دانلود پایان نامه

از جدول اوليه حذف شود و سپس با محاسبه معکوس ماتريس لئونتيف و ضرب آن در تقاضاي نهايي، توليد جديد بدون حضور بخش مورد نظر بدست مي‌آيد. چنانچه رقم توليد جديد از توليد اوليه تفاضل‌گيري شود و اندازه کمي توليد منفي گردد نشان از اهميت بخش حذف شده در اقتصاد دارد. بنابراين داريم:
(2)
همانطور که ملاحظه مي‌شود k بيانگر بخش خارج شده از ماتريس اوليه است. روش استراسرت در شناسايي اهميت بخش‌هاي اقتصادي جالب توجه به نظر مي‌رسد اما اين روش با مشكل اساسي مواجه است و آن اينكه قابليت تمايز اثرات بخش‌ها را ندارد از اين رو سلا تجزيه ماتريس را راه‌حل كار مي‌داند و معتقد است كه با اين روش مي‌توان اثرات بخش‌ها را به طور مجزا محاسبه نمود كه در ذيل اين روش تشريح مي‌شود.
3-6-3 روش سلا
سلا برخلاف استراسرت، بخش‌هاي اقتصادي را به دو گروه بخش‌ خارج شده (بخش 1) و ساير بخش‌هاي باقيمانده (بخش 2) تقسيم نموده سپس اثر اين خروج را بر ستانده كل و كل پيوند مورد بررسي قرار مي‌دهد. بر اين اساس ابتدا بخش‌هاي مذكور را با استفاده از رابطه اساسي موازنه لئونتيف (X=AX+F) به صورت زير به نمايش درمي‌آورد:
(1) X1=A11X1+A12X2+F1
(2) X2=A21X1+A22X2+F2
در تجزيه ماتريس سلا، ماتريس ضرايب فني لئونتيف (A) به چهار قسمت افراز مي‌شود كه داريم:
(3) A=
در ماتريس فوق، هركدام از بخش‌هاي افراز شده، بيانگر روابط بين بخش‌هاي اقتصادي است. به طوري‌كه روابط (1) و (2) را در قالب ماتريس داريم:
(4)
پس از حل معادلات (1) و (2) داريم:
(5)

T=(I-A11-A12M22A21)-1

M22=(I-A22)-1

بر اساس تقسيم‌بندي ماتريس ضرايب فني لئونتيف،T و M22(I+A21TA12M22) به ترتيب كل توليد بخش‌هاي 1 و 2 است كه در اين بخش‌ها به مصرف مي‌رسد. همچنين TA12M22 و M22A21T به ترتيب كل توليدي است كه بخش‌هاي 1 و 2 در اختيار همديگر قرار مي‌دهند.
اكنون به منظور جدا نمودن اثرات بخش‌هاي اقتصادي نسبت به يكديگر از رابطه زير استفاده مي‌شود:
(6) TL=W'(X)
TL اندازه كمي كل پيوند بخش‌هاي اقتصادي است. W بردار ستون (1×n) از عناصري است كه ترانسپورت آن در رابطه فوق (W’) جهت تبديل ماتريس (X) به جمع استفاده شده است كه در نتيجه داريم:
(7)

با نمايش ماتريس W:
(8)
در ادامه داريم ‌:
(9) TL=[[W’1(T)+W’2(M22A21T)]+[W’1(TA12M22)+W’2(M22A21TA12M22)]]
و در نهايت داريم:
(10)
TL=[W’1(T)+W’2(M22A21T)]F1+[W’1(TA12M22)+W’2(M22A21TA12M22)]F2

BL(k)=[W’1(T)+W’2(M22A21T)]

FL(k)=[W’1(TA12M22)+W’2(M22A21TA12M22)]
همانطور كه در رابطه فوق ملاحظه مي‌شود بخش‌هاي اقتصادي به دو بخش 1 و 2 (موردنظر و ساير بخش‌ها) تقسيم شده، چنانچه تقاضاي نهايي بخش 1 تغيير نمايد، كل توليد در بخش 1 شامل (T) بوده و تأثير ناشي از اين بخش بر بخش 2 و محصولي كه بخش 2 در اختيار بخش قرار مي‌دهد شامل (M22A21T) است. بنابراين بيانگر پيوند پسين بخش خارج شده فرضي از اقتصاد نيز مي باشد ) .( BL(k) همچنين در بخش دوم رابطه فوق، چنانچه تقاضاي نهايي ساير بخش‌ها (2) تغيير نمايد، تاثيري كه بر بخش 1 گذاشته و منجر به توليد اين بخش و در اختيار قرار دادن محصول آن به بخش 2 است. همچنين كل توليدي كه در بخش 2 صورت مي‌پذيرد (M22A21TA12M22) است. در نتيجه نشان‌دهنده پيوند پيشين بخش خارج شده فرضي از اقتصاد است ) .( FL(k) بنابراين بر اساس رابطه (10)، به راحتي مي‌توان اثرات تغيير تقاضاي نهايي بخش‌هاي 1 و 2 نسبت به همديگر ملاحظه نمود. (ديتزنباخر، 1997)
3-7 معرفي شاخص‌هاي ارزيابي بخش انرژي
به منظور بررسي جايگاه بخش انرژي در اقتصاد ايران از شاخص‌هاي پيوندي پسين و پيشين، قدرت انتشار و حساسيت، شاخص‌ اشتغال استفاده مي‌شود كه درخصوص شناسايي ميزان تاثيرگذاري بخش انرژي بر ساير بخش‌ها و بالعكس تجزيه ماتريس لئونتيف انجام مي‌گيرد. در ذيل شاخص‌هاي مذكور معرفي مي‌شود.
3-7-1 شاخص‌هاي قدرت انتشار و حساسيت
شاخص‌هاي قدرت انتشار و حساسيت از معكوس ماتريس لئونتيف بدست مي‌آيند اين شاخص‌ها به ترتيب ميزان توانايي يك بخش اقتصادي در ايجاد نهاده‌هاي توليدي و قدرت پاسخگويي به افزايش تقاضاي نهايي نسبت به متوسط اقتصاد كشور را نشان مي‌دهند.
3-7-1-1 شاخص قدرت انتشار
اين شاخص از نسبت شاخص پيوندي پسين كلي يك بخش به متوسط كل معكوس ماتريس لئونتيف به دست مي‌آيد. بر اين اساس داريم:
(1)
BLTj = پيوند پسين كلي
Cij= معكوس ماتريس لئونتيف
n= تعداد بخش‌ها
چنانچهPj>1 باشد بيانگر توانايي فزاينده بخش اقتصادي در ايجاد نهاده‌هاي توليدي نسبت به متوسط اقتصاد كشور است از اين رو اهميت خاصي دارد.
3-7-1-2 شاخص حساسيت
اين شاخص از نسبت شاخص پيوندي پيشين كلي يك بخش به متوسط كل معكوس ماتريس لئونتيف به دست مي‌آيد كه براين اساس داريم:
(2)
FLTi = پيوند پيشين كلي
Cij= معكوس ماتريس لئونتيف
n= تعداد بخش‌ها
چنانچه qi>1 باشد نشان‌دهنده قدرت پاسخگويي به افزايش تقاضاي نهايي است و موجبات گسترش و راه‌اندازي فعاليت‌ها را دارد. (خيام، 1995)
3-7-2 شاخص اشتغال
اين شاخص با ضرب كردن بردارهاي ضريب‌هاي اشتغال در معكوس ماتريس لئونتيف به دست مي‌آيد كه تأثير هر واحد تقاضاي نهايي براي كل اشتغال در بخش‌ها را نشان مي‌دهد. اگر Xj و Lj به ترتيب توليد و اشتغال در بخش j باشد ضريب اشتغال در اين بخش بدين‌گونه حساب مي‌شود:
(3)
در اين صورت ماتريس اشتغال L حاصل‌ضرب ماتريس قطري ضرايب اشتغال L و معكوس ماتريس لئونتيف خواهد بود.
(4) L=L(I-A)-1
چنانچه حاصلضرب ماتريس اشتغال در ماتريس تقاضاي نهايي بخش‌ها ضرب شود اثر اشتغال‌زايي ناشي از كل تقاضاي نهايي (اجزاي تقاضاي نهايي) را نشان مي‌دهد. در نتيجه داريم:
(5)
بنابراين كل اشتغال ناشي از تقاضاي نهايي را بدست مي‌دهد (توفيق، 1371).

فصل چهارم
بررسي جايگاه بخش انرژي در اقتصاد ايران در چارچوب
جدول داده- ستانده سال 1378

در اين بخش قبل از ورود به بحث اصلي (معرفي شاخص‌هاي مورد استفاده در اين تحقيق) به معرفي جدول داده- ستانده سال 1378 كه در اين تحقيق استفاده مي‌شود، پرداخته مي‌شود.
4-1 معرفي جدول داده- ستانده سال 1378
همانطور كه در فصل سوم اشاره شد آخرين جداول داده- ستانده آماري كه توسط بانك مركزي و مركز آمار ايران تهيه گرديد مربوط به وضعيت اقتصاد ايران در سال‌هاي 1367 و 1365 مي‌گردد. استفاده از اين جداول به دليل قديمي‌بودن ضرايب فني و تغيير شرايط اقتصادي، مناسب به نظر نمي‌رسد. از آنجا كه آخرين جدول غيرآماري مربوط به سال 1378 در اين اواخر توسط بانك مركزي تهيه شده استفاده مي‌شود.
جدول داده- ستانده سال 1378 به روش غيرآماري و با استفاده از ضرايب فني جدول داده- ستانده سال 1367 (تهيه شده توسط بانك مركزي) محاسبه شده است. در اين جدول تعداد 40 بخش يا فعاليت اقتصادي منتخب در نظر گرفته شده كه اين فعاليت‌ها منطبق با طبقه‌بندي بين‌المللي و استاندارد فعاليت‌هاي اقتصادي (ISIC) 1 هستند. البته به دليل اينكه صادرات ايران در دو گروه صادرات نفت و گاز و صادرات كالاهاي غيرنفتي تقسيم مي‌شود و فعاليت‌هاي خدماتي سهم بسيار ناچيزي در صادرات ايفا مي‌كنند، بخش‌هاي خدماتي به شكل كلي‌تر در يكديگر ادغام شده‌اند. از سوي ديگر در طبقه‌بندي صنايع كارگاهي نيز به دليل گستردگي بيشتر تعداد فعاليت‌هاي اقتصادي از ويرايش سوم ISIC استفاده شده است.
حاشيه‌هاي جدول داده- ستانده سال 1378 با استفاده از آخرين آمار و اطلاعات موجود استفاده شده كه در برگيرنده دو گروه از اجزاء تقاضاي نهايي و اجزاي عرضه كل است كه در مجموع بخش‌هاي اقتصادي جدول داده- ستانده سال 1378 شامل ذيل است:
1- زراعت 2- دامپروري و شكار 3- جنگلداري 4- ماهيگيري 5- نفت خام و گاز طبيعي 6- معدن 7- صنايع توليد مواد غذايي و آشاميدني‌ها 8- صنايع توليد سيگار، توتون و تنباكو 9- صنايع توليد منسوجات 10- صنايع توليد پوشاك 11- صنايع توليد چرم و محصولات چرمي 12- صنايع توليد چوب و محصولات 13- ساخت مبلمان 14- صنايع توليد كاغذ و محصولات كاغذي 15- صنايع توليد مواد و محصولات شيميايي 16- صنايع توليد فرآورده‌هاي نفتي 17- ساير فرآورده‌هاي نفتي و كوره كك 18- صنايع توليد محصولات لاستيكي و پلاستيكي 19- صنايع توليد محصولات معدني غيرفلزي 20- صنايع توليد فلزات اساسي21- محصولات فلزي فابريكي بجز ماشين‌آلات 22- صنايع توليد ماشين‌آلات و تجهيزات 23- صنايع توليد ماشين‌آلات مولد، انتقال دهنده برق 24- صنايع توليد وسايل نقليه موتوري 25- صنايع توليد راديو، تلويزيون و وسايل ارتباطي 26- صنايع توليد ساير تجهيزات و وسايل حمل و نقل 27- ساير محصولات صنعتي 28- برق 29- گاز 30- آب
31- ساختمان 32- حمل و نقل و انبارداري 33- ارتباطات 34- بازرگاني 35- رستوران و هتل‌ها 36- خدمات مالي 37- خدمات بيمه 38- خدمات مستغلات، كرايه و فعاليت‌هاي كسب و كار

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید