دانلود پایان نامه

مي باشد. افراد: در هردو مورد مفرد به مفرد مقيّد مي باشد. ادات : در هر دو مورد چون مي باشد.
تنم از نايره ي عشق تو در تاب و تب است گر از اين آتش جانسوز نسوزم عجب است
(وصال، 1378: 66)
تشبيه مفصّل مؤکّد مشبّه: عشق مشبّه به: نايره وجهشبه: در تب وتاب بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
از تو باشد نه ز گردون شب و روزي که مراست روي بنماي که روز است و بپوشان که شب است
(همان)
تشبيه مفروق بليغ مشبّه: 1- روي نمودن 2- روي پوشاندن مشبّه به: 1- روز 2- شب وجهشبه: 1- روشني (تحقيقي و مفرد) 2- سياهي (تحقيقي و مفرد) طرفين: در هردو مورد حسي به حسي افراد: در هر دو مورد مفرد مقيّد به مفرد مي باشد.
چارهاي نيست ز درد سر رنجورانش هرکه را با شکر آميخته عناب لب است
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: لب مشبّه به: عناب وجهشبه: سرخي (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
چون سراپاي نگار آمده ديوان وصال که به هر صفحه آن درنگري منتخب است
(همان: 67) تشبيه مجمل مرسل مشبّه: ديوان وصال مشبّه به: سراپاي نگار وجهشبه: زيبا بودن
(تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد مقيّد به مفرد مقيّد ادات: چون
آن که بزم همه افروخت مرا سوخت وصال کانکه از تابش مهتاب بسوزد قصب است . (همان) تشبيه مضمر ملفوف مفصّل مؤکّد مشبّه: 1- معشوق 2- من مشبّه به: 1- مهتاب 2- قصب وجهشبه: 1- درخشان و تابنده (تحقيقي و مفرد) 2- سوختن (تحقيقي و مفرد) طرفين: درهر دو مورد حسي به حسي مي باشد. افراد: درهر دو مورد مفرد به مفرد مي باشد.
هر شب اندر چاه غم، بيژن صفت بودم اسير امشب ار در راه من چاهيست چاه غبغب است
(وصال، 1378: 67)
1- تشبيه مفصّل مؤکّد مشبّه: غم مشبّه به: چاه وجهشبه: اسيرکردن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
2- تشبيه بليغ مشبّه: چاه مشبّه به: غبغب وجهشبه: فرو رفتگي (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
کوکب اشکم به دامان بود هرشب تا به صبح امشبم در دامن آن ماهي که رشک کوکب است
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: اشک مشبّه به: کوکب وجهشبه: درخشان بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
تا لبت عناب و عنابست تب را سازگار روزگاري دل به اين اميد، مشتاق تب است
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: لب مشبّه به: عناب وجهشبه: سرخي (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد مفرد به مفرد
با لگد کوب غم عشقت دل زار وصال هم چو موري هست کاندر زير پاي مرکّب است .
(همان)
تشبيه مرکّب بليغ مشبّه: دل زار وصال با لگد کوب غم عشق تو مشبّه به: موري که زير پاي مرکب باشد وجهشبه: موجودي ضعيف که زير پاي موجودي قوي از بين برود. (تحقيقي و مرکّب) طرفين: عقلي به حسي افراد: مرکّب به مرکّب ادات: هم چو
تا ندانند اثرها که به عناب لب است تهمت مستي ما بسته به آب عنب است
(وصال، 1378: 68)
تشبيه بليغ مشبّه: لب مشبّه به: عناب وجهشبه: سرخي (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
از وصال تو شب و روز مرا فرق نماند مگر آن زلف به رخ پوشي و دانم که شب است
(همان)
تشبيه ملفوف بليغ مشبّه: 1- زلف 2- رخ مشبّه به: 1- شب – 2- روز وجهشبه: 1- سياهي (تحقيقي و مفرد) 2- روشنايي (تحقيقي و مفرد) طرفين: هر دو مورد حسي به حسي مي باشد. افراد: در هر دو مورد مفرد به مفرد مي باشد.
آتشي ليک وصال ازتو به هر حال بسوخت دور و نزديک تو يکسان بود اين بوالعجب است
گر به نزديک تو نزديکي پروانه و شمع و ز تو گر دور بود دوري ماه وقصب است
(همان: 69)
تشبيه مفروق مرکّب مفصّل مؤکّد مشبّه: 1- نزديکي وصال به تو (معشوق) 2- دوري وصال از تو (معشوق) مشبّه به: 1- نزديکي پروانه وشمع 2- دوري ماه وقصب وجه شبه: در دو مورد سوختن کسي يا چيزي با بودن در کنار چيزي ديگر.(تحقيقي و مفرد) طرفين: دردو مورد حسي به حسي مي باشد. افراد: دردو مورد مرکّب به مرکّب مي باشد.
وصال آفت غم را علاج کن به قدح بلي دعاي قدح بهر دفع آفات است
(همان) تشبيه بليغ مشبّه: غم مشبّه به: آف
ت وجهشبه: نابود کننده (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
لاغر تن ما و بار عشقت کاهي که چو کوه در ثبات است
(وصال، 1378: 70)
1- تشبيه بليغ مشبّه: عشق مشبّه به: بار وجهشبه: سنگين بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
2- تشبيه بليغ مشبّه: بار عشق مشبّه به: کاه وجهشبه: سبک و قابل تحمل بودن (تحقيقيو متعدّد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد مقيّد به مفرد
3- تشبيه مطلق مشبّه: کاه مشبّه به: کوه وجهشبه: ثابت بودن (تحقيقي ومفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد ادات: چو
غم چو کشدتيغ، جام باده به سر کش کاين سپر از بهر تيغ غصه، سلاح است
(همان: 72)
تشبيه بليغ مشبّه: غصه مشبّه به: تيغ وجهشبه: کشنده بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
دل ار چه بار جفاي تو ميبرد شاد است بحکم آنکه گرفتار عشق آزاد است
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: جفا مشبّه به: بار وجهشبه: سنگين بودن (تحقيقي و متعدّد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
عجب ز پشت خم من مدار زخمه ي هجر چوچنگ کار من از ناله است و فرياد است
(همان: 73)
1- تشبيه بليغ مشبّه: هجر مشبّه به: زخمه ي وجهشبه: ضربه زدن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
2- تشبيه مطلق مشبّه: من مشبّه به: چنگ وجهشبه: ناله زدن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد ادات: چو
چو سرو از ميوه آزاد است غم نيست که دستم کوته و قدت بلند است . . (وصال، 1378: 74) تشبيه مطلق مشبّه: معشوق مشبّه به: سرو وجهشبه: بي ثمر بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد ادات: چو
به چهرش زلف، بر عنبر عبير است به رويش خال بر آتش سپند است
. (همان)
تشبيه مرکّب مفروق بليغ مشبّه: 1- زلف بر روي چهره 2- خال بر روي چهره مشبّه به: 1- عبير بر روي عنبر2- سپند بر روي آتش وجهشبه: 1- قرار گرفتن چيزي سياه بر روي سطحي سرخ (تحقيقي و مرکّب) 2- قرار گرفتن دانه هايي بر روي سطحي سرخ (تحقيقي و مرکّب) طرفين: در هر دو مورد حسي به حسي مي باشد. افراد: درهر دو مورد مرکّب به مرکّب مي باشد.
قد تو خجلت فزاي سرو بلند است روي تو برآفتاب پرده فکند است
(همان)
1- تشبيه تفضيل مفروق بليغ مشبّه: 1- قد 2- روي مشبّه به: 1- سرو 2- آفتاب وجهشبه: 1- بلندي و تناسب (تحقيقي و متعدّد) 2- درخشش وروشنايي (تحقيقي و مفرد) طرفين: در هر دو مورد حسي به حسي مي باشد. افراد: در هر دو مورد مفرد به مفرد مي باشد.
غيرت روي تو تا نقاب فکندي آينه از دست آفتاب فکند است
(همان)
تشبيه مضمر تفضيل بليغ مشبّه: روي مشبّه به: آفتاب وجهشبه: درخشندگي و زيبايي (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
آتش عشق تو آب عقل ببرده است صرصر شوق تو بيخ صبر بکند است
. (وصال، 1378: 74) 1- تشبيه بليغ مشبّه: عشق مشبّه به: آتش وجهشبه: سوزاندن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
2- تشبيه بليغ مشبّه: شوق مشبّه به: صرصر وجهشبه: ويرانگري (تحقيقي ومفرد)


دیدگاهتان را بنویسید