دانلود پایان نامه

اقتصادي ISIC) (International Standard Industrial Classification : و به طور يكسان در سطرها و ستون‌هاي جدول رديف مي‌شوند. بخش‌ها در سطرهاي جدول به عنوان فروشندگان كالا و خدمات واسطه به ساير بخش‌ها تلقي مي‌شوند و در ستون‌ها گيرندگان نهاده‌ها و يا خريداران نهاده‌هاي ساير بخش‌ها محسوب مي‌گردند. بنابراين محل تلاقي سطر i و ستون j، كميت Xij ستانده بخش j از فرآورده‌هاي بخش i را نشان مي‌دهد. جمع افقي اين كميت‌ها، كل ستانده‌هاي همه بخش‌هاي توليدي از فرآورده‌هاي بخش i است.
(1)
جمع عمودي اين كميت‌ها، كل نهاده‌هاي بخش jاز فرآورده‌هاي بخش‌هاي مختلف اقتصاد را نشان مي‌دهد يعني: (كياني، منصور، 1376)
(2)
ناحيه 2 جدول داده- ستانده، توليد نهايي بخش‌هاي گوناگون، اجزاي تقاضاي نهايي يا مصارف نهايي آنها را آشكار مي‌سازد. تقسيم‌بندي اين ناحيه گاهي برحسب تقسيمات نهادي مانند شركت‌ها، خانوارها، دولت، دنياي خارج و گاهي بر حسب عمليات نهايي مانند تشكيل سرمايه ثابت، مصرف نهايي و خالص مبادلات خارجي است. اين طبقه‌بندي در عمل به صورت هزينه‌هاي مصرفي خانوارها Ci، هزينه مصرفي دولت Gi، تشكيل سرمايه Ii (شامل سرمايه‌گذاري ثابت و افزايش موجودي) و صادرات Ei و در برخي جداول واردات Mi به صورت منفي در قسمت‌ تقاضاي نهايي Fi منظور مي‌شود.
(3) Fi=Ci+Gi+Ii+Ei
كه تقاضاي كل Ti برابر با جمع تقاضاي نهايي Fi و تقاضاي واسطه Wi است.
(4) Wi+Fi=Ti
ناحيه 3 جدول از ارزش افزوده بخش‌ها و اجزاي آن تشكيل مي‌شود به عبارت ديگر ارزش افزوده‌اي كه در هريك از بخش‌ها ايجاد مي‌شود را نشان مي‌دهد. تقسيمات ارزش افزوده غالباً عبارتست از: درآمد كاركنان يا جبران خدمات كاركنان، سود شركت‌ها و درآمد كاركنان مستقل يا مازاد عملياتي و خالص ماليات‌هاي غيرمستقيم. پس داريم: (كياني، منصور، 1376)
(5)
ناحيه چهارم در قيمت ناحيه خود مصرفي نام دارد چرا كه بخش‌هايي از ارزش افزوده ايجاد شده در يك بخش در خود بخش نيز مصرف مي‌شود. در جداول داده- ستانده اين ناحيه را خالي مي‌گذارند. براساس رابطه (4) ستانده بخش iام برابر است با جمع مصرف از فرآورده‌هاي آن بخش منهاي واردات فرآورده‌هاي مشابه:
(6) Xi=Wi+Fi-Mi
همچنين حاصل‌جمع ارزش نهاده‌هاي واسطه و ارزش افزوده‌هاي آن، ميزان نهاده‌هاي بخش jام را نشان مي‌دهد:
(7) Xj=Uj+Vj
كه با برابري ارزش ستانده‌ها و داده‌هاي بخش‌ها (=)، تساوي حاصل مي‌شود كه اساس جدول داده- ستانده است. (كياني، منصور، 1376)

جدول (3-1) ساختار داده- ستانده

كل ستانده‌ها

واردات
جمع تقاضاي
كل
بخش‌هاي مصرف‌ كننده

بخش‌هاي
توليدكننده

جمع
مصارف نهايي
مصارف نهايي صادرات، سرمايه‌گذاري،
مصرف دولت، مصرف خانوارها
جمع
مصارف واسطه
مصارف واسطه (1000n)

Xi
Mi
Ti
Fi
Ci Gi Ii Ei
ناحيه (2)
Wi
ناحيه (1)
Xij
1
2
i
n

Uj
جمع هزينه‌هاي واسطه

ناحيه (4)
ناحيه خودمصرفي

ناحيه (3)
Vij
اجزاء ارزش افزوده

Vj
جمع ارزش افزوده

Xj
كل داده‌ها

3-4 ضرايب فني داده- ستانده و معكوس ماتريس لئونتيف
3-4-1 ضرايب فني داده- ستانده
اساس تحليل داده‌- ستانده ناحيه اول اين جدول است، چرا كه در اين ناحيه روابط توليدي و مصرفي بخش‌ها به نمايش درآمده است. همانطور كه در جدول (3-2) ملاحظه مي‌شود سطرها نشان‌دهنده مقصد توليدات بوده و به اين معني است كه ستانده يك بخش در كدام بخش‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد. همچنين ستون‌ها نيز منابع توليدي يك بخش را نشان مي‌دهد. به عبارت ديگر منابع توليدي يك بخش از چه بخش‌هايي تامين مي‌شود. (سورشجاعي ساماني، پژمان، 1377) به منظور نشان دادن روابط بين بخش‌ها از رابطه زير استفاده مي‌شود:
(8)
aij به اين معني است كه براي توليد يك واحد محصول در بخش j چه مقدار محصول بخش i در اين بخش مورد نياز است. پس از محاسبه تمام عناصر جدول پيشين نهايتاً جدول (3-3) كه نشان‌دهنده ضرايب فني داده‌- ستانده است، ارائه مي‌شود.
جدول (3-2) نمايش رياضي نواحي سه‌گانه
ستانده
خالص تقاضاي نهايي
n
… h …
2
1

X1
X2
.
.
.
Xh
.
.
.
Xn
F1
F2
.
.
.
Fh
.
.
.
Fn
X1n
X2n
.
.
.
Xhn
.
.
.
Xnn
… X1h …
… X2h …
.
.
.
… Xhh …
.
.
.
… Xnh …
X12
X22
.
.
.
Xh2
.
.
.
Xn2
X11
X21
.
.
.
Xh1
.
.
.
Xn1
1
2
.
.
.
h
.
.
.
n

Un
Vn
Uh … …
… Vh …
U2
V2
U1
V1
Uj
Vj
(=)

Xj (داده‌كل)
مأخذ: سورشجاعي ساماني

جدول (3-3) ضرايب فني نواحي سه‌گانه
n
h …. ….
2
1

a1n
a2n
.
.
.
ahn
.
.
.
…. a1h ….
…. a2h ….
.
.
.
…. ahh ….
.
.
.
a12
a22
.
.
.
ah2
.
.
.
a11
a21
.
.
.
ah1
.
.
.
1
2
.
.
.
h
.
.
.
n
منبع: سورشجاعي ساماني
3-4-2 معرفي معكوس ماتريس لئونتيف
ضرايب فني داده‌- ستانده صرفاً ارتباط مستقيم توليدي بخش را نشان مي‌دهد به عبارت ديگر aij ميزان نيازمندي به محصول بخش i جهت توليد يك واحد محصول بخش j كه مستقيماً در اين بخش مصرف مي‌شود را نشان مي‌دهد. اما از آنجايي‌كه در ايجاد محصول j بخش‌هاي ديگر نيز اثرگذار بوده‌اند به طوري‌كه ارتباط با بخش‌هاي ديگر و استفاده از محصولات آنها نيز در شكل‌گيري محصول بخش j مؤثر بوده است از اين رو براي محاسبه اثر بخش‌هاي ديگر در توليد بخش j از معكوس ماتريس لئونتيف استفاده مي‌شود تا اثر مستقيم و غيرمستقيم گسترش بخش j بر اقتصاد قابل مطالعه باشد. براي اين منظور از رابطه (6) داريم:
(9) Xi=Wi+Fi-Mi
اين رابطه ستانده كل بخش i ام را نشان مي‌دهد اگر به جاي خالص تقاضاي نهايي از نماد fi استفاده كنيم داريم‌:
(10) Xi=Wi+fi

همچنين با جايگزيني رابطه (2) در رابطه فوق داريم (شيرازي، حميد، 1378):
(11)
به اين ترتيب:
(12)
اگر باشد در اين صورت:
(13) Xij=aijXj
با جايگزيني رابطه (13) در رابطه (12) داريم‌:
(14)
بسط رابطه (14) به صورت زير است:
X1-(a11X1+a12X2+…+a1nXn)=f1

X2-(a21X1+a22X2+…+a2nXn)=f2
.
.
.
Xi-(ai1X1+ai2X2+…+ainXn)=fi
.
.
.
Xn-(an1X1+an2X2+…+annXn)=fn

كه به شكل ماتريس به صورت زير خواهيم داشت:

اكنون مي‌توان فرم ماتريسي را به صورت زير نوشت:
(15) X-AX= f
به اين ترتيب:
(16) (I-A)X=f
و نهايتاً داريم:
(17) X=(I-A)-1f
كه شكل بسط‌يافته آن به صورت زير است:‌

عناصر موجود در ماتريس (n×n) فوق همان معكوس ماتريس لئونتيف است.
اكنون با استفاده از ضريب ماتريس‌ها داريم: (شيرازي، حميد، 1378، ص 53)

به عنوان مثال در ماتريس (n×n) فوق عنصر C21 به اين معني است كه براي پاسخگويي به يك واحد تقاضاي نهايي براي توليدات بخش 1، بخش 2 چه ميزان بايد توليد كند. همان‌طور كه گفته شد ضرايب فني ماتريس داده- ستانده ارتباط مستقيم توليدي بخش‌ها را نشان مي‌دهد اما معكوس ماتريس لئونتيف كل ارتباط توليد بخش‌ها (اعم از مستقيم و غيرمستقيم) را نشان مي‌دهد كه با تفريق اثر مستقيم از كل اثر (عناصر معكوس ماتريس لئونتيف) اثر غيرمستقيم به دست مي‌آيد. (شيرازي، حميد، 1378، ص 53)
3-5 معرفي پيوندهاي پسين و پيشين
اساس استراتژي توسعه نامتوازن سرمايه‌گذاري در بخش‌هاي كليدي اقتصاد است كه موجبات رشد ساير بخش‌ها را فراهم مي‌نمايد. جهت شناسايي بخش‌هاي كليدي از تحليل پيوندهاي پسين و پيشين استفاده مي‌شود. بر اين اساس هر صنعتي كه به وجود مي‌آيد داراي ارتباط پسين و پيشين است به طوري‌كه ارتباطات پيشين به معني كاربرد محصول بخش مورد نظر در ساير بخش‌ها و ارتباط پسين به معني آثار تامين نهاده‌ از ساير بخش‌هاي اقتصاد است. حال پيوندهاي پسين و پيشين به صورت زير معرفي مي‌شوند.
3-5-1 پيوندهاي پسين و پيشين جزئي (مستقيم)
اين دو نوع پيوند از ضرايب فني داده- ستانده حاصل مي‌شوند، از اين رو پيوند پسين و پيشين جزئي (مستقيم) ناميده مي‌شوند. روابط رياضي شاخص‌هاي مذكور به صورت زير مي‌باشند:
3-5-1-1 پيوند پسين جزئي
اين شاخص از ضرايب فني داده- ستانده به دست مي‌آيد به طوري‌كه اگر جمع ستوني ضرايب فوق انجام شود، پيوند پسين جزئي بدست مي‌آيد. از اين رو داريم:
(18)
به اين معني است كه جهت توليد يك واحد كالا در بخش j بخش‌هاي مختلف به طور مستقيم به چه ميزان نهاده در اختيار اين بخش قرار مي‌دهند.

3-5-1-2 پيوند پيشين جزئي
شاخص پيوند پيشين جزئي از درايه‌هاي ماتريس ضرايب فني به دست مي‌آيد. به اين ترتيب كه اگر جمع سطري ضرايب فوق صورت گيرد، داريم:
(19)
كه به عنوان شاخص براي نشان دادن ميزان كالاي توليد شده در بخش i كه به طور مستقيم در اختيار ساير بخش‌هاي اقتصادي بعنوان کالاي واسطهاي قرار مي‌گيرد، به كار مي‌رود. (چنري و واتانابه، 1958).
3-5-2 پيوندهاي پسين و پيشين كلي راسموسن
اولين بار به وسيله راسموسن مورد استفاده قرار گرفته است كه از معكوس ماتريس لئونتيف به دست مي‌آيد. اين پيوندها ارتباطات مستقيم و غيرمستقيم توليدي را نشان مي‌دهند كه به اين خاطر نام كلي به اين گونه پيوندها اطلاق مي‌شود که در ذيل ارايه مي‌شود.
3-5-2-1 پيوند پسين كلي
با جمع ستوني ضرايب معكوس ماتريس لئونتيف پيوندهاي پسين كلي به دست مي‌آيد كه داريم:
(20)
كه به اين مفهوم است كه جهت پاسخگويي به يك واحد تقاضاي نهايي بخش j ساير بخش‌هاي اقتصادي به چه ميزان نهاده در اختيار بخش‌هاي اقتصاد اعم از اين بخش، قرار مي‌دهند. (راسموسن، 1958)
3-5-2-2 پيوند پيشين كلي
همچنين با جمع سطري ضرايب معكوس ماتريس لئونتيف پيوند پيشين كل بدست مي‌آيد كه داريم:
(21)
كه به اين معني است كه با افزايش 1 واحد تقاضاي نهايي در همه بخش‌هاي اقتصادي، بخش i چه ميزان محصول در اختيار اين بخش‌ها قرار مي‌دهد. (راسموسن، 1958، ص 140)
3-6 روشهاي محاسبه
3-6-1 تجزيه ماتريس لئونتيف1
به منظور شناسايي كمي اثر بخش انرژي بر اقتصاد و اثر ساير بخش‌هاي ديگر بر بخش انرژي از تجزيه ماتريس لئونتيف استفاده مي‌شود.
اساس تجزيه ماتريس لئونتيف، خروج يك بخش اقتصادي از ماتريس اوليه و بررسي تأثير آن در كل اقتصاد است.
3-6-2 روش استراسرت
اولين بار استراسرت8 مبدع اين روش بود كه روش خارج سازي فرضي9 نام‌گذاري نمود. در اين روش با خروج يك بخش، ميزان تأثيرگذاري‌ آن بر محصول كل مورد توجه قرار مي‌گيرد به طوري‌كه اگر اثر مشخص بر محصول كل داشته باشد بخش موردنظر اهميت خاصي در اقتصاد داشته وگرنه اهميت ناچيزي در ساختار اقتصادي دارد.
جهت محاسبه اين شاخص، كافي است سطر و ستون بخش‌هاي موردنظر را (يك بخش) از جدول ضرايب فني حذف كرده، سپس ماتريس لئونتيف جديد را معكوس كرده و آنگاه در بردار تقاضاي نهايي جديد ضرب نموده و نهايتاً توليد جديد به دست مي‌آيد. چنانچه نسبت توليد جديد به توليد اوليه بزرگتر از واحد باشد نشان‌دهنده اهميت زياد اين بخش در كل اقتصاد است. (پيروي، 1382)
بر اين اساس چنانچه ماتريس اوليه بر اساس معکوس ماتريس لئونتيف باشد داريم:
(1)
حال چنانچه بخش موردنظر

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید