دانلود پایان نامه

ب تجزيه وتحليل داده ـ ستانده (I-O) نيز از جايگاه خاصي برخوردار است.
بنابراين در اين پايان نامه به بررسي جايگاه بخش انرژي در اقتصاد ايران با استفاده از تحليل‌هاي پيوندي پرداخته خواهد شد.
2-1 انواع منابع انرژي
منابع انرژي پايان‌پذير و پايان‌نا‌پذير
به منظور شناخت و درك اهميت بيشتر انرژي در اقتصاد مروري درباره شناخت منابع خواهيم داشت. به طور كلي منابع انرژي به دو صورت يافت مي‌شود. انرژي به دو دسته منابع پايان‌پذير مثل نفت و انرژي و منابع تجديدپذير مثل خورشيد و منابع طبيعي تقسيم مي‌شود:
1. منابع پايان‌پذير (تمام‌شدني)
2. منابع تجديدپذير
منابع پايان‌پذير طي زمان دوباره به وجود نميآيند و استفاده كنوني از يك واحد چنين منبعي از كاربرد آن در آينده جلوگيري مي‌كند.
منابع تجديدپذير آن دسته از منابعي هستند كه ذخايرشان افزايش و كاهش دارد. لذا منبع از بين نمي‌رود و البته تجديد منابع نياز به زمان دارد و در اين خصوص مي‌توان از درخت، جنگل، پرندگان و ماهي‌ها نام برد.

در اين خصوص ارتباط منابع و انرژي بصورت زير است. (شكيبايي 1378)
الف) منابع پايان‌پذير
1. منابع مولد انرژي
زغال سنگ
سوخت‌هاي فسيلي نفت‌خام
گاز طبيعي

2. منابع غيرمولد انرژي
سنگ آهن
منابع معدني سنگ مس
اورانيوم
ب) منابع تجديدپذير
انرژي خورشيد
انرژي باد
1. منابع تجديدپذير انرژي انرژي امواج دريا
انرژي زمين گرمايي
انرژي بيوماس

جنگل‌ها
2. منابع طبيعي مراتع

2-2 منابع اوليه انرژي و حامل‌هاي انرژي
انرژي به دو صورت قابل تحليل و بررسي است. شكل اول آن، منابع اوليه انرژي نام دارد. اين منابع هنوز تحت عمليات و فرآوري و تبديل قرار نگرفته است. شكل دوم آن به حامل‌هاي انرژي نام‌گذاري مي‌شود. منابع اوليه انرژي اغلب منشا خورشيدي دارند. اين منابع به چهار بخش سوخت‌هاي فسيلي، انرژي‌هاي نو، انرژي هسته‌اي و برق آبي تقسيم مي‌شوند.
سوخت‌هاي فسيلي شامل ذغال‌سنگ، گاز طبيعي و نفت‌خام است. انرژي‌هاي نو شامل انرژي خورشيدي، انرژي باد، انرژي امواج دريا، انرژي بيوماس، انرژي زمين گرمايي، انرژي جذرومد است. انرژي هسته‌اي متكي به منابع اورانيوم است كه با به‌همزدن نظم ذرات درون اتم انرژي آن آزاد مي‌شود. انرژي برق آبي، برقي است كه از پتانسيل آب‌هايي كه بالاتر از سطح دريا قرار دارند، مستقلاً بدست مي‌آيد.
پس از فرآيند فرآوري، تبديل، انتقال و ذخيره‌سازي منابع اوليه انرژي تبديل به حامل‌هاي انرژي مي‌گردند. اين فرآيندها اغلب توسط نيروگاه‌ها، پالايشگاه‌ها و… صورت مي‌گيرد. حامل‌هاي اصلي انرژي عبارتند از : گاز مايع، بنزين، نفت سفيد، گازوئيل، نفت كوره، گاز طبيعي و برق.
مصرف‌كنندگان انرژي متقاضي حامل‌هاي انرژي هستند و كاري به منابع اوليه انرژي ندارند. شكل زير فرآيند ارتباط منابع اوليه و حامل‌هاي انرژي را نشان مي‌دهد.(شكيبايي 1378)
شكل (2-1): معرفي منابع انرژي

نفت خام

گاز مايع

ذغال سنگ

نفت سفيد
فرآيند

گاز طبيعي
1. سوخت‌هاي فسيلي
منابـع
اوليـه
انرژي

حامل‌هاي
گازوئيل
تبديل

خورشيد
2. انرژي‌هاي نو

انـــرژي
نفت كوره
فرآوري

باد
3. انرژي هسته‌اي

بنزين
انتقال و

امواج دريا
4. برق آبي

گاز طبيعي
ذخيره‌سازي

بيومس

برق

زمين‌گرمايي

جذر و مد

2-3 انرژي در نظريات اقتصادي
در بخش توليد، تا چند دهه گذشته تاكيد علم اقتصاد بر دو عامل توليد كار و سرمايه بوده است. سرمايه نيز تا قبل از انقلاب صنعتي بيشتر به زمين اطلاق مي‌شده است علت اين امر تسلط بخش‌هاي كشاورزي بوده بطوريكه كشاورزي 90-80 درصد توليدات را به خود اختصاص مي‌داده است. از اين رو تابع توليد به شكل زير بوده است.

Q= مقدار توليد
L= نيروي كار Q=F(L,K)
K= زمين

با ظهور انقلاب صنعتي و تغيير فرآيند توليد، مواد اوليه نيز به جرگه عوامل مهم توليد درآمد و در بررسي‌هاي اقتصادي مورد توجه قرار گرفت. خصوصاً برخي از مواد اوليه نظير پنبه و الياف طبيعي در صنعت نساجي، سنگ آهن و ذغال‌سنگ در صنعت فولاد مي‌توان نام برد. بنابراين تابع توليد به شكل زير تغيير نمود:

Q= مقدار توليد
L= نيروي كار Q=F(L,K,M)
K= سرمايه
M= مواد اوليه

در هر دو دوره قبل و بعد از انقلاب صنعتي، يكي از عوامل مهم توليد از لحاظ طبيعي و فيزيكي، انرژي بوده است كه به دليل فراوان بودن آن كمتر مورد توجه اقتصاددانان قرار مي‌گرفت.
اما از دهه 1970 ميلادي و بعد از افزايش قيمت نفت خام و ظهور بحران در اقتصاد جهاني مسئله انرژي و كميابي آن به شدت مورد توجه قرار ‌گرفت. بطوريكه در تابع توليد عامل انرژي نيز لحاظ گرديد.

Q= مقدار توليد
L= نيروي كار
K= سرمايه Q=F(L,K,M,E)
M= مواد اوليه
E= انرژي

همان‌طور كه ملاحظه مي‌شود بعد از انقلاب صنعتي، سه عامل نيروي كار، زمين و سرمايه عموماً به عنوان عوامل توليد مطرح مي‌باشند و بعد از بحران انرژي، برخي از اقتصاددانان و نظريه پردازان توسعه، انرژي را نيز به عنوان يكي از عوامل توليدي مي‌دانند. البته اين اهميت عمدتاً ناشي از افزايش قيمت انرژي و موضوع كميابي آن مورد توجه نيست. بلكه اين قبيل اقتصاددانان معتقدند كه هر يك از عوامل كار، زمين و سرمايه براي توليد و نگهداري فرد نياز به انرژي دارند. برخي از اقتصاددانان نظير كليوند5 (1984) اهميت بيشتري براي انرژي در توليدات اقتصادي مطرح مي‌كنند و انرژي را به عنوان عامل اصلي و مقدم بر ساير عوامل مي‌‌‌دانند. طرفداران نظريه فوق بحث‌هاي خود را عموماً با فرض مهم‌تر بودن انرژي نسبت به ساير عوامل شروع كرده و سهم كمتري براي ساير عوامل توليد قائلند. از طرف ديگر اقتصاددانان نئوكلاسيك مانند برنت6 (1978) معتقدند كه انرژي به عنوان عامل مهم در رشد اقتصادي نيست و به عقيده استرن7 (1993) نتايج نئوكلاسيك‌ها قوياً متاثر از اين عقيده است كه آنها فرض مي‌كنند انرژي مي‌تواند از راههاي مشخص بر رشد اقتصادي تاثير بگذارد و اين فرض ساختار تحقيقات تجربي آنان را تحت تاثير قرار داده است. تحقيقات وي مبني بر تعيين رابطه بين انرژي و رشد اقتصادي در آمريكا حاكي از آن است كه بين مصرف نهايي انرژي و رشد اقتصادي رابطه معني‌داري وجود دارد به طوري كه مصرف نهايي انرژي به عنوان يكي از عوامل مهم در توليد ناخالص داخلي است.
اما بر خلاف نظريات فوق اقتصادداناني كينزيني (به شكل تلويحي) عامل انرژي را در كنار ساير عوامل قرار داده و تاثير ناشي از افزايش قيمت آن موجب اختلال در توليد و كاهش عرضه كل و اشتغال را بدنبال دارد، مطرح مي‌نمايند.
2-4 تقاضاي انرژي در بخش‌هاي مختلف اقتصادي
آمارها نشان مي دهد که بخش خانگي و تجاري سهم عمده‌اي در تقاضاي انرژي را دارا است. بخش حمل و نقل دومين مصرف‌كننده بزرگ انرژي نهايي است. همانطور كه انتظار مي‌رود، تقريباً تمام مصرف اين بخش را فرآورده‌هاي نفتي تشكيل مي‌دهند اما در سالهاي اخير برخي وسايل نقليه از گاز طبيعي فشرده (CNG) و (LNG) استفاده مي‌كنند. در برخي مناطق شهري مانند تهران، مقداري برق براي مصرف قطارهاي برق مصرف مي‌شود. بخش صنعت سومين مصرف‌كننده عمده انرژي در ايران است.
در مجموع بزرگ‌ترين مصرف‌كننده انرژي نهايي بخش خانگي و تجاري است كه ظرفيت قابل توجهي براي جايگزيني گاز طبيعي به جاي فرآورده‌هاي نفتي دارد. با يك سياست مناسب قيمت‌گذاري CNG مي‌تواند در بخش حمل و نقل اقتصادي شده و فرصت‌هاي فوق‌العاده‌اي براي صرفه‌جويي فرآورده‌هاي نفتي ايجاد كند. اگرچه سهم گاز طبيعي در بخش صنعت بالاست، همچنان موارد و فرصت‌هايي براي جايگزيني و استفاده گاز طبيعي با قيمت‌هاي ارزان و مناسب وجود دارد.
2-5 انرژي و ساير شاخص‌هاي اقتصادي
انرژي به عنوان يكي از مهم‌ترين عوامل توليد و همچنين به عنوان يكي از ضروري‌ترين محصولات نهايي، از نظر اقتصادي داراي اثرات قابل توجهي است. مسلماً بررسي تمامي اين اثرات در بخش حاضر امكان‌پذير نخواهد بود. بنابراين در اين بخش تنها برخي از مباحث مهم و اقتصاد به اختصار مورد بررسي قرار مي‌گيرند. اين موضوعات عبارتند از: مصرف سرانه و شدت انرژي، مصرف انرژي و رشد اقتصادي، شاخص‌ بهره‌وري انرژي و اثرات تورمي افزايش قيمت انرژي.

2-6 مصرف سرانه و شدت انرژي
به طور كلي افزايش كارايي و بهره‌وري عوامل توليد از جمله انرژي، مي‌تواند موجب افزايش رشد اقتصادي و رفاه اجتماعي شود. بنابراين از طريق بهبود تكنولوژي‌هاي تبديل و مصرف انرژي مي‌توان كارايي و بهره‌وري انرژي را افزايش داد. اگرچه معمولاً در مقايسه بين كشورها – از نظر سرانه مصرف انرژي – بالابودن مصرف نشانه توسعه يافته‌تر بودن يك كشور است، اما بايستي متذكر شد كه عموماً اين مصرف بالاتر با توليد ملي بيشتري نيز همراه است. از طرف ديگر تجربة كشورهاي پيشرفته نشان داده كه مي‌توان با افزايش كارايي فن‌آوري‌هاي توليد و مصرف انرژي، ضمن ثابت نگه داشتن و حتي كاهش مصرف، توسعه اقتصادي و رفاه اجتماعي بالاتري به وجود آورد. در اين ارتباط موضوعي كه در مورد ايران بايستي مدنظر قرار گيرد اين است كه فراواني نسبي منابع انرژي باعث شده كه مصرف سرانه و شدت انرژي (در مقايسه با كشورهايي با ساختار مشابه و منابع انرژي كمتر)، بالاتر است. به عبارت ديگر توليد كالاهاي انرژي‌بر، تا حدودي بالا بودن مصرف سرانه و شدت انرژي در ايران را توجيه مي‌كند.
شاخص مهم ديگر براي ارزيابي نحوه استفاده از انرژي در سطح كلان كشور، شدت انرژي است. شدت انرژي نشان مي‌دهد كه براي توليد مقدار معيني از كالاها و خدمات، چه ميزان انرژي به كار رفته است. براي محاسبه شدت انرژي مي‌توان مصرف نهايي داخلي انرژي را بر توليد ناخالص داخلي تقسيم نمود.
براي تحليل شدت انرژي در ايران توجه به الگوي بخش مصرف انرژي مي‌تواند مفيد باشد.
2-7 مصرف سرانه انرژي و رشد اقتصادي
در مورد نقش مصرف انرژي بر رشد اقتصادي مطالعات زيادي (در جهان) انجام شده است. بر اساس نتايج برخي از اين تحقيقات، اگر چه در طول چند دهه اخير مقدار انرژي مصرف شده براي هر واحد محصول توليد شده (يعني شدت انرژي) كاهش يافته، ولي اين بدان معنا نيست كه نقش انرژي به عنوان يك نهاده توليد، در توليد كالاها و رشد اقتصادي كاهش يافته است. علاوه بر افزايش كارايي فن‌آوري‌هاي توليد و مصرف انرژي- كه مورد اشاره قرار گرفت- دلايل اصلي كاهش شدت انرژي طي دهه‌هاي گذشته كاربرد بيشتر سوخت‌هاي با كيفيت بالاتر و نيز استفاده بيشتر از الكتريسيته به جاي سوخت‌هاي با كيفيت پايين‌تر مثل زغال‌سنگ و چوب بوده است. اگر اين تغيير تركيب در استفاده از منابع انرژي مورد توجه قرار گيرد، مي‌توان پي‌برد كه رابطه قوي بين سطح فعاليت‌هاي اقتصادي (رشد اقتصادي) با مصرف انرژي وجود دارد.
اگر چه عواملي مثل جايگزيني انرژي با ساير نهاده‌هاي توليد، بهبود فن‌آوري‌ها، تغيير تركيب منابع انرژي (از منابع از انرژي با كيفيت بالاتر به جاي منابع با كيفيت كمتر) و تغيير تركيب كالاهاي توليدي (از كالاهاي انرژي‌بر به سمت كالاها و خدماتي كه

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید