دانلود پایان نامه

شريعت، 1386).
اطلاعاتي که ميتوان از طيف سنج جرمي به دست آورد شامل شناسايي ترکيبات خالص آلي، تعيين وزن مولکولي و فرمول تجربي ترکيب، حضور يا عدم حضور گروههاي عاملي در ترکيبات آلي، پايداري انواع مختلف يونها، همچنين براي آناليز ترکيب و پايداري در فاز محلول ميتوان از MS استفاده کرد. به عنوان مثال براي تعيين ساختار ترکيبات شاخهاي نانو مقياس با ابعاد nm 5/1 مي‌توان از روش طيف سنج جرمي با تکنيک يونش الکترواسپري (ESI) استفاده کرد (Gaumet et al., 2002).

2-12- بررسي منابع در خصوص فيتوشيمي اسانس گياهان جنس مرزه
به منظور بررسي تأثير روش اسانس‌گيري بر ميزان كارواكرول و در نتيجه كيفيت اسانس مرزه، اسانس دوگونه از اين جنس به نا‌م‌هاي Satureja hortensis L. و Satureja rechingeri Jamzad. به روش استخراج با روش سيال فوق بحراني (دي اكسيد كربن) و روش تقطير با آب مورد بررسي و مقايسه قرار گرفتند. در همين راستا اندام‌هاي هوايي گياه در مرزه زراعي S.hortensis L. در زمان گل‌دهي كامل از ايستگاه تحقيقاتي البرز كرج و گياه S.rechingeri Jamzad. از رويشگاه طبيعي خود در استان ايلام جمع‌آوري گرديدند و پس از خشك شدن در سايه و دماي محيط ابتدا به روش تقطير با آب اسانس‌گيري شدند. سپس با روش سيال فوق بحراني به دو صورت (با اصلاح‌گر و بدون استفاده از اصلاح‌گر) از هر دو گياه اسانس تهيه شد. اسانس‌هاي حاصل با استفاده از دستگاه گاز كروماتوگرافي (GC) و گاز كروماتوگراف متصل شده به طيف‌سنج جرمي (GC/MS) مورد شناسايي كمي و كيفي قرار گرفتند. در اسانسS. hortensis L. حاصل از تقطير، 17 تركيب شناسايي شد كه عمده‌ترين تركيب‌ها كارواكرول و گاما ترپينن بودند. در اسانس‌هاي حاصل از استخراج با سيال فوق بحراني 9 تركيب شناسايي شد كه ميزان كارواكرول آن‌ها نسبت به اسانس حاصل از تقطير افزايش و گاما ترپينن كاهش يافته بود. در اسانس S. rechingeri L. حاصل از تقطير 20 تركيب شناسايي شد كه كارواكرول تنها تركيب عمده بود. در اسانس‌هاي حاصل از استخراج با سيال فوق بحراني از اين‌ گونه شش تركيب شناسايي شد كه درصد كارواكرول در آن‌ها افزايش نشان داد (عباسي و همكاران، 1384).
مرزه سهندي (Satureja sahandica Bornm.) كه جزء گياهان معطر فلور ايران است با داشتن تركيبات مؤثره در اسانس روغني از اهميت زيادي در پزشكي و صنايع عطرسازي دارد. اين گياه حاوي30 ماده مؤثره است كه مهم‌ترين آن‌ها به ترتيب تيمول، گاماترپينن، پارا- سيمن است كه البته در نوع كشت شده اين گياه نشانه‌هايي از كارواكرول ديده شده است ( Akbarinia & Sefidkon, 2009 ).
در طي يک بررسي ترکيبات شيميايي اسانس گونه‌هايS .icarica ،S .pilosa ، S. coerulea، .boissieri S جمع‌آوري شده از مناطق مختلف تركيه به روش GC و GC/MS مشخص شد که كارواكرول گونه S. icarica ،S. boissieri و S. pilosa به ترتيب 1/42 % ، 8/44 % و 2/59 % بود. البته عمده‌ترين ترکيب موجود در اسانس گونه S. coerula بتا كاريوفيلين و كاريوفيلين اكسيد بود (Azaz et al., 2002).
در راستاي فعاليت‌هاي ضد ميكروبي و ضد قارچي Satureja khuzistanica Jamzad. در تحقيقي مشخص شد كه بيشترين اثر ضد ميكروبي اين گياه روي Staphylocococus aureus و Candida albicans است (Amanlou et al., 2004).
(Sefidkon et al., 2004) ترکيبات اسانس از سه گونه مرزه کوهي بومي ايران را چنين گزارش کردند که ترکيب اصلي از Jamzad. Satureja khuzistanica عبارت از پارا- سيمن 6/39% و کارواکرول 6/29% وBunge. Satureja bachtiarica حاوي تيمول 5/44% و آلفا – ترپينن 9/23% و ترکيب تشکيل‌دهنده اصلي اسانس Satureja spicigera تيمول 1/35%، پارا – سيمن 1/22% و آلفا – ترپينن 7/13% بودند.
در يک مطالعه ديگر (Meshkatalsadat & Shabaninejad , 2011) ترکيب‌هاي تشکيل‌دهنده اسانس Satureja bachtiarica Bunge. مورد بررسي قرار گرفت که کارواکرول 31/64%، سيس جاسمون 19/15%، پارا- سيمن 19/3%، بتا- بيزابولن 31/ 5%، ژرانيل استون 5% ترکيب‌هاي عمده بودند.
مرزه بختياري داراي اثرات ضد باکتري موثري بر دو گونه کمپيلوباکتر عامل فساد گوشت داشته است (Ghasemi Pirbalouti et al., 2010).
فعاليت ضد ميکروبي اسانس هشت گياه دارويي از جمله مرزه بختياري (bachtiarica Satureja) برEscherichia coli O157:H7 ، Bacillus cereus، Listeria monocytogenes و Candida albicans مورد بررسي قرار گرفت که بيشترين فعاليت ضد ميکروبي مربوط به اسانس حاصل از آويشن دنايي (Thymus daenesis) و مرزه بختياري (Satureja bachtiarica) بودند (Ghasemi Pirbalouti et al., 2010).
فعاليت ضد باکتري عصاره ي اتانول و اسانس 10 گياه دارويي مانند مرزه بختياري (Satureja bachtiarica Bunge.) بر Staphylococcus aureus، Escherichia coli،Pseudomonas aeruginosa و Klebsiella pneumonia مورد بررسي قرار گرفت و فعال‌ترين عصاره‌ها، عصاره‌ي مرزه بختياري (.Satureja bachtiarica Bunge) و آويشن دنايي (Thymus daenesis Celak) گزارش شدند (Ghasemi Pirbalouti et al.,2010).
در بررسي تعيين تاثير بازدارندگي اسانس حاصل از Thymus daenesis، Thymbra spicata، Satureja bachtiarica Bunge. بر L. monocytogenes روي کالباس مرغ نشان داد که کاربرد 1? اسانس از اين گياهان روي سطح کالباس جمعيت L. monocytogenesرا به ميزان قابل ملاحظه‌اي (05/ 0 P) کاهش داد (Ghasemi Pirbalouti et al., 2010).
فعاليت ضد کانديدايي 9 گياه دارويي توسط (Ghasemi Pirbalouti et al., 2009) مورد بررسي قرار گرفت که عصاره و اسانس 5 گياه شامل: Satureja bachtiarica ،Thymus daenensis، Thymbra spicata، Tanacetum polycephalum و Trachyspermum ammi فعاليت ضد کانديدايي نشان دادند.
در تحقيقي گزارش گرديد که ترکيبات تشکيل دهنده‌ي اسانس Satureja bachtiarica در زمان قبل از گل‌دهي حاوي 20? کارواکرول، 19? تيمول و در زمان گل‌دهي کامل حدود 26? کارواکرول و 5?تيمول است. هم‌چنين بيان نمودند که اسانس Satureja khuzistanica در مرحله قبل از گل‌دهي و گل‌دهي کامل حاوي حدود 90? کارواکرول بود (سفيد کن و همکاران، 1386).
در تحقيق ديگري (احمدي و همکاران، 1387) عمده‌ترين ترکيب‌هاي شناسايي شده در اسانس Satureja bachtiaricaجمع‌آوري شده از رويشگاه در مرحله قبل از گل‌دهي شامل: پارا ـ سيمن (5/36?)، کارواکرول (20?)، تيمول (2/ 19?) و در مرحله گل‌دهي کامل شامل: پاراـ سيمن (2/ 23?)، کارواکرول (8/25 ?)، تيمول (3/1?)، منتون (5/18?) مي‌باشد و نيز عمده‌ترين ترکيبات در اسانس مرزه بختياري جمع‌آوري شده در مرحله قبل ازگل‌دهي: پاراسيمن (6/28?)، کارواکرول (6/48?) و در مرحله گل‌دهي کامل: پاراسيمن (2/21?)، کارواکرول (3/62?) مي‌باشد. بازده اسانس جمع‌آوري شده از رويشگاه در مراحل قبل از گل‌دهي و گل‌دهي کامل به ترتيب (1/2? و 1/1?) و (8/1? و 1/1?) گزارش شد. مقايسه ميزان کارواکرول در مرزه بختياري کشت شده و وحشي در مراحل قبل از گل‌دهي و گل‌دهي کامل به ترتيب 6/48? ـ 3/62? و 20? و 8/25? گزارش گرديد.
در تجزيه اسانس و بررسي اثر ضد باکتريايي Satureja bachtiarica در استان اردبيل مهم‌ترين ترکيبات شناسايي شده در اسانس کارواکرول (4/26? )، لينالول (19/14?)، آلفاـ ترپينن (94/5?)، ميرسن (56/3?) و گاماـ ترپينن (3/2?) گزارش شدند (تيموري و همکاران، 1388).
در بررسي تأثير 3 گونه مرزه S.bachtiarica ،S.edmondi ، S.mutica بر سالمونلا پاراتيفي مشخص گرديد بازده اسانس S. bachtiarica، S.mutica، S.edmondi به ترتيب 15/2?،31/2?، 1? مي‌باشد و S.bachtiarica داراي ترکيبات کارواکرول 5/66? و پاراسيمن 2 /15? است و نيز S.mutica داراي کارواکرول 9/30? و تيمول 5/26? وگاما ترپينن 9/14? و پاراسيمن 3/10? مي‌باشد و هم چنين S .edmondi داراي پاراسيمن1 /61? و گاما ترپينن 6 /9? و تيمول 5? است و در مورد هر 3 گونه اثر بازدارندگي غلظت 5? (خصوصا در مورد پاراتيفي B) قوي‌تر از غلظت 5/2? گزارش گرديد (سفيد کن وهمکاران، 1388).
ترکيب‌هاي تشکيل‌دهنده اسانسSatureja intermedia ، مورد بررسي قرار گرفت و تعداد 34 ترکيب (8/99?) شناسايي شد که در اين ميان تيمول (6/25?)، پاراـ سيمن (44/21?)، گاما ـ ترپينن (20?)، کارواکرول (48/9?)، آلفا ـ ترپينن (94/7?) و ميرسن (58/3?) ترکيب‌هاي عمده بودند. در اسانس اين گياه مونرترپن‌هاي هيدروکربني (27/58?)، مونوترپن‌هاي اکسيژن‌دار (51/39?)، سزکويي‌ترپن‌هاي هيدروکربني (26/1?) و سزکويي‌ترپن‌هاي اکسيژن‌دار(62/0?) يافت شدند. ساير ترکيبات نيز 13/0? بودند. ترکيبات زير 1/0? هم به عنوان Trace در نظر گرفته شدند (شهنازي و همکاران، 1386).
در تحقيقي ديگر مشخص شد که بيشترين مقدار اسانس به دست آمده ازSatureja khuzistanica در مرحله‌ي قبل از گل‌دهي و کمترين ميزان مربوط به مرحله‌ي پس از گل‌دهي است. کارواکرول به عنوان ترکيب اصلي سازنده‌ي اسانس در همه‌ي مراحل تکويني بود و بيشترين مقدار آن مربوط به مرحله‌ي قبل از گل‌دهي و کمترين ميزان آن در مرحله‌ي بعد از گل‌دهي بود. تفاوت معني‌داري بين ماده‌ي خشک و تر مورد استفاده در اسانس‌گيري از نظر ميزان ترکيبات سازنده‌ي اسانس مشاهده نشد و نيز مشخص گرديد که اسانس اين گياه بر رشد باکتري‌هاي گرم مثبت شامل: Eureus 6538p و S .epidermidis و گرم منفي شامل: S.typhimoriume و E.coli و P.aeroginosa و قارچ C.albicans اثر بازدارندگي دارد. اين اثر بر باکتري‌هاي گرم مثبت و قارچ کانديدا آلبيکنز بيش از باکتري‌هاي گرم منفي مي‌باشد (مجد و همکاران ، 1387).

2-13- اهداف مورد مطالعه
مرزه بختياري (Satureja bachtiarica Bunge.) و مرزه کلاري (Satureja kallarica Jamzad.) دو گونه انحصاري ايران مي‌باشند که در تحقيق حاضر مورد مطالعه قرار گرفتند. در نهايت با توجه به ارزش اين دو گونه از ابعاد مختلف دارويي، اکولوژيکي، حفظ تنوع زيستي و خطر انقراض به ويژه گونه‌ي مرزه کلاري، تحقيق حاضر به منظور اهداف ذيل انجام گرديد.
1- مطالعه خصوصيات فيتوشيميايي گونه Bunge. Satureja bachtiarica.
2- مطالعه خصوصيات فيتوشيميايي گونهJamzad. Satureja kallarica.
3- مقايسه ترکيبات فيتوشيميايي دو گونه Bunge. Satureja bachtiaricaو Satureja Kallarica Jamzad..
4- تعيين نيازهاي اکولوژيکي دو گونه مرزه کلاري و بختياري.
5- مقايسه‌ خصوصيات فيتوشيميايي اسانس‌هاي دو گونه‌ اندميک استان با دو گونه مرزه زراعي (S. hortensis L.) و مرزه خوزستاني (S . khuzestanica Jamzad.).

فصل سوم
مواد و روش‌ها

3-1- خصوصيات مناطق مورد مطالعه
در تحقيق حاضر مرزه بختياري و مرزه کلاري به ترتيب از مناطق سبزکوه و کوه کلار واقع در استان چهارمحال و بختياري جمع‌آوري گرديد. جهت مقايسه، مرزه زراعي و مرزه خوزستاني نيز به ترتيب از مناطق مبارکه استان اصفهان و منگره استان خوزستان جمع‌آوري شد (شکل‌هاي 3-1،3-2، 3-3).
3-1-1- خصوصيات جغرافيايي مناطق مورد مطالعه
استان چهارمحال و بختياري منطقه‌اي است با رشته‌ کوه‌هاي زاگرس که از شمال غربي به جنوب شرقي امتداد دارد (شکل 3-1). بلندترين نقطه استان در ناحيه غربي با ارتفاع 4476 متر در زردکوه بختياري و پست‌ترين نقطه آن در ناحيه جنوب شرقي مي‌باشد. از کوه‌هاي مرتفع استان علاوه بر زردکوه، بزکوه، سبزکوه، سفيدکوه، منگشت، سالدران، جهان‌بين و ريگ را مي‌توان نام برد.

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید