دانلود پایان نامه

ي شود به گونه اي كه تا حد ممكن موقعيت و فرصت هاي جرم را كاهش داده و خطرات آن را كه توسط طيف وسيعي از بزهكاران، ملموس و عيني است، افزايش دهد.”111ان نوع پيشگيري ازجرم به دنبال كاهش فرصت ها براي گروه هاي خاصي از جرايم با افزايش خطرات و مشكلات و كاهش سود ناشي از آن مي باشد.
با توجه به جهت گيري پيشگيرانه اسلام، كه در بخش اول مورد بررسي قرار گرفت، مي توان گفت دين اسلام راهكارهاي پيشگيرانه اي را طرح كرده كه با اجراي آنها به نوعي مي توان پيشگيري وضعي را جهت جلوگيري از ارتكاب جرم اعمال نمود. ارائه چنين راهكارها و دستوراتي نشان دهنده اين است كه در جامعه اسلامي دولت موظف به حفظ نظم امنيت جامعه و افراد بوده و از اين نظر در مقابل ملت پاسخگوست .ايجاد امنيت و آرامش جامعه تنها با توسل به شيوه هاي كيفري پس از وقوع جرم محقق نمي شود، بلكه دولت وظيفه دارد با درپيش گرفتن راهكارهايي، قبل از وقوع بزه شرايط تحقق و بستر وقوع آن را ازبين برد . لکن در اين مسير بايد به حقوق و آزادي هاي فردي پاي بند بوده و آنها را رعايت نمايد. گرچه رعايت چنين حقوقي با اعمال اكثر راهكارهاي پيش گيري منافاتي ندارد.پيشگيري از جرم محدوديت هايي در پي دارد که با اجراي ضابطه مند و قانوني آنها مي توان بين حقوق فردي و اجتماعي توازن لازم برقرار کرد.
در مكتب حقوقي اسلام اين دو موضوع از يكديگر تفكيك شده است؛از يک سوحفظ حريم خصوصي و پرهيز از هرگونه تجسس و اعمال محدوديت و از طرف ديگر نظارت و كنترل بي چون و چرا و بدون مسامحه ،آنجا که مسئله به مصالح اجتماعي مربوط مي شود.

فصل اول : حد و مرز تدابير پيشگيري وضعي در اسلام

آنچه مسلم است تحقق پيشگيري از جرم ، امري نيست که به هر بهايي مجاز و ارزشمند باشد ؛بلکه رعايت اصول و ضوابطي در اينجا ضروريست .با اين وصف ابهاماتي در ارتباط با موضوع مطروحه در ذهن ايجاد مي گردد که لاجرم بايد به آنها پاسخ گفت .اولاً ،ارزش و منزلت حريم خصوصي افراد در اسلام تا چه حد است؟ آيا به هر قيمتي مي توان حريم خصوصي افراد را به منظور و بهانه پيشگيري از جرم نقض کرده و در امور خصوصي آنها تجسس و مداخله نمود؟محدوديت هايي که اسلام در خصوص نقض حريم خصوصي در مسير پيشگيري وضعي در مورد جرايم حق اللهي و حق الناسي بيان مي نمايد ، چيست ؟

مبحث اول: حريم خصوصي، مهمترين چالش فرا روي پيشگيري وضعي از ديدگاه اسلام
يكي از ايرادات و يا به عبارتي محدويت هايي كه در خصوص اعمال راهكارهاي پيشگيري وضعي به آن استناد مي شود، حقوق و آزادي هاي فردي است.حقوق و آزادي هاي فردي ابعاد مختلف شخصي ،فکري ،سياسي،اجتماعي،اقتصادي و فرهنگي دارد.ممنوعيت شکنجه و رفتارهاي تحقيرکننده ،برابري افراد،آزادي انديشه،عقيده،مذهب ،بيان،رفت و آمد ،انتخابات آزاد،آزادي شغل،صيانت از زندگي خصوصي و خانوادگي و حق خلوت ،مالکيت ،عدم تبعيض و…از موارد حقوق و آزادي هاي فردي مي باشد.منتقدان معتقدند كه پيشگيري وضعي آزادي هاي فردي را از طريق تحديد فضاهاي اجتماعي و محيط هاي مورد نظر، حضور عوامل نهادهاي دولتي و خصوصي متولي و متخصص تامين امنيت، نهادهاي مشاركتي محلي، محدود كرده و خطر تجاوز به حريم افراد را به دنبال دارد؛ لذا به واسطه اينكه در اين نوع پيشگيري پايش رفتار و حركات افراد اصل مي باشد و به كيفيت زندگي خصوصي افراد مرتبط است، جنبه حقوق بشر انسانها را خدشه دار مي نمايد.112
در اين فصل برآنيم تا مفاهيم ومصاديق و ابعاد حريم خصوصي و تجسس را روشن نماييم واز رهگذر تبيين دقيق اين مسائل از نظرگاه اسلام، بتوانيم در فصل بعد اين موضوع را در ارتباط با جرايم حق الهي و حق الناسي واينكه در چه مواردي حاكميت حريم خصوصي به عنوان محدوديت پيشگيري وضعي مطلق و در چه مواردي نسبي و قابل عدول مي باشد ، بيان نماييم.

گفتار اول: مفهوم ومصداق حريم خصوصي
بند اول-مفهوم حريم خصوصي
شناسايي حريم خصوصي به عنوان حقي از حقوق مدني و سياسي بشر از اهميت ويژه اي برخوردار است.اينكه حق خلوت يا حريم خصوصي به عنوان مهم ترين حقوق شهروندي، از چه زماني مطرح شده مشخص نيست .لکن برخي معتقدند ” حق بر خلوت نخستين بار در مقاله اي كه سال 1890 توسط ساموئل وارن و لوئيس برانديز نگارش يافت، مطرح شد.”113با اين حال فيلسوفان و انسان شناسان از دير باز با آگاهي از اهميت اين قلمرو در زندگي انساني درباره ي آن سخن گفته اند.
در خصوص اهميت آن همين بس كه “روان شناسان معتقدند كه محروم كردن افراد از فرصت هاي مربوط به آنچه به لحاظ اجتماعي، شكل هاي گوناگون خلوت ناميده مي شود، آثار منفي بر سلامت افراد دارد.” 114
با اينكه اين اصطلاح در مباحث مختلف فلسفي، سياسي حقوقي و … بسيار به كار رفته لکن در خصوص مفهوم آن تعريف دقيق و واحدي وجود ندارد. شايددليل اين امر،همانا “متفاوت بودن حريم خصوصي افراد با توجه به فرهنگ،سنت ها، آداب اجتماعي ،اقتصادي، نظام هاي سياسي و مقررات حقوقي هركشور باشد،به عبارت ديگر،مفهوم حريم خصوصي، ريشه هاي عميقي درمباحث جامعه شناختي وانسان شناختي دارد.”115
پذيرفتن چنين مفهومي و تبيين دقيق آن مي تواند از جهت ديگر نيز معضلاتي ايجاد كند ؛زيرا با پذيرش چنين حريمي نه تنها افراد بلكه دولت هم حق ورود به آن را نداشته و مكلف است با شناسايي و احترام و اجراي چنين حقي به مجازات افرادي كه آن را نقض مي كنند، بپردازد و از سويي مانعي براي خود وي محسوب گردد.
به
دليل دشواري تعريف چنين مفهومي، عده اي براي افاده مفهوم حريم خصوصي به وسيله و برخي به هدف متوسل شده اند؛ به اين معنا كه حريم خصوصي به عنوان يك وسيله كنترل تلقي مي گردد كه افراد نسبت به قلمرو زندگي خصوصي خويش دارند، يا اينكه هدف حريم خصوصي، حمايت از شخصيت و كرامت انسان است .گروهي در تعيين ماهيت و اهميت حريم خصوصي مضيق عمل كرده اند و برخي موسع. مضيق از اين نظر كه بعضي از جنبه هاي زندگي را كه نوعاً خصوصي شناخته مي شوند را در بر نمي گيرد و موسع از اين لحاظ كه اموري را كه نوعاً خصوصي شناخته نمي شود، از شمول تعريف خارج نمي سازند.116 حق تنها بودن حق برخورداري از خلوت و توانايي براي ايجاد مانع در برابر دسترسي ناخواسته ديگران، حق برخورداري از كرامت و شخصيت انساني از جمله تعاريفي مي باشند كه در اين زمينه ارائه شده است.117قدر مشترك همه تعاريف، پذيرش حق بودن چنين امري است كه در برگيرنده حريم مكاني، حريم روحي – رواني، حريم ارتباطي، حريم آبرويي و حريم روابط حاكميتي است. اين سخن بدين معناست كه هر فردي از افراد جامعه، داراي يك قلمرو خاص و غير قابل نفوذ است كه هيچ شخصي، حتي دولت، بدون وجود دليل محكم حق ورود به آن را نداشته و احترام به آن، براي ديگران تكليف ايجاد مي كند ماده 2 طرح حمايت از حريم خصوصي در تعريف حريم خصوصي مقرر مي دارد: “حريم خصوصي ، قلمرويي از زندگي هر شخص است كه آن شخص عرفاً يا با اعلان قبلي در چارچوب قانون، انتظار دارد تا ديگران بدون رضايت وي به آن وارد نشوند يا بر آن نگاه يا نظارت نكنند و يا به اطلاعات راجع به آن دسترسي نداشته يا در آن، قلمرو وي را مورد تعرض قرار ندهند.جسم، البسه و اشيا هر فرد، اماكن خصوصي و منازل، محل هاي كار، اطلاعات شخصي و ارتباطات خصوصي با ديگران حريم خصوصي محسوب مي شود.”
با لحاظ آنچه گذشت مي توان گفت “حريم خصوصي فاصله تعريف شده بين فرد و جامعه است. به عبارت ديگر ، مفهوم حريم خصوصي با اين پيش فرض مواجه است كه هميشه بين فرد و جامعه يك فاصله وجود دارد كه مربوط به فرد است و در واقع حريم او محسوب مي شود .اين حريم در رويكرد ديني، ماهيت تربيتي و اخلاقي دارد. و همين ماهيت زمينه ضمانت اجرايي خوبي را براي آن فراهم كرده است.” 118

حريم خصوصي در اسلام
در آيات متعددي از قرآن مجيد بر لزوم رعايت حريم خصوصي اشخاص تاكيد شده است .سنت پيامبر اكرم (ص) و ائمه اطهار و سيره مسلمانان نيز سرشار از توصيه هايي در پرهيز از نقض مصاديق مختلف حريم خصوصي است. البته اصطلاح “حريم خصوصي” در آيات قرآن و روايات اسلامي استعمال نشده است.رايج ترين اصطلاحاتي كه در آيات و روايات اسلامي درباره حريم خصوصي به كار رفته به شرح زير مي باشد: ممنوعيت تجسس، تحسس، تفتيش، سوءظن ،سب، هجو، قذف، نميمه و غيبت،‌خيانت در امانت، استراق سمع، استراق بصر، ورود به منازل بدون استيذان، اشاعه فحشا كه در ادامه مهم ترين آنان را كه با بحث پيشگيري وضعي مرتبط مي باشد، مورد بررسي قرار مي دهيم.
در واقع” موضع اسلام در مواجهه با مقوله حريم خصوصي يك موضع به اصطلاح تحويل گرايانه است؛ يعني، از ماهيت و محتواي حريم خصوصي حمايت شده است بدون آنكه نامي از آن برده شود.”119حريم خصوصي، در قالب احاله به حقوق و آزادي هاي ديگر نظير حق مالكيت، حق آزادي از تجسس ، حق برخورداري از اصل برائت، حق غير قابل تعرض بودن حقوق وابسته به شخصيت ، مورد حمايت واقع شده است.
فلسفه وجودي حريم خصوصي، تحقق كرامت انساني، جلوگيري از مداخله و تجاوز بي مورد و بدون علت در زندگي افراد، جلوگيري و ممانعت از ظلم و رفع ناامني است. ايجاد آرامش روحي و رواني در افراد جامعه در محدوده اي كه به خود آنها متعلق است، زمينه ساز هر نوع پيشرفت و ترقي است.
“آن گاه كه اين حريم نقض مي شود، با انگيزه اذيت و آزار، بي آبرو كردن افراد، ايجاد محدوديت و محروميت، سرقت ادبي، ايجاد ناامني و دست برد زدن به اطلاعاتي كه فرد دوست ندارد آنها در ديد و منظر عمومي قرار گيرد، دليل چنين اقداماتي را نيز بايد درعدم اعتقاد به مبدأ و خالق جهان، عدم باور به معاد و فرجام و نداشتن حس مسئوليت جستجو كرد.”120
علاوه بر آيات مذكور،روايات متعددي در مورد مصونيت اموال مانند “الناس مسلطون علي اموالهم” و “حرمه ماله كحرمه دمه” نقل شده اند . در ارتباط با حفظ حريم خصوصي افراد، ” شيوه هاي عملي پيامبر(ص) مبتني بر اذن بوده است ؛بدين نحو که هر گاه مي خواستند وارد منزلي شوند براي اجازه گرفتن رو به روي در خانه نمي ايستادند ،تا نگاه مباركشان به داخل خانه نيفتد.121 نكته مهمي كه در تفسير آيات و روايات اسلامي مربوط به حريم خصوصي بايد مورد توجه قرار گيرد ،آنست كه “آيات و روايات مذكور بيشتر در قالب احكام تكليفي از مصاديق حريم خصوصي حمايت كرده اند نه در قالب احكام وضعي. لذا مسئوليت نقض كنندگان حريم خصوصي را كه در زمره احكام وضعي است، بايد از دل احكام تكليفي استنباط كرد.”122
موارد زير را مي توان به عنوان دلايل توجه اسلام به حفظ حريم خصوصي برشمرد:
1-اصل حرمت تجسس که قاعده اي عام است ،مهم ترين دليل توجه اسلام به حريم خصوصي به شمار مي شود .بنابر آيه دوازدهم سوره حجرات، تجسس در اسلام ممنوع است خداوند متعال در اين آيه مي فرمايد: “يا ايهاالذين امنوا اجتنبوا كثيراً من الظن ان بعض الظن اثم و لا تجسسوا…”
“اي اهل ايمان از بسياري از پندارها (و ظن بد) در حق يكديگر بپرهيزيد كه برخي ظن و پندارها معصيت است و نيز هرگز از حال دروني همديگر تجسس مكنيد…”
اين
قاعده در قرآن و سنت متواتر پيامبر ريشه دارد. پيامبر اكرم در حديثي مي فرمايد: ” “اگر در امور مردم تفتيش كنيد مردم به فساد مي گرايند.” حديث پيامبر اسلام اين معنا را با خود همراه دارد كه حتي اگر با انگيزه پيشگيري از جرم به كاويدن خلوت افراد بپردازيم. نفاق و انحرافات به لايه هاي پنهان تري از زندگي اجتماعي منتقل مي شود و اين خود موجب فساد خواهد بود.”123
“مجاهد در تفسير آيه تجسس مي گويد ،آنچه خود به خود براي شما ظاهر شد بدان اخذ كنيد و آنچه را خداوند پوشانده رها كنيد.” 124
در خصوص معني و تعريف تجسس، لغت شناسان با يكديگر اختلاف نظر دارند. به اعتقاد برخي ، تجسس و تحسس و تفتيش داراي معاني واحد هستند وبه اعتقاد برخي داراي معاني متعددند.
تجسس در لغت و عرف به معناي جستجو از درون امور است. “تجسس شناخت چيزي با دريافت نامحسوس و ظريف است جاسوس- بر وزن فاعل- نيز از همين باب است، زيرا او هر چيزي را كه بخواهد به آرامي و بي سر و صدا به چنگ مي آورد.”125
در تعريف تجسس و تحسس، قرطبي از قول اخفش مي گويد كه تفاوتي ميان اصطلاح هاي مذكور وجود ندارد و بسيار شبيه به هم هستند زيرا:
1-“تجسس عبارتست از دنبال كردن چيزي كه انسان كتمان شده است و تحسس عبارتست از دنبال خبر گشتن و مطلع شدن از اخبار ديگران بي انكه كتمان در كار باشد.
2-تجسس عبارتست از دنبال امور گشتن ولي تحسس عبارتست از چيزي كه انسان با بعضي حواس خود آن را درك مي كند.
3-قول ديگري كه قرطبي در تفاوت تجسس و تحسس ذكر مي كند آن است كه تجسس يعني دنبال چيزي گشتن براي ديگران و عامل و جاسوس ديگران بودن اما تحسس يعني دنبال خبر گشتن براي خويش نه براي ديگران “126
همچنين تجسس به معناي “هتک اسرار و کشف آنچه پنهان نگه داشته شده بدون اذن واراده صاحب آن ،آمده است و اين امر مختص خداوند باري تعالي و از اوصاف حضرتش بيان گرديده است.آنجا که در آيه 3سوره انعام مي فرمايد:و هو الله في السماوات و في الارض يعلم سرکم و جهرکم127″128
در هر صورت، از مجموع سخن و آراي اهل سنت به دست مي آيد كه تجسس به معناي كاوش و جستجوي خبرهاست و انگيزه اين كاوش، در صدق مفهوم تجسس دخالتي ندارد. به اين ترتيب غرض و هدف از تجسس هر چه باشد(خوب يا بد)در صدق مفهوم تجسس تفاوتي ايجادنمي كند،انگيزه خير اگر دخالتي هم داشته باشد، تنها در نفي حكم حرمت است نه در صدق موضوع تجسس .
تجسس از اين نظر كه در بردارنده مصالح است يا خير، متفاوت و بر چند قسم است:
1- “به صرف آگاهي از احوال اشخاص و بدون انگيزه عقلايي انجام شود.
2- با نيتي فاسد چون هتك، پراكندن فحشا و آزردن مومنان انجام گيرد.
3- با قصد و انگيزه اي سالم صورت پذيرد كه خود به دو قسمت منشعب مي گردد:
الف) غرض و هدفي لازم و ضروري در ميان باشد، مانند حفظ حكومت در قبال رخنه كافران و منافقان، جلوگيري از گسترش انواع فساد اجتماعي،اخلاقي، ظاهري يا مالي برطرف ساختن زمينه هاي گمراهي و انحراف ازجوامع اسلامي،آگاهي از چگونگي كاركرد كارگزاران حكومت، باخبر شدن از وجود اختلاس و ارتشا به آگاهي از وضعيت نيروهاوتجهيزات دشمن و ….
ب) اهدافي راجح و با ارزش در ميان باشد، مانند يافتن افراد صلاحيت دار براي اعطاي مناسب شايسته به آنها با آگاهي از دانش هاي روز ،به دست آوردن ميزان رضايت عمومي از نحوه اداره امور به كشف اجتماعي و …” 129
مقتضاي اطلاق نهي كه در آيه آمده، حرمت است


دیدگاهتان را بنویسید