راهکارهايي را پيش بيني کرده تا بوسيله آن، ريشه بزهکاري خشکانده شود و افراد اساساً به سوي بزهکاري نروند.
مبحث اول: تدابير پيشگيرانه در سطح خرد
منظور از جهت گيري هاي پيشگيرانه اسلام در سطح خرد، توصيه ها و دستورات پيشگيرانه اي است كه اسلام رعايت آنها را در محيط هاي اجتماعي كوچك لازم مي داند. اين محيط هاي اجتماعي خرد يا نزديك به خرد محيط هايي است كه فرد اولين ارتباطات اجتماعي خود را از آنجا آغاز مي كند. مثل خانواده، مدرسه،‌گروه همسالان و رسانه؛ به عبارت ديگر اقدامات پيشگيرانه اسلام در قالب پيشگيري رشد مدار در اين مبحث طي سه گفتار تدابير فردي و شخصيتي، تدابير خانوادگي ،تدابير ناظر به ارتباطات و تعاملات اجتماعي، مدنظر قرار مي گيرد.

گفتار اول: تدابير فردي و شخصيتي
اسلام با محوريت تعليم و تربيت فردي سعي در پرورش انساني دارد که از لحاظ روحي و رواني، اخلاقي و اعتقادي، فردي متعادل بوده و از هر گونه گناه و انحراف به دور باشد. به عبارتي، وجود عنصري به نام اراده و اختيار در وجود انسان است که به وي ارزشي متعالي و الهي داده و وي را از ديگر موجودات متمايز ساخته است و بر همين مبناست که اسلام، انسان را در انتخاب دين آزاد گذاشته و پيمودن راه سعادتي را ارزشمند مي داند که با ميل قلبي و از روي اختيار، انتخاب شده باشد و هر گونه جبر و اعمال قدرتي را در اين خصوص ممنوع مي سازد.
بر طبق آموزه هاي اسلام، مي توان دو عامل کلي را در خصوص عوامل موثر فردي شخصيتي جهت پيشگيري ازجرم نام برد. 1- عوامل اعتقادي 2- عوامل عبادي
بطور کلي عوامل اعتقادي و عبادي بيشتر شخصي و دروني مي باشند ؛گرچه ممکن است نمود بيروني نيز داشته باشد و در قالب اعمالي جلوه گر شود اما اساس و هدف از انجام آن ها ايجاد نيروي باز دارنده دروني از گناه مي باشد که در اسلام از آن به تقوا ياد مي شود. “تقوي از ماده “وقايه” به معناي نگهداري چيزي در برابر اموري است که به آن ضرر و زيان مي رساند، به تعبير ديگر، تقوي يک نيروي کنترل دروني است که انسان را در برابر طغيان شهوت حفظ مي کند.”3
نمونه اي از توجه منابع اسلامي به اهرم هاي دروني را مي توان در يکي از خطبه هاي نهج البلاغه ديد. امام علي (ع) در اين فراز مي فرمايد:
“و بدانيد که هر کس از سوي خويشتن، ياري نشود به گونه اي که از درون براي خود، پند دهنده و باز دارنده اي داشته باشد، از سوي ديگران، براي او هيچ باز دارنده و اندرز دهنده اي نخواهد بود. ” 4
در نتيجه مي توان گفت اگر نتوان چنين نيرويي را در افراد بيدار كرد و آنها را تشويق نمود كه از جرم و گناه دوري كنند، از آنجايي كه خداوند نيروي قوي بالقوه اي را در انسان به وديعه نهاده كه قدرت تسلط بركائنات را دارد و ميتواند همه چيز را تحت سيطره خود قرار دهد، هيچ كس و هيچ چيز نمي تواند جهت هدايت بشر و جلوگيري از ورود او به حيطه گناه، گامي بردارد.
در اين گفتار عوامل اعتقادي و عبادي و اثرات آن را بر پيشگيري مورد بررسي قرار مي دهيم.

بند اول- عوامل اعتقادي
عوامل اعتقادي، عواملي هستند که در باورها و عقايد انسانها ريشه داردو در نگرش انسانها به خود، جهان هستي و خالق شان موثر است .چنين ديدگاهي است که نحوه عملکرد و فعاليت انسان را در طول زندگي هدايت مي کند و مي تواند عامل تعيين کننده اي در سعادت يا شقاوت انسان محسوب گردد.
اساس و بنيان ديدگاه يک انسان مسلمان به اصول دين وي بر مي گردد که شامل ايمان به خدا(توحيد)،معاد، نبوت و همچنين امامت و عدل در خصوص اهل تشيع مي شود .

الف- ايمان به خدا (توحيد)
“از ديدگاه اسلام حقوق داراي منشا الهي است، منشا حقوق خداوند است، لذا در اسلام بين حقوق و مذهب هيچ جدايي وجود نداشته و ندارد. از منظر اسلام جرم، تجاوز به حقوق الهي و اقدامي عليه خداوند است. عموماً جرم به عنوان عمل افراد غير معتقد يا عمل افراد سست ايمان به حساب مي آيد که آنها را در برابر انگيزه هاي مجرمانه، آسيب پذير کند.”5
بنابراين اعتقاد به خدا عاملي قوي در ايجاد تقوا محسوب مي گردد؛چرا كه اعتقاد به اينکه خداوند بالاتر از مکان و زمان است و بر همه چيز احاطه دارد و شاهد تمامي افکار و اعمال و گفتار انسانهاست6، علاوه بر ايجاد حس عزت و اطمينان به نفس در انسان، خوفي نيز در قلب او شکل مي گيرد که باعث ايجاد سد مقاومي در برابر اعمال ناپسند مي گردد؛ چرا که توجه به حاضر و ناظر بودن خدا در تمامي لحظات زندگي، مسئوليت سنگيني را بر دوش مخلوق وي مي گذارد و باعث متعهد شدن وي در قبال اعمالش مي گردد. “مشروط بر اين که ايمان به اين مطلب در دل او جاي گرفته و به صورت يک باور قطعي درآيد. در حديثي مي خوانيم: “خدا را چنان عبادت کن که گويي او را مي بيني و اگر تو او را نمي بيني، او تو را به خوبي مي بيند.”7
نقش توحيد و خدا محوري در پيشگيري از اين جهت نيز روشن مي گردد که “خداوند متعال بر اساس صفاتي که دارد انسانها را از آنها بهره مند مي سازد و اين امر خود مي تواند عامل پيشگيرانه در انحرافات باشد. منشا تمام نزاع و کشمکش بين آحاد بشر وجود اختلاف در منافع و اختلاف در اعتقادات و گرايشات است. اگر اهداف توحيد در جامعه بشريت پياده و گسترش يابد منشا اختلافات بر چيده مي شود و زمينه اي براي برخورد بين افراد و وقوع بزه باقي نمي ماند.”8به عبارتي، خدا محوري مركزي براي يكي شدن و كثرت اعتقادات مي گردد و افراد جامعه را به يكديگر نزديك مي سازد.

ب- معاد
اعتقاد فرد به وجود جهان و زندگي ديگري که در آن
جا هم عذاب و پاداشي در انتظار اوست، طبعاً مي تواند عامل موثري جهت جلوگيري از ارتکاب جرم و گناه باشد.
“ايمان به حسابرسي خداوند در روز قيامت، که فوق العاده دقيق و حساس است9 و ترازوهاي سنجش عمل در قيامت آنقدر ظريف است که حتي کوچک ترين اعمال انساني را وزن مي کنند و به حساب مي آورند. توجه به اين امر بزرگ ترين اثر تربيتي را در بر دارد، زيرا کسي که مي داند اعمالش حتي به اندازه يک ذره مورد محاسبه قرار مي گيرد، امروز به حساب خود مشغول مي شود.”10
بنابراين ” انسان پرورش يافته در نظام تربيتي اسلام، با اعتقاد محکم و قلبي به وجود نظام ثواب و عقاب، حسابرسي و محاسبه تک تک اعمال و رفتارها، و حتي نيات دروني، از مکانيسم دروني کنترل رفتار برخوردار خواهد شد که اثرات کارکردي خود را بر رفتار فرد خواهد گذاشت و آن عدم ترجيح خوشي و لذات و منافع زودگذر حاصل از گناه و انحراف بر عذاب و مجازات الهي و محروم ماندن از نعمت هاي فراوان در آخرت مي باشد”.11
به عبارتي، وقتي انسان بداند كه اگر در اين دنيا خطايي از وي سر زند حقي را ضايع گرداند و … اگرچه در اين دنيا به هر دليلي مجازات نشود ولي در جهاني ديگر بايد پاسخ گوي اعمال خويش باشد و نمي تواند از بار مسئوليت كردارهايش شانه خالي كند، طبيعتاً بيشتر ازافكار و اعمال خويش مراقبت مي نمايد، بدون اينكه به كنترل كننده هاي بيروني نياز باشد. همچنين وجود نظام پاداش در اسلام به اين معني که “در اسلام ضمن توصيه به انجام کارهاي نيک و تبيين ثمرات آن، کساني که اعمال نيک را انجام مي دهند، علاوه بر آنکه از ثمرات آن بهره مند مي گردد، با انجام دادن کارهاي نيک به آنها پاداش داده مي شود. اين امر از سياست هاي تشويقي است تا افراد بيشتر به سوي انجام کارهاي نيک کشيده شوند”.12

ج- نبوت و امامت
هدف از حضور انبياء و ائمه الهي در طول تاريخ، همواره هدايت و پرورش انسانهاي سالم بوده است و اين، توجه خداي يکتا به پاکي و تزکيه انسانها رانشان مي دهد تا فطرت الهي خود را آلوده نساخته و در نهايت به سعادت دنيا و آخرت نائل شوند. و بدين صورت با فرستادن انبيا، مسير کمال را راحت نموده تا آنهاهمچون الگو و نمونه اي، بشارت دهنده و بيم دهنده باشند و در تشخيص سره از ناسره، آدميان را راهنمايي نمايند. “ترديدي نيست که تعيين کارهاي نيک و بدو تشريح سود و زيان و پاداش و کيفر آنها، عاملي است تا در روان آدمي، ميل به انجام کار نيک و بيم از ارتکاب کار ناپسند شکل گيرد و در پي آن، روح و روان انسانيت تاثيري فوق العاده يابد.”13
پر واضح است كه وجود انسانهاي كاملي كه راه سعادت را پيمودند و با طي مسير پر مخاطره و سختي به هدف آفرينش انسان كه كمال است، رسيده اند، در تقويت اراده افراد در پيمودن چنين راهي و استفاده ازتجارب و راهنمايي شان بسيار موثر خواهد بود. بودن چنين كساني که راه حل، تصحيح لغزش ها و خطاها را مي دانند، احساس امنيتي را بر اين اساس ايجاد مي كند كه هميشه راه بازگشت وجود دارد و نااميدي از شكست را در اين مسير ريشه كن مي سازد. اين نكته نه تنها در پيشگيري عام ازجرم موثر است بلكه تاثير خود را در پيشگيري خاص يا تكرار جرم نمايان مي سازد.

د- عدل
يکي از اصول و پايه هاي اساسي دين اسلام که مبناي مهم اعتقاد يک مسلمان به شمار مي رود، اعتقاد به عدل الهي است؛اعتقاد به اينکه نظام هستي بر اساس عدل و توازن و استحقاق ها و قابليت ها بوجود آمده و هيچ گونه ظلمي از سوي خدا به جهان هستي اعمال نمي شود و خداوند از اين صفت منزه و پاک است.
“عدل الهي با عدل بشري به جهت رابطه خالق و مخلوق قابليت قياس ندارد و طبق آيه 7 سوره الرحمن عدل ترازوي خدا در امر آفرينش است “و السماء نعمها و وضع الميزان” در ذيل همين آيه است که رسول خدا فرموده است: “بالعدل قامت السموات و الارض”14زماني كه فرد به عدل الهي اعتقاد داشته باشد، در برابر مشكلات مقاومت تر مي گردد ؛چرا كه مي داند وراي همه اين سختي ها حكمتي از جانب خداوند متعال نهفته است كه علتش از ديد وي پنهان است. لذا به دليل چنين اعتمادي درصدد حل مسائل زندگي در حد توانايي خود برآمده و بقيه را به خداوند واگذار مي نمايد. بنابراين خدا، قدرتي در درونش ايجاد مي نمايد كه در برابر وسوسه ها، سستي از خود نشان نمي دهد و بدين ترتيب از گناه دوري مي نمايد.
“اجراي عدالت نقش بسزايي در کاهش و پيشگيري از بزهکاري دارد. تاکيد به عدل الهي و اجراي عدالت توسط حکومت اسلامي در قرآن، علي رغم تفاوت هاي مبنايي عدل الهي و عدل بشري مويد اين نقش است .نکته جالب اينکه اجراي عدالت در پيشگيري از چنان اهميتي برخوردار است که مجمع عمومي سازمان ملل، طي تصميم شماره 119/56 و از کنگره يازدهم (2005 بانکوک) در تاريخ 19 دسامبر 2001 عنوان کنگره هاي پنج سالانه پيشگيري از جرم و اصلاح بزهکاران را به پيشگيري از جرم و عدالت کيفري تغيير داد. “15

بند دوم- عوامل عبادي
اعمال و مناسک عبادي يا فروع دين، تکاليف فردي و رفتاري اند که از جانب خدا بر پيامبر تشريع شده و بر کليه مسلمانان واجب شده است. اين اعمال عبادي وسيله اي جهت تقرب به خدا، معرفت شناسي خويشتن، خالق يکتا و جهان هستي مي باشد که در اسلام نماز، روزه، حج، جهاد، خمس، زکات و امر به معروف و نهي از منکر و جهاد به عنوان فروع دين شناخته شده اند و انجام آنها بر مسلمانان واجب است.
انجام اين اعمال بطور مستقيم و غير مستقيم در ايجاد و تقويت نيروي خود کنترلي دروني يا همان تقوا، موثر است که نتيجه آن دوري از گناه و انحراف مي باشد.
الف- نقش نماز
طبق آيه 45 سوره عنکبوت که مي فرمايد :”همانا نماز انسان را از فحشا و منکر باز مي دارد.” ، نقش نماز در زندگي فردي و اجتماعي مشخص مي گردد. “کسي که روزي 5 بار در برابر قادر متعال قرار گيرد، به نماز بايستد و با خالق خود راز و نياز کند، به مراتب کمتر از کسي که توجهي به رب الارباب ندارد، در ورطه هلاک و نابودي مي افتد و گرفتار ظلم و تجاوز به حقوق ديگران نمي شود. تحقيق و تجربه نشان داده که عبادت و معنويت، در جلوگيري از ناهنجاري ها و بزهکاري اجتماعي و فرهنگي بسيار موثر است. “16
بر اساس آيات قرآني و آموزه هاي اسلامي ،نمازنخستين ويژگي انسانهاي خود ساخته است که با آن،ارتباط خود را با خدا حفظ مي کنند و مانع از غفلت و غرور خود و فرو رفتن در شهوات واسارت درچنگال شيطان وهواي نفس مي شوند.
همچنين “در آيات مختلفي از قرآن کريم،به عوامل روحي و رواني که موجب انحراف و بزهکاري و بطور کلي جرم مي گردد،اشاره شده است.خود پرستي اضطراب، حرص، طمع، جهل و … در اين زمره محسوب مي شوند. نماز با ايجاد اطمينان الهي مي تواند از عوامل موثر در کاهش اضطراب باشد. طبق آيه 28 سوره رعد که مي فرمايد: “الا بذکرالله تطمئن القلوب” در واقع طمانينه و آرامش و جلوگيري از تزلزل و اضطراب و ترديد و آرامش باطني با ذکر و ياد خداوند متعال در همه حالات پيدا مي شود.”17
وجود چنين طمانينه و آرامشي نقش بسزايي در کاهش و پيشگيري از جرم ايفا مي کند؛ چرا كه اين اطمينان ،به وي اعتماد به نفس مي دهد كه بتواند در مسير زندگي گام بردارد؛ زيرا مي داند تنها نيست ونيرويي مطمئن، كه قدرتش بالاترين قدرتهاست حامي اوست و مي تواند با توكل به وي از الطاف وي بهره برده و مسائل خويش را حل نمايد. ضمن اينكه وقتي انسان در برابر قدرت مافوق قدرتها خم مي شود نه تنها از هيچ قدرتي در دنيا نمي هراسد بلكه اگر خود وي از قدرتي برخوردار باشد، مي داند كه در برابر او هيچ است .لذا غرور كاذب وي را نمي گيرد و با تكيه بر قدرتش به كسي ظلم نمي كند بلكه سعي مي كند ياريگر مظلومان باشد و گرهي از گره هاي جامعه را بگشايد و اين حس تواضع در كنار قدرت مي تواند انسان متعادلي را بوجود آورد كه سعادت دنيا و آخرت خويش را با پرستش خداي يكتا تامين نمايد.

ب- نقش روزه
روزه از بزرگترين عبادات اسلام که در امت هاي پيش از اسلام نيز در روزهاي خاص و به اشکال گوناگون وجود داشته، در تلطيف روح و تقويت اراده انسان در مقابل غرايز و شهوات بسيار موثر است. بر طبق آيه 183 سوره بقره از فوايده روزه، تقوي ذکر شده است . اين پرهيزکاري از راه روزه و خودداري از خوردن و آشاميدن و شهوت جنسي به دست مي آيد. علاوه بر آن، سلامتي بدن و جسم و نهايتاً سلامتي روح و روان آدمي از ديگر فوايد روزه است.
“روزه يک درس مساوات و برابري در ميان افراد اجتماع است .با انجام اين دستور مذهبي، افراد متمکن ،هم وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را بطور محسوس در مي يابند و هم با صرفه جويي در غذاي شبانه روزي خود مي توانند به کمک آنها بشتابند”.18پر واضح است كه وقتي روح همدلي و مساوات در ميان افراد جامعه برقرار شود، ثروتمندان با درك وضعيت فقيران به آنها كمك مي كنند و در نتيجه سطح اقتصادي جامعه رشد مي كند و بدين ترتيب در حل مسائل اجتماع مشاركت مي ورزند. از طرف ديگر، روح انسان مدتي مجال رشد بيشتري مي يابد ؛چرا كه با روز


دیدگاهتان را بنویسید