دانلود پایان نامه

شرايط امتحان اين افراد با افكار نامرتبط با تكليف مانند نگراني و دلواپسي در مورد جنبه ‌هاي خودارزيابانه شكست، كه بخشي از حافظه كاري را مشغول مي‌كند، روبرو مي‌شوند. در تكاليف آسان باقي مانده ظرفيت حافظه ممكن است براي انجام امتحان كافي باشد، اما در تكاليف پيچيده ممكن است اين ظرفيت باقي مانده كافي نباشد. در نتيجه افراد داراي اضطراب زياد، عملكرد ضعيف اوليه‌اي در تكاليف پيچيده نشان خواهند داد ( داتک و استوبر، 2001،به نقل ازجوكار، 1388).

2-2-6-10مدل فرآيندي115
بيش از 30 سال تحقيقات حوزه اضطراب امتحان اين سازه را متشكل از دو بعد مي داند. نخست تهييج‌پذيري و دوم، نگراني كه به تشخيص و شناسايي ارتباط امتحان و عملكرد مانند انتظارات منفي، اشتغال با عملكرد، و عواقب بالقوه نتايج امتحان اشاره دارد كه شامل نشانه‌هاي خودانتقادي، ترس از شكست، سردرگمي است .اخيراً تحقيقات در مورد مدل‌هاي فرآيندي اضطراب امتحان، ديدگاه كلاسيك گذشته در مورد اضطراب امتحان را به چالش كشيده اند. چنين مدل‌هايي مهفوم اضطراب امتحان را شامل الگوي پاسخ‌هاي رفتاري و شناختي در طول سه مرحله در چرخه يادگيري ـ آزمون مي‌‌دانند: آمادگي براي امتحان، عملكرد امتحان و بازتاب و نتايج امتحان (كاسادي و جانسون، 2002، اسكاتز و ديويس، 2000، زيدنر، 1998،به نقل از برک و ناندا116، 2006).
2-2-6-11مدل تبادلي117
در مدل تبادلي، اضطراب امتحان كه توسط اسپيلبرگر و واگ‌118(1995 ) پيشنهاد شده، ويژگي‌هاي بافت ارزيابي (مانند اهميت ارزيابي و مهارت‌هاي امتحان دادن) با تفاوت‌هاي فردي در خصيصه اضطراب امتحان براي تعيين ميزاني كه ارزيابي به عنوان تهددي ادراك مي‌شود، در تعامل است. اين ارزيابي اوليه يك ارزيابي مجدد تفسيري مداوم از تهديد ارزيابي را به دنبال دارد(جوكار، 1388).
2-2-6-12مدل تداخل119
براساس اين مدل اضطراب امتحان يادآوري آموخته‌هاي قبلي را مغشوش ساخته و به اين طريق عملكرد فرد را مختل مي سازد(ابوالقاسمي 1374).
2-2-7علايم ارزيابي
سنجش پاسخ‌هاي سايكوفيزيولوژيكي اضطراب زمينه جديدي از ارزيابي رفتاري است. با توجه به تحقيقات انجام شده آشتفگي معده به هم خوردن عادت‌هاي خواب و‌ آرامش، تغييراتي در ميل غذا، ضعف و سرگيجه، تغيير در فشار خون، ميزان نبض و ترشح هورمون‌هاي آدرنالين در افراد داراي اضطراب امتحان در ايام امتحانات و به ويژه هنگام امتحان افزايش مي‌يابد.همچنين در افراد داراي اضطراب امتحان در امتحانات شفاهي تپش قلب، پريدگي رنگ صورت، لكنت‌زبان، حركات غيراداري دست و پا، تغيير صدا و تغيير دماي بدن، خشكي دهان بارز است(خداياري، 1384).
2-2-8رويكردهاي درمان
طي سال‌هاي گذشته تحقيقات متعددي براي كاهش اضطراب امتحان به كار گرفته شده است و به ارزيابي تاخير مداخله‌هاي درماني در اضطراب امتحان در گروه‌هاي سني مختلف پرداخته‌اند. (بيدل120 و ترنر،121 1999، بيرنبام وناسر، 1994، هوبسون و تامپسون،122 1996، سينکامور123 و كوري،124 1990، تورن،125 2000، ويلكنسون،126 (1990) به نقل از مك‌دونالد، 2001) تاكيد بيشتر اين مطالعات بر جزء‌نگراني مدل ليبرت و موريس (1967) بوده است. مطالعات زيادي به بررسي اهميت افكار نامربوط به امتحان، افكار منفي اوليه معطوف به خود پرداخته‌‌اند كه در طول فرآيند امتحان دادن با توجه به منابع اطلاعاتي، تداخل مي‌كنند. بر اين اساس، مداخله‌هاي عمده متمركز بر افزايش و بهبود بازسازي شناختي بوده‌اند(گونان، 2003).
درمان‌هايي كه براي اضطراب امتحان به كار مي‌روند ممكن است با درمان‌هاي سنتي و معمول كاهش اضطراب همراه و تلفيق شوند. مشكل اين جاست كه چنين درما‌هايي تأثير اندكي بر عملكرد تحصيلي داشته‌اند، در حالي كه در كاهش اندازه‌هاي اضطراب موفق بوده‌آند. براي مثال اتخاذ روش آرميدگي عضلاني در كاهش اضطراب موفق بوده، اما در بهبود عملكرد امتحان موثر نبوده است. اين مساله بيانگر وجود يك جزء موقعيتي براي اضطراب امتحان، مستقل از اضطراب خصيصه‌اي يا عمومي است كه چنين تكنيك‌هايي براي آنها طراحي شده‌اند (بي شاب، بروين و كارمك، 2005).
2-3منبع کنترل
2-3-1تعاريف منبع كنترل
مفهوم كانون كنترل به شكل‌هاي بسياري در سراسر تاريخ بشري ظاهر شده است. تراژدي‌هاي يونان باستان آكنده از پندارهاي درماندگي بشر در برابر خدايان و يا سرنوشت بوده است نمايش شكسپير كه نمايگر سرنوشت محزون و از پيش تعيين شده و هم نمايانگر اراه‌آزاد است. فيلسوفان با مفهوم كانون كنترل، تحت عنوان جبرگرايي دربرابر اراده آزاد دست به گريبان بوده‌اند. جامعه‌شناسان آن را به عنوان خودمختاري در برابر از خودبيگانگي ويا ناتواني نام برده‌اند. اما مفهمو كانون كنترل به عنوان يكي از مفاهيم و مهم در نظريه يادگيري اجتماعي راتر، رسماً به عنوان سازه رواني از دو دهه پيش مطرح شد(بال127؛ ترجمه قراچه داغي، 1373).
منبع كنترل از مفاهيم آزمون شده علم روان‌شناسي است كه پژوهش‌ هاي بيشماري را به وجود آورده است. اين مفهوم اولين بار در نظريه يادگيري ـ اجتماعي جوليان راتر128 (1966) عملياتي شد بارها پيش از آن در فلسفه و مكاتب روان‌شناسي مساله جبر وارده شخصي، مطرح گشته بود با وجوداين پژوهش از زماني آغاز شد كه راتر ابزاري براي سنجش اين مفهوم به وجود آورد. برحسب تعريفي كه راتر از منبع كنترل ارائه داد اين متغير اعتقاد عمومي خود را درباره توانايي كنترل تقويت‌هاي روزانه، مي‌سنجد شامل طيفي است كه در يك سر آن منبع كنترل دروني ـ فرد احساس مي‌كند با تلاش و هوش خود مي تواند اتفاق‌هاي زندگي خود را كنترل كند، و سر ديگر آن منبع كنترل بيروني كه فرد معتقد است زندگي‌اش به دست سرنوشت، شانس و ديگران قدرتمند اداره ‌مي‌شوند، قرار دارد (كوهن129 و همكاران، 2008).
افراد با منبع كنترل دروني بيشتر براي موفقيت كار مي‌كنند و تاخير در رسيدن به پاداش130 را تحمل مي‌كنند و براي اهداف طولاني مدت برنامه‌ريزي مي‌كنند و بعد از تجربه موفقيت در يك تكليف، افراد با منبع كنترل دروني هدف‌هاي رفتاريشان را افزايش مي‌دهند. ولي برعكس بيروني‌ها احتمالش بسيار زياد است كه هدف‌هايشان را كاهش دهند. بعد از شكست در يك تكليف دروني‌ها دوباره عملكردهاي آينده را ارزيابي مي‌كنند وبعد از شكست دروني‌ها انتظار موفقيت را كاهش مي‌دهند ولي بيروني‌ها انتظاراتشان را افزايش مي‌دهند. دروني‌ها بهتر در مقابل اجبارها مقاومت مي‌كنند و در موفقيت‌هاي مبهم بهتر عمل مي كنند. دروني‌ها كمتر مشتاق به انجام ريسك كردن هستند. دروني‌ها از حمايت اجتماعي بهره بيشتري مي گيرند و در سا زگاري طولاني مدت با ناتوانايي‌هاي جسمي، سلامت رواني بهتري دارند (ديويد، آ. گوشو، 2006؛ حضرتي، 1385).
پژوهشگران علوم رفتاري در مورد توانايي‌هاي فرد در كنترل خويش و محيط اطراف از ديدگاههاي گوناگون سخن گفته‌اند. مفاهيمي مانند رقابت، شايستگي،درماندگي، از خودبيگانگي…. همه به نوعي در توصيف اين كه فرد تا چه درجه‌اي مي‌تواند حوادث و رويدادهاي مهم زندگي خود را كنترل كند به كار رفته است.از ديدگاه روانشناسان واژه كنترل داراي 2 معناي عمومي است:الف) كنترل تجربي كه نوعي متدولوژي علمي است و در محدوده تجربيات علمي عمل مي‌كند.ب) كنترل به عنوان يك متغير رفتاري يا به طور روشن‌تر توانايي تاثيرگذاردن و دستكاري محيط در نظر گرفته مي شود. رويكرد انسانگرايانه نسبت به رفتار اجتماعي انسان اغلب متكي بر اين فرضيه است که انسان كاملاً بر رفتار خود كنترل دارد. برخلاف نظر انسانگرايان، رفتارگراياني چون اسكينر عقيده دارند كه اين محرك‌هاي محيطي هستند كه چگونگي رفتار ما را تعيين مي كنند. ما با تقويت يا تنبيهات بيروني كنترل مي شويم و اين امر كه ما بر رفتارمان كنترل داريم امري ذهني و خيالي است.بين اين 2 عقيده مزبور عقيده سومي وجود دارد كه تلفيقي از آن دو مي باشد و در آن هم تاثيرات عوامل بيروني هم انتخاب فردي به رفتار اهميت مي دهد(فراست، 1381).
2-3-2نظريات
راتر نظريه خو را نظريه يادگيري اجتماعي شخصيت مي‌نامد تا اعتقاد خود در اين مورد كه رفتارهايمان را اساساً از طريق تجربه هاي اجتماعي خود مي‌آموزيم نشان ‌دهد، اصطاح‌ يادگيري اجتماعي اگرچه بيشتر با نام بندورا مترادف است اما اين اصطلاح اولين بار توسط راتر به كار گرفته شده كه در ذيل به آنها اشاه مي‌شود
2-3-2-1نظريه راتر
همانند بندورا راتر نيز براي تبيين رفتار، به بيرون و درون ارگانيزم توجه دارد. راتر فرآيندهاي آگاهانه دروني را به شكلي بسيار گسترده بررسي مي‌كند و معتقد است كه ما از خود تصويري به صورت موجوداتي آگاه داريم و قادريم كه براي زندگي خود تصميماتي بگيريم و اگرچه تقويت بيروني در اين جريان نقشي را بازي مي ‌كند اما اثربخشي تقويت بستگي به عوامل شناختي دروني داردو رفتار هر شخص تحت اثر تعدادي از اين عوامل قرار دارد. بنابراين نسبت به پيامدهاي رفتارمان و نسبت به تقويتي كه به دنبال رفتارمان خواهد آمد داراي انتظاراتي ذهني هستيم كه داراي ارزش‌هاي نسبي متفاوتي در موقعيت‌هاي گوناگون هستند.در مورد جبر و اختيار نظام راتر طرفدار اختيار در انتخاب و عمل است و اين اختيار به ويژه در مور افراد داراي منبع كنترل دروني بيشتر صادق است. راتر همچنين تاكيد مي‌كند كه بيشتر رفتار‌ها آموخته شده است. وي براي عوامل ژنيتيك اهميت كمي قائل است و معتقد است بيشتر تربيت است كه ما را هدايت مي کند نه طبيعت،و نه وراثت. و اگرچه تجربيات يادگيري اوليه بر ادارك ما از رويدادهاي بعدي تأثير مي‌گذارد ولي ما قربانيان گذشته نيستيم ما به طور مداوم به محيط هاي دروني و بيروني پاسخ مي‌دهيم و وقتي‌ آنها تغيير مي‌كنند، ادراك ما نيز از آنها تغيير مي‌يابد (شولتز و شولتز،1998 ؛ ترجمه سيد محمدي، 1388).
در زمينه كنترل دروني يا بيروني نيز، راتر معتقد است كه نمونه شخصيتي كاملاً خالص وجو ندارد و هرگز نبايد دچار اين اشتباه شويم كه هريك از افراد كاملاً داراي كنترل دروني يا بيروني هستند بلكه ميتوان گفت كه كنترل دروني يا بيروني يك پيوستار است و در حقيقت ميزان گرايش به دروني يا بيروني بودن مطرح است نه يك ويژگي خاص، بدين معني كه فرد بسيار متعصب و معتقد به كنترل دروني نيز در موقعيت‌هاي خاص تحت تاثير شانس، اقبال و عوامل بيروني قرار مي گيرد. به طور كلي نظام يادگيري اجتماعي راتر تصوير خوشبيانه‌اي از ماهيت انسان ارائه مي دهد كه ما قربانيان نافعال رويدادهاي بيروني، وراثت يا تجربه‌هاي كودكي نيستيم بلكه آزاديم تا رفتار حال و آينده خود را شكل دهيم (شولتز و شولتز،1998؛ ترجمه سيد محمدي،1388).
2-3-2-1-2مفاهيم نظريه يادگيري اجتماعي راتر
راتر معتقد است كه براساس نظريه يادگيري اجتماعي اگر شما پيوند يا حلقه‌اي بين رفتارها و تقويت كننده‌‌ها ببينيد رفتار شما به وسيله اين تقويت‌كننده‌ها ساخته مي‌شد و احتمال يادگيري زياد است. اصطلاح راتر براي اين اعتقاد كه آيا يك رفتار با پيامد يا دانش مطابقت دارد مفهوم منبع كنترل را تشكيل مي‌دهد. پايداري محدود به موقعيت‌هاي خاص نمي‌شود و با تعميم يا پيوندهاي معنايي مي‌توان در موقعيت مشابه يادگيري را انجام داد(ويلدرام، 2003؛ به نقل از حضرتي، 1385).
راتر براي اين كه كاركرد شخصيت را شرح دهد شش مفهوم اساسي را معرفي كرده است كه عبارتند از:
1ـ پتانسيل رفتار131
2ـ انتظار
3ـ ارزش تقويت
4ـ موقعيت روان‌شناختي
5ـ آزادي حركت
6ـ انگيزش و نيازها132
2-3-2-2-1پتانسيل رفتار
در نظريه راتر، پتانسيل رفتار عبارت است از پتانسيل وقوع

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید