دانلود پایان نامه

ش گياهان، معمولاً با همه‌ي احتياط‌هاي لازم که جهت تأمين شرايط ضروري، به عمل مي‌آيد، هيچگاه يک گياه مشابه که ميزان ماده‌ي مؤثره‌ي آن با نوع وحشي منطبق باشد، به بار نمي‌‌آيد و اين خود يکي از مشکلاتي است که در استفاده از گياهان دارويي پيش مي‌آيد. به علت همين عدم انطباق نوع پرورش يافته با گياه وحشي است که سنجش ميزان ماده‌ مؤثره بايد قبل از مصرف، در گياهان انجام گيرد. زيرا اگر اين گياهان به مقادير کم به کار روند ممکن است اثر درماني ظاهر ننمايند و اگر به مقادير نسبتاً زياد مصرف گردند ممکن است به علت دارا بودن مقادير زيادي از ماده‌ي مؤثره، خطراتي به بار آورند (زرگري، 1374).
2-2- معرفي تاکسون مورد تحقيق
جنس مرزه (Satureja) يکي از جنس‌هاي خانواده نعناعيان (Lamiaceae) متعلق به زير خانواده Nepetoideae و قبيله Mentheaeمي‌باشد. از نظر فيلو ژنتيکي به جنس‌هاي Gonstscharovia و Calamintha، Acinos، Clinopodium و Micromeria نزديک مي‌باشد. مبدأ پيدايش Satureja دوران سوم زمين شناسي مي‌باشد که از اين دوران در رويشگاه‌هاي خشک گسترش يافته است. به عقيده پليني نام Satureja از کلمه لاتين Satureja به معني Saturate (اشباع شدن) گرفته‌ شده و اين به دليل استفاده از اين گياهان در غذا مي‌باشد. جنس مرزه در حدود 235 گونه دارد. اين جنس در بررسي گياه‌شناسان مختلف به طور بسيار متفاوت ارائه گرديده و مرور بر منابع جدايي 17 جنس از آن نشان مي‌دهد (Doroszenko, 1985). (Bentham, 1876) چهار جنس شاملCalamintha ، Gardoquia، Micromeria و Satureja را معرفي کرده است. بنتهام جنس‌هاي Clinopodium و Acinos را در جنس Calamintha ادغام نموده و در (Section) هايي تحت عنوان اين جنس‌ها قرار داده است. در حالي‌که (Briquet, 1895-1897) تنها يک جنس را پذيرفته و همه گونه‌هاي متعلق به گروه را تحت عنوان Satureja معرفي مي‌نمايد. فلورهاي مدرن اروپا و آسيا، چهار چوب کوچکتري براي جنس در نظر گرفته‌اند، مثلاً در فلور اروپا (Heywood & Richardson, 1972) پنج جنس متفاوت (Clinopodium ، Calamintha، Acinos، Satureja و Micromeria) و هم‌چنين در فلور‌هاي شوروي، چين، ترکيه و ايران با توجه به پراکندگي جغرافيايي جنس‌ها کم و بيش روش مشابهي به کار برده شده است. در جديدترين بررسي انجام شده با استفاده از روش‌هاي مولکولي، روش محدودي براي اين جنس تعيين شده و کليه گونه‌هاي متعلق به آمريکا از جنس Satureja جدا و در جنس‌هاي Calamintha و Clinopodium قرار داده شده‌اند (Brauchler et al ., 2005).
2-2-1 – بررسي جايگاه سيستماتيکي تاکسون مورد تحقيق
جنس مرزه متعلق به سلسله‌ي گياهان5، زير سلسله‌ي امبريوفيت‌ها يا گياهان آوند‌دار6، شاخه‌اسپرماتوفيت‌ها7 (گياهان دانه‌دار)، بخش آنژيوسپرم‌ها8 (گياهان نهان‌دانگان)، رده‌ي دولپه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اي‌ها9، راسته‌ي لاميال10، تيره‌ي نعناعيان است (اميد بيگي، 1384).
2-2-2- خصوصيات ظاهري تيره نعناعيان
گياهان علفي،‌ درختچه‌اي يا درختي، ساقه اغلب در برش عرضي چهارگوش، اغلب داراي ايريدوئيد و گليکوزيدهاي فنوليک. کرک‌ها سر غده‌اي، با روغن‌هاي اتري (از جمله ترپنوئيدها)، و ساده، غير غده‌اي، در صورت وجود کرک‌هاي غير غده‌اي معمولاً چند‌سلولي (و يک رديفي) يا مخلوطي از کرک‌هاي چند‌سلولي و تک‌سلولي. برگ‌ها معمولاً متقابل، گاهي چرخه‌اي، ساده، گاهي لوب‌دار يا پاره پاره، مرکب شانه‌اي يا پنجه‌اي، کامل تا دندانه‌ اره‌اي، گوشواره وجود ندارد. گل‌آذين داراي محور اصلي نامحدود و شاخه‌هاي جانبي (انشعابات گرزني) محدود، اغلب انبوه شده به صورت چرخه‌اي کاذب، انتهايي يا جانبي است. گل‌ها دو جنس، معمولاً دو طرفه، کاسبرگ‌ها معمولاً 5 عدد، پيوسته، کاسه شعاعي تا دو طرفه، لوله‌اي، فانوس مانند، يا قيف‌ مانند، پايا، گاهي در ميوه بزرگ شده، گلبرگ‌ها معمولاً 5 عدد،‌ پيوسته، معمولاً 5 عدد، پيوسته، معمولاً 2 لبه، لوب‌ها همپوش است. پرچم‌ها 4 عدد، دي‌‌ دينام، گاهي تحليل‌رفته به 2 عدد، ميله‌ها متصل به جام، دانه‌هاي گرده سه شياري يا شش شياري هستند. برچه‌ها 2 عدد، پيوسته، تخمدان فوقاني، بدون لوب تا عميقاً 4 لوبه،‌ 2 حجره‌اي اما به علت ايجاد ديواره‌هاي کاذب 4 حجره‌اي به نظر مي‌آيند. تمکن محوري، خامه معمولاً در رأس تقسيم شده، انتهايي تا زير تخمداني، کلاله 2 عدد، ريز و ناپيدا در نوک شاخه‌هاي کلاله بوده، تخمک‌ها 2 عدد در هر برچه (يعني در هر حجره ظاهري 1 عدد) هرکدام از پهلو چسبيده (چسبيده به ديواره کاذب کاملاً نزديک به لبه‌هاي برگشته برچه)، با يک پوسته و مادر مولد تخمک با ديواره‌ي نازک است. ميوه فندقه با 4-1 هسته، نيام 4 دانه‌اي نا‌شکوفا، يا شيزوکارپي که به 4 فندقچه يا 4 شفتچه مي‌شکند، اندوسپرم اندک يا وجود ندارد .
فرمول گل: شفت، 4 فندقچه‌اي، X , 5 , 2 + 3 , 2 + 2 , 2
پراکندگي: عالم‌گيرند (جود و همکاران، 1382).
گل‌هاي خوش‌نماي تيره‌ي نعناعيان توسط زنبورهاي عسل، زنبورها، پروانه‌ها، بيدها، مگس‌ها، سوسک‌ها و پرندگان گرده‌افشاني مي‌شوند. خميده بودن لب بالايي جام دولبه معمولاً از پرچم‌ها و کلاله‌ها حفاظت مي‌کند، در حالي که لب پاييني يک سکوي فرود را به وجود مي‌آورد و اغلب خوش‌نما است. هنگامي که گرده‌افشان به دنبال شهد مي‌گردد سر و پشت آن به گرده آغشته مي‌شود. اما در جنس Ocimum و وابستگان آن پرچم‌ها چسبيده به لب پاييني قرار دارند و گرده‌ها بر روي سطح شکمي گرده‌افشان رسوب مي‌کنند. اکثر گونه‌ها داراي بساک پيش‌رس‌اند و برون‌گشني در آن‌ها رايج است. برخي از گونه‌هاي Lamium گل‌هاي بسته لقاح دارند. گونه‌هاي داراي ميوه‌هاي شفتي معمولاً توسط پرندگان يا پستانداران پراکنده مي‌شوند. فندقچه‌هاي برخي از گونه‌ها به وسيله‌ي باد يا به هم خوردن گياه از کاسه‌ي پايا تکانده مي‌شوند. فندقچه‌ها هم‌چنين مي‌توانند به وسيله‌ي پرندگان خورده شوند يا به وسيله‌ي آب پراکنده شوند (جود و همکاران، 1382).
2-2-3- اهميت تيره نعناعيان
اين تيره شامل گونه‌هاي زيادي است که به خاطر توليد روغن‌هاي اسانسي يا استفاده از آن‌ها به عنوان ادويه از نظر اقتصادي با ارزش‌اند از جمله Mentha (پونه، نعناع)، Lavandula (اسطوخودوس)، Marrubium (فراسيون)، Nepeta (پونه‌سا)، Ocimum (ريحان)، Origanum (مرزنگوش)، Rosmarinus (رومارون)، Salvia (مريم‌گلي، سالوي)، Satureja (مرزه) و Thymus (آويشن). غده‌هاي چند گونه از Stachys خوراکي‌اند. Tectona يک درخت چوبي مهم است. جنس‌هاي زيادي از جمله Ajuga (لبديسي)، Plectranthus، Clerodendrum، Callicarpa، Holmskioldia (کلاه‌ چيني)، Monarda (بلسان زنبور عسلي)، Pycnanthemum (نعناع کوهي)، Scutellaria، Salvia (مريم‌گلي) داراي گونه‌هاي زينتي هستند(جود و همکاران، 1382).
2-2-4- جنس‌هاي مهم تيره نعناعيان
جنس‌ها / گونه‌ها: 258/6970 .
جنس‌هاي عمده: Salvia (800)، Hyptis (400)، Clerodendrum (400)، Thymus (350)، Plectranthus (300)، Scutellaria (300)، Stachys (300)، Nepeta (250)، Vitex (250)، Teucrium (200)، Premna (200)، Callicarpa (140). تعداد زيادي از جنس‌ها در ايالات متحده قاره‌اي و کانادا يافت مي‌شوند. نمونه‌هاي قابل ذکر (علاوه بر جنس‌هاي فهرست شده در بالا)‌ شامل: Ajuga، Agastache ، Pycnostachys، Dracocephalum، Dicerandra ، Collinsonia، Lamium، Hyssopus،Hedeoma ، Glechoma، Mentha، Marrubium،Lycopus ، Leonurus، Prunella، Piloblephis، Physostegia، Monarda، Satureja، Trichostemaو Pycnanthemum هستند (جود و همکاران، 1382).
2-3- جنس مرزه
مرزه‌ها گياهاني يک‌ساله يا چندساله علفي يا با قاعده چوبي و به فرم بالشتکي هستند. گياهاني معطر بوده و داراي ساقه‌هاي متعدد، افراشته يا خيزان و يا ساقه‌ها کماني هستند. اغلب گياهان جنس مرزه کوتاه قد بوده و ارتفاع آن حداکثر تا 60 سانتي‌متر است. ساقه و شاخه‌ها معمولاً پوشيده از کرک‌هاي به شکل‌هاي مختلف هستند (جم زاد، 1388).
کرک‌ها در تمام سطح ساقه و شاخه‌ها را به طور يکنواخت مي‌پوشاند، هم‌چنين در قسمت‌هاي مختلف گياه ديده مي‌شوند. کرک‌ها ساده و به طور گسترده و يا خوابيده هستند و يا ممکن است زگيل مانند و غده‌دار باشند. غده‌هاي ترشحي بدون پايک و به شکل دايره‌اي کوچک و در روي اندام‌هاي مختلف ديده مي‌شود. تراکم کرک‌ها در گونه‌هاي مختلف متغير است و بر اساس آن گياه به رنگ‌هاي سبز و يا خاکستري و نقره اي ديده مي‌شود. با توجه به تراکم کرک‌هاي غده‌دار و غده‌هاي ترشحي، ميزان عطر گونه‌هاي مختلف و اساس آن‌ها متغير مي‌باشد. غده‌هاي ترشحي معمولاً در سطح تحتاني برگ با تراکم بيشتر ديده مي‌شوند ولي در بعضي از گونه‌ها در هر دو سطح برگ با تراکم يکسان ديده مي‌شوند. رنگ غده‌هاي ترشحي از سبز تا زرد و يا قرمز و نارنجي متغير است (جم زاد، 1388).
برگ‌ها متقابل، داراي دمبرگ‌هاي کوتاه يا تقريباً بدون دمبرگ هستند. سطح برگ‌ها ممکن است صاف و مسطح بوده يا داراي تا خوردگي و ناوداني شکل و يا حاشيه برگ ممکن است به طرف بيرون داراي تاخوردگي و به عبارت ديگر برون پيچ باشد. معمولاً مجموعه‌اي از برگ‌هاي کوچک در محور برگ‌هاي اصلي ديده مي‌شوند. برگ‌ها به شکل‌هاي مختلف خطي، مستطيلي، قاشقي، سر نيزه‌اي، تخم‌مرغي مي‌باشند. شکل برگ‌ها يکي از صفاتي است که در شناسايي و تفکيک گونه‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد (جم زاد، 1388).
گل‌آذين گرزن به صورت چرخه‌هاي جدا از هم با 2 تا 17 گل در محور برگ‌هاي بالايي ظاهر مي‌شود. چرخه‌هاي گل در انتها به هم نزديک شده و گاهي گل‌آذين سنبله مانند را تشکيل مي‌دهند. چرخه گل‌ها ممکن است داراي دم گل‌آذين و يا بدون دم گل‌آذين باشند. براکته‌ها خطي، راست يا خميده و از کاسه گل کوتاه‌تر هستند. گل‌ها دوجنس بوده و به رنگ‌هاي سفيد، صورتي، قرمز، شيري، ليمويي، ارغواني يا بنفش ديده مي‌شوند. کاسه گل لوله‌اي و يا استکاني و داراي 10 تا 13 رگه است و ممکن است داراي پنج دندانه کم و بيش مساوي و داراي دو لبه نامشخص باشد و يا دندانه‌ها نامنظم بوده و در دو لبه مشخص ديده شوند. لوله کاسه ممکن است راست و يا کم و بيش قوزدار باشد. گلوي کاسه کم و بيش کرک‌دار است و در صورت وجود دو لبه مشخص، لبه پاييني داراي بريدگي عميق است. جام گل داراي دو لبه مشخص و لوله راست مي‌باشد؛ لوله جام گل ممکن است درون کاسه مخفي و يا بلندتر از آن بوده و مشخصاً از کاسه بيرون آمده باشد؛ لبه بالايي راست و داراي بريدگي در وسط بوده و به شکل دو دندانه نوک گرد و يا کم و بيش نوک تيز باشند؛ لبه پاييني داراي سه لوب کم و بيش يک اندازه و به حالت گسترده است. اندازه گل‌ها بين 3 تا 20 ميلي‌متر و در گونه‌هاي مختلف متغير مي‌باشد. پرچم‌ها 4 عدد بوده و بساک‌ها دور از يکديگر و توسط يک رابط که در وسط پهن‌تر است از يکديگر جدا مي‌شوند، درون لوله گل مخفي و يا از آن خارج مي‌شوند. کلاله داراي دو لوب مساوي و دور از يکديگر است (جم زاد، 1388).
دانه گرده داراي شش شيار و جور قطب است. تزئينات سطح گرده معمولاً از نوع شبکه‌اي است. مادگي از تخمدان چهار‌خانه تشکيل شده و ميوه فندقه‌اي کوچک به طول حدود 1 تا 2 ميلي‌متر، تخم‌مرغي، مستطيلي مي‌باشد و در محل اتصال به نهنج با دو لوب مورب کوتاه، سطح فندقه صاف، گاهي داراي رگه‌هاي مشخص در سطح پشتي است (جم زاد، 1388).
2-3-1- خصوصيات کلي گونه‌هاي جنس مرزه
طبقه‌بندي جامعي که در بر گيرنده گونه‌هاي جنس درجهان باشد مربوط به سال 1848 است که توسط بنتهام انجام شده است. براين اساس، اين جنس در سه بخش

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید