دانلود پایان نامه

در موقع امتحان نيست كه دچار اضطراب مي‌شوند بلكه در ديگر مواقع و موقعيت‌ها نيز ممن است حالت اضطراب را نشان دهند كه مي توان آنها را به صورت زيرفهرست‌بندي كرد.
1. هنگام مطالعه و آماده شدن براي امتحان
2. شب قبل از امتحان
3. هنگام حركت به طرف محل امتحان
4. هنگام شروع امتحان، در ين امتحان و پس ازآن
5. زمان انتظاربراي اخذ جواب امتحان
6. هنگام گفت‌گو درباره امتحان
7. هنگام ثبت نام براي امتحان(بيابانگرد، 1378).
ديدگاه هاي متفاوتي درباره سبب‌ شناسي اضطراب امتحان وجود دارد. ساراسون (1980) اضطراب امتحان را نوعي ويژگي شخصيتي مي‌داند كه در تعامل كودك با والدين شكل مي گيرد. اسپيلبرگر(1968) معتقد است كه اضطراب امتحان ريشه در اضطراب خصيصه‌اي دارد. وي همين طور نقش خانواده، به ويژه والدين را در بروز اضطراب در موقعيت ارزيابي مهم مي‌داند(پويكو، كلينگمن، ناهاس و هانا، 2003؛به نقل از جوکار،1388).
به نظر مي‌رسد روي هم رفته مي‌توان به سه نقش عامل شخصيتي، خانوادگي و آموزشگاهي در ايجاد و شدت اضطراب امتحان اشاره نمود:
1. عوامل شخصيتي: اضطراب عمومي، عزت نفس پايين، جايگاه مهار بيروني، اسناد دروني شكست‌ها، خودكارآمدي پايين و الگوي رفتار تيپ A را دربرمي‌گيرد. براي مثال كنترل، پيش‌بيني كننده مهمي براي اضطراب امتحان است (چويي61 1998،كرامين62 1991، ولكمر63 و فيزر64 1991، به نقل از ساوير65 و ساوير، 2005).
2. عوامل خانوادگي شامل الگوهاي خشک و غيرقابل انعطاف پرورش كودک، انتظارات بيش از حد والدين، تنبيه و سرزنش، عدم ارائه تشويق و تقويت، و وضعيت اجتماعي -اقتصادي پايين مي گردد.
3. عوامل آموزشگاهي: اين عوامل به محيط مدرسه و موقعيت امتحان مربوط مي‌شود كه در اين رابطه مي توان به انتظارات نابه‌جاي معلم، دروس و امتحان دشوار، رقابت، مراقبان امتحان، محدوديت زماني، محيط نامناسب امتحان و و جود عوامل مزاحم مثل سروصدا، نور و تهويه نامناسب اشاره نمود(پوپكو، گلينگمن، ناهاس و هانا، 2003؛به نقل از جوکار،1388).
2-2-5-1عوامل فردي و شخصيتي
در مورد عوامل فردي و شخصيتي موثر در ايجاد اضطراب امتحان به عوامل زير مي‌توان اشاره كرد:الف) اضطراب عمومي مطالعات نشان داده است كه بين اضطراب امتحان و اضطراب عمومي كه يك خصيصه و صفت شخصيتي است و در افراد مختلف ميزان ‌آن متفاوت است، رابطه وجود دارد. از جمله اين تحقيقات، ميتوان به پژوهش كال اشاره كرد، در اين پژوهش كودكاني كه والدين آنها از هم جدا بودند، مورد بررسي قرار گرفتند. نتايج نشان داد كه اين كودكان در مقايسه با كودكاني كه با هر دو والد خود زندگي مي‌كردند، نمره‌هاي تحصيلي پايين‌تري داشته و اضطراب عمومي و اضطراب امتحان بيشتري را گزارش نمودند. پژوهش ديگري توسط همبري66 در سال 1988 صورت پذيرفته است كه باينگر همبستگي مثبت معني‌دار بين اين دو سازه روان‌شناختي در بين دانش‌آموزان پايه اول تا دوازدهم و دانشجويان دانشگاه مي‌باشد. اين همبستگي در ميان دانش‌آموزان قوي‌‌تر گزارش شده است(ابوالقاسمي، 1382).
ب) عزت‌نفس67 :از نظر ويتلي وقتي كه دانش‌آموزان خود را دست كم بگيرند و به توانايي‌هاي خود اعتماد نكنند درآ‌نها اضطراب به وجود مي‌آيد. آنان فكر مي‌كنند كه از عهده حل مسائل برنمي‌آيند. خود را با ديگران مقايسه مي‌كنند و در اين مقايسه توانايي‌هاي ديگران را بر قابليت‌هاي خود ترجيح مي دهند آنها خود را بيش از امتحان در مدار توجه قرار مي‌دهند. در خود ايچاد انگيزه نمي‌كنند، خودپنداره منفي پيدا مي‌كنند. اين دانش‌آموزان خودرهنمون نيستند با كوچكترين دگرگوني در موقعيت امتحان خود را مي‌بازند و نمي‌‌توانند سازش حاصل نيايد.ج)هوش68 :از نظر اليور،69 هوش يک توانايي ذهني و شناختي است كه نقش عمده‌اي در كليه رفتارها، فعاليت‌ها، انديشه‌ها و عواطف و هيجان‌هاي آدمي ايفا مي‌كند. مطالعات مختلف از جمله پژوهش‌هايي كه اسپيلبرگر انجام داده است، نشان مي‌دهد كه شكست علمي در افراد باهوش كه داراي اضطراب بالا هستند چهار برابر بيشتر از افرادي است كه از لحاظ توانايي و اضطراب در سطح پايين‌تري هستند.د) ترس از شكست :از نظر ساراسون و مندلر مطمئناً فردي كه به كمال مطلوب دست مي‌يابد، پاداش قابل توجهي را دريافت و رضايت زندگي را تجربه مي‌كند. با اين حال بسياري از افراد هستند كه خود را براي رسيدن به موفقيت متعهد مي دانند، به همين دليل دچار اضطراب مي‌شوند و علي‌رغم اين كه تلاش زيادي كرده‌اند، شكست مي‌‌خورند.از نظر اليور يک نياز غيرمنطقي وجود دارد كه “من بايد موفق شوم” وقتي از دانش‌آموزاني كه اضطراب امتحان دارند پرسيده مي‌شود كه “چرا شما بايد موفق شويد؟” آنان تصور مي‌كنند، چه سوال ناچيز و بي‌‌ربطي است، زيرا عقيده دارند كه نياز به پيشرفت كاملاً بديهي است. از نظر آنها معني اين سوال آن است كه فرقي بين قبول شدن و رد شدن وجود ندارد. “من بايد موفق شوم” دلالت بر اين دارد كه يك معيار مطلق براي عملكرد وجود دارد و تنها به وسيله آن معيار، فرد مورد قضاوت قرار مي‌گيرد.پس از آن كه پيش‌بيني‌شان در مورد شكست حتمي، موفق شد، به آنان ثابت مي‌شود كه:الف)اضطراب‌شان توجيه شده است.ب)آنها افراد نالايقي هستند.متقاعد كردن افرادي كه اضطراب امتحان دارند براي اين كه نتاجي امتحان را از خود -ارزش‌دهي ‌جدا كنند بسيار مشكل است. براي اين منظور لازم است تا قبول كنند كه “حتي ا گر شكست بخورم، هنوز با ارزش هستم”.ه)عدم آ‌گاهي :از نظر فلوروپسکار گاهي اضطراب امتحان به خاطر عدم آمادگي كافي امتحان‌دهنده است، به گونه‌اي كه هر اندازه ميزان آمادگي پايين ‌تر باشد، اضطراب شديدتر خواهد بود. در واقع فرد براي اين كه بتواند مطلبي را ياد بگيرد بايد آمادگي كافي داشته باشد. همين آمادگي براي امتحان نيز ضروري است. اگر دانش‌آموزان احساس كنند كه آمادگي كمي براي امتحان دارند، عملكرد ضعيفي را از خود نشان خواهند داد. آمادگي كافي براي دادن امتحان بسيار مهم است. بسياري از افراد تصور مي كنند اگر اطلاعات مورد لزوم را در اختيار داشته باشند، مي‌توانند به خوبي از عهده امتحان برآيند. تحقيقاً خوب آماده شدن براي امتحان، يعني اطلاع كافي از مطالب كه در جلسه امتحان مورد لزوم است و آمادگي كافي در جلسه امتحان، در كسب موفيت بسيار موثر است. ولي اطلاع از خصوصيات و ضوابط امتحان نيز، موضوعي ضروري است. و) وفقه70 (انسداد فكر) و تحمل ناكامي پايين :از نظر اليور وقتي افراد در امتحان دچاروفقه مي‌شوند، دچار احساس عدم مهار شده و براي يك لحظه وحشتزدگي را تجربه مي كنند. آنها آگاهند كه پاسخ سوال را مي دانند، اما دچار احساس درماندگي، عصبانيت و نااميدي مي گردند. اين افراد براي جستجوي پاسخ سوالات و راه‌حل‌هاي ديگر بسيار انعطاف ‌ناپذير مي شوند. نتيجه آن برگه سفيدو عقب ‌نشيني از امتحان است. افراد با اضطراب امتحان لحظه به لحظه از موقعيت‌هاي يأس‌آور فرار مي كنند و اين مساله احساس تهديدشدگي را كمتر و اضطرابشان را به طور موقت كاهش مي دهد ( به نقل از سرو، 1387).
2-2-5-2عوامل آموزشگاهي و جامعه‌اي
در عوامل آموزشگاهي و جامعه‌اي موثر در اضطراب امتحان مي توان به موارد زير اشاره كرد:الف) انتظارات معلمان :انتظارات متناسب و واقع‌گرايانه معلم از دانش‌آموز در موفقيت تحصيلي او نقش مهمي دارد. معلمان بايد از دانش‌آموزان انتظار داشته باشند كه بيش از پيش عملكرد خودرا بهبود ‌بخشند، اما هر گونه انتظار نابجا مي‌تواند به تنيدگي و در نتيجه اضطراب امتحان در دانش‌آموزان منجر گردد. عدم شناخت كافي معلم از دانش‌آموزان و توانايي‌هاي وي، ممكن است شرايط نامطلوبي در كلاس و امتحان براي دانش‌آموزان به وجود آورد. همچنين ممكن است انتظارات و توقعاتي را در معلم موجب گردد كه اگر خارج از توان دانش‌آموز باشد باعث بروز اضطراب در وي مي شود. علاوه بر اين، رابطه معلم و دانش‌آموزان بايد چنان باشد كه به او احساس ايمني و اعتماد به نفس بدهد. موقعيت كلي كلاس بايد به گونه‌اي باشد كه آرامش فكر به كودكان بخشيده و صميميت بيشتري بين معلم و دانش‌آموزان به وجود آورد. عامل ترس و اضطراب به هيچ‌وجه نبايد به منظور اداره كلاس و امتحان به کار برده شود، زيرا موجب افزايش احساس اضطراب و ناامني در كودك شده و بر مشكلات او در كلاس و امتحان خواهد افزود (حسيني، 1370).
ب)رقابت71: مي‌توان تخمين زد كه در كشور ما يكي از عوامل اضطراب امتحان رقابت نادرستي است كه بين دانش‌آموزان وجود دارد و خواسته و ناخواسته، آگاهانه و ناآگاهانه توسط معلمان، خانواده‌ها و جامعه نيز بعضاًر مورد تشويق قرار مي‌گيرد. خانواده‌ها و معلمان گرامي بايد بدانند كه اگر ما يك دانش‌آموز با معدل 15 و از نظر رواني و عاطفي و جسماني سالم داشته باشيم بهتر است از اين كه دانش‌آموزي داشته باشيم كه معدلش 19 است اما انواع و اقسام مسائل و مشكلات عاطفي و رواني را دارد. اگر قرار باشد كه آن 4 نمره افزايش در معدل، به قيمت آسيب به ساختمان وجودي و شخصيت عاطفي دانش آموزان تمام شود قطعاً هر عقل سليمي حكم خواهد كرد كه به صلاح نيست. رقابت به معناي نادرست آن، يعني صعود يك نفر و سقوط ديگري، داراي پيامدها و آثار و عوارض زيانباري است. رقابتي كه در‌آن مشاركت و مساعي و همكاري نباشد و لحظه لحظه زندگي دانش‌آموزان را تبديل به اضطراب و تشنج سازد هرگز شيوة پسنديده‌اي نيست. امروزه اعتقاد بر اين است كه هيچ دو فردي در آفرينش كاملاً مثل هم نه آفريده شده است (حتي دوقلوهاي همسان) و نه آفريده خواهد شد. يعني تفاوت‌هاي فردي بسيار زيادي بين افراد از نظر رفتارها، افکار و حالات عاطفي، رواني و جسماني وجود دارد. حال كه چنين است چرا بايد با شرايط نابرابر و متفاوت، دانش‌آموزان را در جدال ستيزي كه فرجامش انواع اختلالات رواني و عاطفي است بكشانيم. از سوي ديگر تفاوت‌هاي درون فردي نيز وجود دارد. يعني يك فرد در همه زمينه‌ها، توانايي‌ها، قابليت‌ها و علايق يكساني ندارد، مثلاً در رياضي ممکن است قوي باشد اما در تاريخ ضعيف و يا برعكس. سلامت رواني و عاطفي هر فردي حداكثر اهميت را دارد و براي اين منظور بايد همواره تفاوت‌هاي درون فردي و بين فردي را در نظر داشت و از ايجاد رقابت‌هايي كه در آن شرايط و امكانات، تواناي‌ها و علايق دانش‌آموزان متفاوت است و يا تعيين اهداف و انتظارذاتي كه نيل به آنها بسيار سخت و يا بعضاً محال است اجتناب كرد (بيابانگرد، 1378).
ج) نظام ‌آموزش حاكم بر مدارس:وقتي سخن از فعاليت‌هاي آموزشي بعد از تدريس، مانند امتحان و ارزشيابي به ميان مي‌ايد نوعي غرور در شخصيت معلم و نگراني و اضطراب در چهره دانش‌آموزان به وضوح مشاهده مي شود. مفاهيم مختلف ارزشيابي در اغلب مواقع براي دانش‌آموزان همراه با ترس و اضطراب است. زيرا در آنها معني شكست يا موفقيت، قبول يا رد شدن را بيدار مي كند. به علت طرز تلقي و عملکرد غلط بسياري از معلمان، امتحان و ارزشيابي به مانند غول وحشتناک در سراسر نظام آموزشي جامعه ما سايه افكنده است. معلم همواره از امتحان و ارزشيابي به عنوان يک ابزار قدرت استفاده مي‌كند و با ايجاد زمينه‌هاي نامطلوب آموزشي نوعي نگراني و وحشت از امتحان را در اذهان دانش آموزان بيدار مي‌كند. در حالي كه امتحان و ارزشيابي همچون ساير فعاليت‌هاي ديگر آموزشي است و براي معلم و يادگيرنده مشخص مي‌سازد كه تا به چه حد به هدف‌هاي ‌آموزشي نايل آمده‌اند(شعباني، 1373).
فيليپس و همكاران (1980) معتقدند كه اضطراب امتحان با محيط مدرسه مرتبط است. اين پژوهشگران ديدگاه بوم‌شناختي را در مورد اضطراب امتحان مطرح مي‌نمايند

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید