آمده در این دوره نه از سر تفنن و لذت جویی که اگاهانه و بر مبنای تفکر ساخته و پرداخته شده اند. سفرنامه نویسان خارجی نیز سعی کرده اند علاوه بر نظاره کردن به تفکر بنشینند تا به نیات هنرمندان و سازندگان این آثار پی ببرند. نیاتی که در پس آن میراث کهن نظام سلطانی ایران در تلفیق و امتزاج دین و دولت قرار داشت» (اصفهانی، 1385، 15).
از جمله این تاثیرات چه در خود حکومت ها و چه در روابط خارجی آنها انتقال اجباری و یا داوطلبانه هنرمندان و
کارگاههای فرهنگی به دیگر نقاط است.
«در مواردی چون تصرف هرات به دست صفویان یا تصرف تبریز به دست عثمانیها، حاکمان جدید هنرمندان نامدار شهرهای فتح شده را به همراه سایر غنایم به پایتخت خود میبردند. ما در اینجا فقط به مهاجرت اجباری هنرمندان اشاره کردیم. اما مهاجرت های داوطلبانه آنها مسلما به وضعیت سیاسی و اقتصادی سرزمینشان بستگی داشت. به این ترتیب این بیثباتی سیاسی، یافتن موقعیت سبکها را با آشفتگی بسیاری مواجه میسازد» (کالمار، 1385، 32).
این دو دولت با یکدیگر روابط سیاسی پر تنشی داشتند تا آنجا که این دشمنی را در آثار فرهنگی آنها می توان مشاهده کرد. صفویان مراسمی داشتند بنام زدن در این مراسم «پس از ستایش خدا و شاه تهماسب که تحت هدایت خلیفه (شاهقلی) صورت میگرفت و بعد اشعار سروده شاه اسماعیل و شاه تهماسب را میخواندند. انگاه حضار را یکایک بنام میخواندند و آنان

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید