دانلود پایان نامه

پا را
(همان: 12)
تشبيه مفصّل مؤکّد مشبّه: عشق مشبّه به: چنبر وجهشبه: گرفتار کردن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
جز ما به تير غمزه صيدي دگر ميفکن کزيار در گذارند ياران، جز اين خطا را
(همان: 13)
تشبيه مفصّل مؤکّد مشبّه: غمزه مشبّه به: تير وجهشبه: صيد کردن (تخييلي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
جمشيد و جام ياقوت، پرويز و خاتم لعل لعل لب تو کافي است عشاق بينوا را
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: لب مشبّه به: لعل وجهشبه: سرخي (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
گرد رهش به رخ ساي، زرکن مس وجودت گر ز وصال خواهي تعليم کيميا را
(همان: 14) .تشبيه جمع بليغ مشبّه: وجود مشبّه به: 1- مس 2- زر وجهشبه: 1- بي ارزش بودن (تحقيقي و مفرد) 2- ارزشمند بودن(تحقيقي و مفرد) طرفين: در هر دو مورد حسي به حسي مي باشد افراد: مفرد به مفرد . .نباشد با همه افسردگي زاهد زعشق ايمن که خورشيد اندک اندک لعل سازد سنگ خارا را . (وصال، 1378: 14)
تشبيه مضمر ملفوف مشوش بليغ مشبّه: 1- زاهد 2- عشق مشبّه به: 1- سنگ خارا 2- خورشيد وجهشبه: 1- سخت بودن (تحقيقي، مفرد ودوگانه مي باشد که براي مشبّه به معناي بي احساس وعاطفه بودن وبراي مشبّه به در معناي حقيقي آن به کار رفته) 2- اثر گذاشتن، نفوذ کردن (تحقيقي و متعدّد) طرفين: 1- حسي به حسي 2- عقلي به حسي افراد: 1- مفرد به مفرد مقيّد 2- مفرد به مفرد
همه گوش است زاهد چون صدف در وصف حور العين چو نرگس من همه چشمم، که بينم روي زيبا را
(همان)
تشبيه مطلق مفروق مشبّه: 1- زاهد 2- من (شاعر) مشبّه به: 1- صدف 2- نرگس وجهشبه: 1- همه گوش بودن (تخييلي و مفرد) 2- همه چشم بودن (تخييلي و مفرد) طرفين: در هر دو مورد حسي به حسي مي باشد. افراد: در هر دو مورد مفرد به مفرد مي باشد. ادات: 1- چون 2- چو
گر چه شکر خواب صبوح از بهر مستان خوش بود جام صبوحي خوشتر است، آواز ده اصحاب را
(همان: 15)
تشبيه مفصّل مؤکّد مشبّه: خواب مشبّه به: شکر وجهشبه: شيرين (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
در بحر غم افتاده را، هم کشتيي ميبايدش ور نه خلاصي مشکل است، افتاده در غرقاب را
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: غم مشبّه به: بحر وجهشبه: هلاک کردن (تحقيقي و مفرد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد

هر چند در دور جهان ناياب باشد خرمي جوييم از درياي جام اين گوهر ناياب را
(وصال، 1378: 15 )
تشبيه مطلق مشبّه: جام مشبّه به: دريا وجهشبه: خرّمي (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
تا به زلف آويختي دل را در آن چاه ذقن کشف کردي، رمز چاه بابل و هاروت را
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: ذقن مشبّه به: چاه وجهشبه: فرو رفتگي (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
با تو چون آينه ما پاکدلان صاف دليم بنگر ازآينه خويش، که پيداست تو را
(همان: 16)
تشبيه مطلق مشبّه: تو (معشوق) مشبّه به: آينه وجهشبه: پاکي و صافي (تحقيقي و متعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد ادات: چون
ترسم آيينه حسن تو ز خط گيرد زنگ اي که از آه ضعيفان حذري نيست تو را
(همان: 17)
تشبيه بليغ مشبّه: حسن تو مشبّه به: آيينه وجهشبه: درخشيدن (تحقيقي ومفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد مقيّد به مفرد
وصل تو بوده کيميا، من شده کيميا طلب چون به کنار نائيم از توکران کنم چرا
(همان: 18)
تشبيه مجمل مؤکّد مشبّه: وصل تو مشبّه به: کيميا وجهشبه: ناياب و با ارزش بودن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
ميکده به ز مسجدم پير مغان ز زاهدم من که قرين عيسيم رو به خزان کنم چرا
(همان)
1- تشبيه بليغ
مشبّه: ميکده مشبّه به: عيسي وجه شبه: روح بخش وهدايتگر بودن (تخييلي و متعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد 2- تشبيه تسويه بليغ مشبّه: 1- مسجد 2- زاهد مشبّه به: خزان وجه شبه: در هر دو مورد بي روح وبي طراوت بودن مي باشد. (تحقيقي و متعدّد) طرفين: در هر دو مورد حسي به حسي مباشد. افراد: در هر دو مورد مفرد به مفرد مي باشد.
زان زلف چون زره، کار من است پر گره يک گره از دو زلف خود، باز نميکني چرا
(وصال، 1378: 19)
تشبيه مطلق مشبّه: زلف مشبّه به: زره وجهشبه: گره گره بوده (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد ادات: چون
تا مگر جمعيتي يابد دل صد پارهام از کمان غمزه سر ده، ناوک دلدوز را
(همان)
تشبيه مفصّل مؤکّد مشبّه: غمزه مشبّه به: کمان وجهشبه: تيراندازي (تخييلي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
چهره افروزي و بر پيراهنت ريحان وگل جز تو نشنيدم که کس منقل نهد نوروز را
(همان)
تشبيه مضمرمفصّل مؤکّد مشبّه: چهره مشبّه به: منقل وجهشبه: افروختن (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
جلوه به ناز اگر دهي قامت سرو ناز را هر که به ناز کرده خو پيشه کند نياز را
(همان: 20)
تشبيه بليغ مشبّه: قامت مشبّه به: سروناز وجهشبه: بلندي وتناسب (تحقيقي و متعدّد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد مقيّد
در بر عشق، سلطنت خواست که جلوهاي کند غيرت عشق جلوهگر، کرد رخ اياز را
(وصال، 1378: 20)
تشبيه تفضيل مضمر بليغ مشبّه: عشق مشبّه به: سلطنت وجهشبه: فرمانروايي و قدرت (تحقيقي و متعدّد) طرفين: عقلي به حسي افراد: مفرد به مفرد
از نگه پياپيش دل به چه حيله وا رهد کبک ضعيف چون کند چاره ي شاه باز را
(همان: 21)
تشبيه ملفوف مشوش بليغ مشبّه: 1- نگاه پياپي 2- دل مشبّه به: 1- شاه باز 2- کبک ضعيف وجهشبه: 1- شکار کردن (تخييلي و مفرد) 2- صيد شدن، اسيرشدن (تحقيقي و متعدّد) طرفين: 1- حسي به حسي 2- عقلي به حسي افراد: 1- مفرد مقيّد به مفرد 2- مفرد به مفرد مقيّد
طبيب از گلشکر ميجست درمان دردمندش را شکفت آن رخ چو گل وز لب مهيا ساخت قندش را
(همان)
تشبيه مفروق بليغ مشبّه: 1- رخ2- لب مشبّه به: 1-گل2- قند وجهشبه: 1- زيبايي و سرخي (تحقيقي و متعدّد) 2- شيريني (تحقيقي و مفرد) طرفين: در هر دو مورد حسي به حسي مي باشد. افراد: در هر دو مورد مفرد به مي باشد.
طبيبا گلشکرخوبست ليک ار چاره ميجوي بيفزايي بر آن عناب لعل نو شخندش
(همان)
تشبيه بليغ مشبّه: لعل (لب) مشبّه به: عناب وجهشبه: سرخي (تحقيقي و مفرد) طرفين: حسي به حسي افراد: مفرد به مفرد
ماه من گر برکند از رخ نقاب خويش را از خجالت چرخ پوشد، آفتاب خويش را
(همان) تشبيه مضمر تفضيل بليغ مشبّه: رخ مشبّه به: آفتاب وجهشبه:
درخشندگي و زيبايي (تحقيقي و مفرد)

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید