دانلود پایان نامه

نياز كمتري به مصرف انرژي دارند) مي‌تواند تا اندازه زيادي موجب كاهش مصرف و شدت انرژي شده و از اين رو موجب تضعيف رابطه رشد اقتصادي و مصرف انرژي شود، اما به هر حال بايستي قبول كرد كه اين عوامل تنها تا حد معيني قادر هستند كه وابستگي رشد اقتصادي به مصرف انرژي را كاهش دهند. بنابراين نمي‌توان انتظار داشت كه شدت انرژي مخصوصاً براي كشورهاي پيشرفته به مقدار چشمگيري كاهش يابد، مگر اينكه تحولات غيرمنتظره‌اي در پيشرفت فن‌آوري‌ها و يا كشف منابع جديد انرژي رخ دهد.
اگر انرژي را همانند ساير عوامل توليد (همچون نيروي كار و سرمايه) در چارچوب تابع توليد در نظر بگيريم، آن‌گاه معلوم است كه افزايش مصرف انرژي سطح توليد را افزايش مي‌دهد. به عبارت ديگر ارتباط مصرف انرژي و رشد اقتصادي در قالب تابع توليد، كه رابطه فني ميان سطح توليد با مقدار مصرف هريك از نهاده‌ها را نشان مي‌دهد، قابل بررسي است. با توجه به توضيحات فوق، آمار و اطلاعات موجود در مورد كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه نشانگر آن است كه در مراحل اوليه توسعه اقتصادي ضريب انرژي (نسبت نرخ رشد مصرف انرژي به نرخ رشد اقتصادي) بالا بوده و بيشتر از واحد است. سپس به تدريج همراه با رشد اقتصادي ضريب انرژي كاهش يافته و به سمت واحد و يا حتي كمتر از آن ميل مي‌كند.
به هر حال اطلاعات فوق مؤيد اين نكته است كه در مورد كشورهاي پيشرفته در مقايسه با كشورهاي در حال توسعه، شدت انرژي پايين ولي مصرف سرانه انرژي بالاتر است. به طور كلي مي‌توان گفت كه همراه با صنعتي شدن و كاهش اهميت نسبي بخش كشاورزي (با انرژي‌بري كمتر) و افزايش اهميت نسبي بخش صنعت و حمل و نقل (با انرژي‌بري بيشتر) و نيز همراه با جانشيني سوخت‌هاي تجاري به جاي سوخت‌هاي غيرتجاري، رشد مصرف انرژي از رشد توليد ناخالص داخلي پيشي گرفته و نهايتاً ضريب انرژي افزايش مي‌يابد. برعكس زماني كه تغييرات ساختاري كندتر شده و به تدريج تثبيت مي‌شود، و سهم بخش‌هاي مختلف اقتصادي (كشاورزي، تجاري، صنعت، حمل و نقل و…) از توليد ناخالص داخلي حالت باثباتي پيدا مي‌كند، و نيز قسمت اعظم مصرف انرژي از سوخت‌هاي تجاري تامين مي‌شود، ضريب انرژي كاهش يافته و به سمت واحد ميل مي‌كند. حتي ممكن است كه ضريب انرژي در مراحل بعدي به كمتر از يك دهم برسد.
2-8 شاخص بهره‌وري انرژي
شاخص بهره‌وري انرژي از تقسيم ارزش محصول به مقدار انرژي مصرفي به دست مي‌آيد (عكس شدت انرژي). براي محاسبه بهره‌وري انرژي در سطح ملي مي‌توان توليد ناخالص داخلي را بر مقدار مصرف نهايي انرژي تقسيم نمود.

2-9
اثرات تورمي افزايش قيمت انرژي
در مورد اثرات تورمي افزايش قيمت انرژي ديدگاه‌هاي مختلفي وجود دارد كه از جمله مي‌توان به برخي از آنها به شرح زير اشاره نمود:
* افزايش قيمت انرژي به دليل افزايش هزينه‌هاي توليد مي‌تواند موجب انتقال منحني عرضه كل اقتصاد به سمت بالا شده و همزمان باعث افزايش بيكاري و تورم شود. چنين پديده‌اي كه در اقتصاد تحت عنوان پديده تورم- ركودي نام‌گذاري شده در دهه هفتاد و در پي افزايش ناگهاني و شديد قيمت‌هاي انرژي در اكثر كشورهاي صنعتي به وقوع پيوست.
* اگر قبول كنيم كه تورم منشأ پولي داشته و بنابراين با حجم پول و نقدينگي ارتباط دارد، آنگاه افزايش قيمت انرژي فقط از اين ديدگاه كه هزينه‌هاي توليد در اقتصاد را تغيير مي‌دهد بر تورم اثر مي‌كند، با اين حال بايد توجه كرد كه افزايش قيمت انرژي قيمت‌هاي نسبي در اقتصاد را تغيير داده و لذا سطح عمومي قيمت‌ها را تغيير مي‌دهد.
در اينجا با استفاده از جدول داده- ستاده انرژي سال 1373 و با توجه به مدلي كه در همين ارتباط توسط دفتر برنامه‌ريزي انرژي توسعه يافته، اثرات تورمي افزايش قيمت انرژي محاسبه شده است. افزايش مزبور از دو طريق بر سطح قيمت‌ها اثر مي‌كند:
* افزايش قيمت انرژي مستقيماً هزينه انرژي خانوارها را افزايش مي‌دهد.
* افزايش قيمت انرژي باعث افزايش هزينه توليد (و به تبع قيمت) كالاها و خدمات در بخش‌هاي توليدي شده و از اين طريق هزينه‌هاي مصرفي خانوارها را افزايش مي‌دهد.

2-10 پيشينه تحقيق
در اين بخش مطالعات در زمينه تحقيق در قالب مطالعات اقتصاد ايران و ساير كشورها ارايه مي‌شود.
2-10-1 تحقيقات داخلي
* تجزيه و تحليل نقش انرژي در اقتصاد كلان در طي سالهاي 78-1350 (عسگري، 1382)
هدف از اين مطالعه تجزيه و تحليل نقش انرژي در اقتصاد كلان جمهوري اسلامي ايران در طي سالهاي 78-1350 با استفاده از روش‌هاي خودهمبستگي برداري، همگراني، مدل‌هاي تصحيح خطابرداري و متغيرهاي توليد ناخالص داخلي، سرمايه‌گذاري كل، اشتغال كل و مصرف كل انرژي در كوتاه‌مدت و بلندمدت است. كليه متغيرهاي به كار رفته در مطالعه به صورت لگاريتمي و به قيمت ثابت سال 1369 مي‌باشند. جهت بررسي رفتار پوياي مدل از تابع واكنش ضربه‌اي، تجزيه واريانس، معيار پايداري و آزمون جديد عليت گرانجر استفاده شده است. نتايج نشان مي‌دهند كه تغييرات در اشتغال و سرمايه‌گذاري باعث تغيير در توليد ناخالص داخلي مي‌شود و تغييرات در مصرف انرژي سبب تغييرات در اشتغال مي‌شود. از طرفي تغييرات در توليد ناخالص داخلي، اشتغال و سرمايه‌گذاري باعث تغيير در مصرف انرژي مي‌شود. همچنين تغييرات در توليد ناخالص سبب تغيير در سرمايه‌گذاري مي‌شود.
* بررسي رابطه عليت بين مصرف انرژي و رشد اقتصادي (قبادي، 1378)
در اين تحقيق رابطه كوتاه‌مدت بين مصرف انرژي و رشد اقتصادي با استفاده از تكنيك عليت گرينجر مورد بررسي قرار گرفته و سپس رابطه همگرايي بلندمدت بين دو متغير بررسي و با كاربرد مدل تصحيح خطا، سرعت تعديل انحراف از تعادل بلندمدت براي هركدام از متغيرها محاسبه شده است. نتايج تحقيق نشان مي‌دهد كه انرژي و درآمد ملي يك رابطه عليت دوطرفه در فاصله زماني كمتر از يك سال بر هم دارند. بنابراين اثر هر شوك وارده بر متغير در كمتر از يك سال به متغير ديگري منتقل مي‌شود. همچنين بررسي رابطه همگرايي وجود يك رابطه بلندمدت بين دو متغير را تأييد مي‌نمايد. با كاربرد مدل تصحيح خطا سرعت تعديل حركت به سوي تعادل بلندمدت براي هركدام از متغيرها محاسبه شده و ضريب جمله تصحيح خطاي درآمد 65% به دست آمده كه بيانگر اين است در صورتي‌كه درآمد از مسير بلندمدت خودش منحرف شود نوسانات مصرف انرژي موجب مي‌شود پس از يك سال و نيم اين انحراف تصحيح شود. در صورتي‌كه درآمد قادر به تعديل انحراف مصرف انرژي است و علت آن نيز غيرواقعي بودن قيمت انرژي ذكر شده است.
* رابطه علي بين رشد اقتصادي و مصرف انرژي در اقتصاد ايران (طاهري‌فرد، رحماني، 1378)
در اين تحقيق با استفاده از تكنيك هم‌تجمعي (Cointegration) و تشكيل مدل تصحيح خطا و نيز آزمون عليت رو به روي گرنجر به بررسي روابط بلندمدت و كوتاه‌مدت متغيرهاي توليد ناخالص داخلي (به قيمت‌هاي ثابت) مصرف انرژي و موجودي سرمايه براي كشور ايران در دوره 1373-1346 پرداخته شده است. در اين بررسي رشد اقتصادي در قالب مدلي به صورت تابعي از مصرف انرژي (EC) و سرمايه درمي‌آيد و دو مدل (GDP-EC) و (GDP-Capital) مورد بررسي قرار گرفته شده‌اند. نتايج حاصل از اين تحقيق نشان مي‌دهد كه رابطه بلندمدت بين مصرف انرژي، موجودي سرمايه و توليد ناخالص داخلي وجود دارد. به عبارت ديگر در بلندمدت مصرف انرژي و موجودي سرمايه بر رشد اقتصادي تأثير مثبت مي‌گذارند. اما نتايج حاصل از تخمين مدل تصحيح خطا و آزمون عليت گرنجر بيانگر عدم وجود ارتباط كوتاه‌مدت بين مصرف انرژي و موجودي سرمايه با توليد ناخالص داخلي است.
* ارزيابي رابطه انرژي با ساير نهاده‌هاي توليدي در فرايند توليد صنايع ايران (در سالهاي 72-1345) (شرزه‌اي، حقيقتي، 1378)
اين مقاله به بررسي روابط مكملي و جانشيني بين نهاده‌هاي انرژي و ساير نهاده‌هاي توليدي در فرايند توليد صنايع نه‌گانه كشور ايران در دوره (72-1345) مي‌پردازد.
بر اساس نتايج حاصله از تحقيق، مواد انرژي‌زاي گازي و مايع، مواد انرژي‌زاي گازي و نيروي كار، مواد انرژي‌زاي گازي و سرمايه، مواد انرژي‌زاي مايع و نيروي الكتريكي، نيروي كار و نيروي الكتريكي، سرمايه‌ و نيروي الكتريكي عوامل جانشين، و نيروي كار و سرمايه، مواد انرژي‌زاي گازي و نيروي الكتريكي، مواد انرژي‌زاي مايع و نيروي كار، عوامل توليد مكمل در فرايند توليد صنايع مي‌باشند. در بين كشش‌هاي قيمتي استخراج شده از تابع هزينه‌ ترانسلوگ، مواد انرژي‌زاي گازي كشش‌پذيرترين عامل توليد (238/1-) و مواد انرژي‌زاي مايع كمترين كشش (4458/0-) را دارند.

2-10-2 تحقيقات خارجي
* رهيافت داده- ستانده براي تحليل انرژي و سياست‌هاي اقتصادي در اوكلاهاما (گهي برمدين، شرند، 1983)
در اين تحقيق با تجزيه ماتريس داده- ستانده، به دو بخش انرژي و غير انرژي به بررسي نقش انرژي در اقتصاد اوكلاهاما پرداخته شده است. نتايج تحقيق نشان مي‌دهد كه وابستگي شديدي بين منابع انرژي، گاز طبيعي و محصولات پتروشيمي داشته و انتخاب گزينه‌هاي مختلف انرژي به شكل صحيح، موجب افزايش وابستگي مذكور مي‌گردد كه اين نكته در سياست‌هاي اقتصادي اوكلاهاما با توجه به انتخاب پروژه‌هاي انرژي اهميت بسزايي دارد.
بخش‌هاي مصرفي و انرژي و مراحل توسعه اقتصادي (يك تحليل مقايسه‌اي داده- ستانده) (بوكام، 2000)
در اين تحقيق ارتباطات معني‌داري بين بخش معدني و انرژي با ساير بخش‌هاي اقتصادي در سه كشور آمريكا، استراليا و شيلي در مراحل مختلف توسعه بررسي شده است. بدين منظور از ضرايب پيوندي پسين و پيشين و ضرايب فرايندي درآمدي به كار رفته است. نتايج تحقيق بر نقش معني‌دار بخش‌هاي معدني و انرژي در مراحل توسعه اقتصادي تأكيد دارد.
* اثرات اقتصادي منطقه:‌ روش‌هاي غيرآماري، شبه آماري و كاملاً آماري به كار رفته براي بخش توزيع انرژي در بخش شمالي كشور هلند (اوستر ماون، نيف و اوينگ، 1998)
در اين تحقيق اثر بخش انرژي در اقتصاد منطقه شمال كشور هلند بررسي شده است. در اين خصوص با استفاده از روش‌هاي غيرآماري، شبه آماري، كاملاً آماري و با به كار بردن پنج جدول داده- ستانده منطقه‌اي شمال هلند در سال 1990 و براساس شاخص‌هاي پيوندي پسين و پيشين، ضرايب فزاينده، توليد، مصرف و درآمد بررسي مقايسه‌اي صورت گرفته است. نتايج تحقيق نشان مي‌دهد كه تفاوت‌هاي معني‌داري روش شبه آماري با ساير روش‌ها دارد.

* بررسي تجزيه فضاي ساختاري تقاضاي انرژي چين و ژاپن (1990-1985) (كاگاوا، گريلا، موري گوچي، اينامورا،‌2002)
اين تحقيق اثرات تغييرات پيوندهاي درون و بين‌كشوري در تقاضاي مجسم شده انرژي در كشورهاي چين و ژاپن مي‌پردازد. در اين خصوص از جداول داده- ستانده بين كشوري چين- ژاپن در سالهاي 1985 و 1990 و با قيمت ثابت سال 1990 مطالعه شده است. نتايج تحقيق نشان مي‌دهد كه با لحاظ كردن اثرات بازخوردي بين كشور چين و ژاپن در سال‌هاي 1985 و 1990، پيشرفت تكنولوژيك چين موجب افزايش 39 درصدي نيازمندي‌هاي انرژي كشور چين شده است.
همچنين به شكل ملايمي در افزايش 2 درصدي در تغيير كل نيازمندي‌هاي مجسم انرژي كشور ژاپن نيز نقش داشته است.

فصل سوم
مروري بر ادبيات
تحليل داده- ستانده

به منظور شناسايي و تعيين بخش‌هاي كليدي يك اقتصاد، روش تحليل داده ستانده ابزار مناسبي به شمار مي‌آيد چرا كه در اين شيوه، بخش‌هاي اقتصادي براساس پيوستگي‌هاي پسين و پيشين مورد بررسي قرار گرفته و براساس قوي‌ترين پيوندها، بخش يا بخش‌هاي كليدي شناسايي مي‌شوند از اين رو در بخش جدول داده- ستانده مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
3-1 جدول داده- ستانده
همانطور كه ذكر شد جدول داده- ستانده جهت تعيين بخش‌هاي كليدي اقتصاد به

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید