دانلود پایان نامه

دارايي يا بدهيها در پايان دوره مالي يا بر درآمدهاي آتي مي‌گذارد، به جاي انعكاس در گزارش هيأت مديره بايد در صورتهاي مالي و يادداشتهاي همراه صورتهاي مزبور، گزارش شود.

5-4 -2- خصوصيات كيفي مرتبط با ارائه اطلاعات چگونه باشد؟
خصوصيات كيفي به خصوصياتي اطلاق مي‌شود كه موجب مي‌گردد اطلاعات ارائه شده در صورتهاي مالي براي استفاده‌كنندگان در راستاي ارزيابي وضعيت مالي، عملكرد مالي و انعطاف‌پذيري مالي واحد تجاري مفيد واقع شود.
خصوصيات كيفي اصلي مرتبط با ارائه اطلاعات قابل مقايسه بودن و قابل فهم بودن است. حتي اگر اطلاعات مربوط و قابل اتكا باشد، مفيد بودن آن در صورت قابل مقايسه نبودن و قابل فهم نبودن دچار محدوديت خواهد بود (كميته فني سازمان حسابرسي، 1380، ص 451)2.

قابل مقايسه بودن
استفاده‌كنندگان صورتهاي مالي بايد بتوانند صورتهاي مالي واحد تجاري را طي زمان، جهت تشخيص روند تغييرات در وضعيت مالي، عملكرد مالي و انعطاف‌پذيري مالي واحد تجاري، مقايسه نمايند. استفاده‌كنندگان همچنين بايد بتوانند صورتهاي مالي واحدهاي تجاري مختلف را مقايسه كنند تا وضعيت مالي، عملكرد مالي و انعطاف‌پذيري مالي آنها را نسبت به يكديگر بسنجند. بدين ترتيب ضرورت دارد اثر معاملات و ساير رويدادهاي مشابه در داخل واحد تجاري و در طول زمان براي آن واحد تجاري با ثبات رويه اندازه‌گيري و ارائه شود و بين واحدهاي تجاري مختلف نيز هماهنگي رويه در بابا اندازه‌گيري و ارائه موضوعات مشابه رعايت گردد (كميته فني سازمان حسابرسي، 1380، صص 457-456)1.
قابل فهم بودن
قابل فهم بودن، بدين معني مي‌باشد كه اطلاعات مالي ارائه شده به آساني براي استفاده‌كنندگان قابل درك باشد. قابل فهم بودن از دو جهت قابل بررسي مي‌باشد. يكي نحوه ارائه اطلاعات و ديگري استفاده‌كنندگان از اين اطلاعات مي‌باشد. براي اينكه ارائه اطلاعات قابل فهم باشد، لازم است كه اقلام به نحوي مناسب در يكديگر ادغام و طبقه‌بندي گردد. استفاده‌كنندگان از اين اطلاعات نيز بايد از آگاهي معقولي در زمينه فعاليتهاي تجاري و نحوه حسابداري برخوردار باشند و در عين حال، اطلاعات پيچيده‌اي كه در جهت رفع نيازهاي اطلاعاتي استفاده‌كنندگان مربوط تلقي مي‌شود، نبايد به بهانه مشكل بودن درك آن توسط برخي استفاده‌كنندگان از صورتهاي مالي حذف شود، اگرچه اينگونه اطلاعات نيز بايد حتي‌‌المقدور به گونه‌اي ساده ارائه شود (همان منبع، ص 458)2.

5 – 2 – عملکرد
1-5-2- مقدمه
“اصطلاحي در مديريت وجود دارد كه مي گويد اگر بتوانيد چيزي را اندازه بگيريد مي توانيد آن را مديريت كنيد، ارزيابي نه تنها نشان مي دهد كه چه كارهايي طبق برنامه و اهداف پيش مي رود بلكه همچنان نشان مي دهد در چه مواردي كار خوب پيش مي رود بنابراين مي توان بر اساس آنها به موفقيت هاي جدي دست يافت” (اولياء و همکاران، 1386، 122)3.

مقدمه بالا لزوم توجه به مقوله ارزيابي عملكرد را آشكار مي سازد. امروزه سازمانها در محيط پرتلاطم رقابت و پيشرفت احتياج بيشتري به اين نكته دارند كه نقاط ضعف و قوتشان چيست و فاصله وضعيت كنوني آن ها با اهداف از پيش تعيين شده چه ميزان است.
جهت آگاهي از فاصله مذكور نياز به ارزيابي عملكرد و فعاليت انجام شده است. به طور كلي در بعد سازماني، ارزيابي عملكرد معمولاً متوازن با اثر بخشي فعاليتهاست. منظور از اثر بخشي ميزان دستيابي به اهداف و برنامه ها با ويژگيهاي كارآمد فعاليتها و عمليات است(طبرسا، —-، 3).
جهت اندازه گيري عملكرد از شاخص و استانداردها استفاده مي شود، شاخص عددي است كه از تركيب يك يا چند اندازه بدست مي آيد. به طور كلي مدلهاي مهم ارزيابي عملكرد شامل موارد ذيل
مي گردد:
ارزيابي مالي شركتها
ارزيابي بهره وري شركتها
مدلهاي اثر بخشي
مدلهاي تعالي سازماني
مدل ارزيابي عملكرد متوازن
با توجه به اينكه منظور از عملكرد در تحقيق حاضر عملكرد مالي شركتها مي باشد در نتيجه به طور خلاصه به بررسي و تبيين مدلها و شاخصهاي ارزيابي مالي شركتها مي پردازيم.
وقتي صحبت از ارزيابي عملكرد شركتها به عمل مي آيد بيشترنگاههابه روي عملكرد مالي شركت منعطف مي گردد. به طور كلي ابزارهاي اصلي جهت تجزيه و تحليل مالي، عمدتاً چهار ابزار مي باشند.
الف ) تجزيه و تحليل افقي
تجزيه و تحليل افقي نشاندهنده روندها و تعيين روابط اقلامي است كه در صورتهاي مالي مقايسه ايي به صورت هم رديف قرار گرفته اند. تجزينه و تحليل افقي تغييرات برروي اقلام صورتهاي ماي سالهاي مختلف را به خوبي نشان مي دهد، در حقيقت در اين روش هر قلم از اقلام صورتهاي مالي با همان قلم در يك سال مالي قبل به صورت روندي مقايسه مي شود.

ب ) تجزيه و تحليل عمودي
در تجزيه و تحليل عمودي يك قلم مهم صورت مالي بعنوان ارزش پايه به كار رفته و ساير اقلام آن صورت با آن مقايسه مي شود. تجزيه و تحليل عمودي به منظور افشاي ساختار دروني سازمان و افشاي اطلاعاتي نظير روابط موجود بين هر يك از اقلام صورت سود و زيان و در آمد و فروش و… بكار ‌ مي رود.
ج) تجزيه و تحليل روند
يكي ديگر از روشهاي تجزيه و تحليل صورتهاي مالي تجزيه و تحليل روند مي باشد، در صورتيكه درصد تغيير اطلاعات مالي به جاي 2 سال براي چند سال متوالي محاسبه گردد، در اين صورت به آن تجزيه و تحليل روند گويند در اينجا داده ها و اقلام يك سال به عنوان مبنا در نظر گرفته مي شود و در آن سال به جاي هر داد
ه اي عدد 100 قرار مي گيرد و سال يا سالهاي ديگر را با سال مبنا به صورت شاخصي از در صد مي سنجند. در حقيقت تجزيه و تحليل روند، نوعي تجزيه و تحليل افقي بوده كه درصد تغييرات دادههاي صورتهاي مالي، حد اقل براي 3 سال محاسبه مي شوند.
د) تجزيه و تحليل نسبت ها
نسبت مالي عبارتست از ارتباط رياضي به صورت كسر بين ارقام موجود در ترازنامه وصورتحساب سود و زيان. محاسبه نسبت ها باعث مي شود :
1. اطلاعات مالي خلاصه و طبقه بندي شود.
2. اطلاعات و ارزشهاي مطلق در صورت سود و زيان و ترازنامه بصورت نسبي بيان شوند كه اين امر باعث قضاوت صحيح تر نسبت به اطلاعات مالي مي شود.
3. اطلاعات به تناسب و ميزان نياز استفاده كنندگان در اختيار آنها قرار گيرد.
4. باعث مي‌شود استفاده كنندگان بر اساس ارزش ها و اطلاعات كمي بتوانند قضاوت‌هاي كيفي بكنند
در 3 نوع تجزيه و تحليل ذكر شده، رقم خاصي با يك رقم ديگر در همان طبقه يا حساب مورد مقايسه قرار مي گيرد. اين مقايسه طبعاً روابط مختلف حساب ها را به خوبي نشان نمي دهد. براي تكميل تجزيه و تحليل مالي، مقايسه ارقام حساب هاي مختلف با يكديگر ضرورت داد. اين بررسي از طريق تجزيه و تحليل نسبت ها صورت مي گيرد.
به طور كلي نسبت ها خودشان داراي معنا و مفهوم نيستند و زماني معنا و مفهوم بيشتري پيدا
مي كنند كه با موارد ذيل مورد مقايسه قرار گيرند.
– نسبت هاي سال قبل
– نسبت ها ي برخي شركتهاي واقع شده در صنعت مشابه.
– نسبت هاي صنعتي كه شركت در آن صنعت فعاليت مي كند.
– برخي استانداردهاي تعيين شده از قبل.

6-2- انواع نسبت هاي مالي
تجزيه و تحليل مالي فرايندي است که طي آن مشخصات و ويژگيهاي بارز مالي و عملياتي واحد اقتصادي با استفاده از صورتهاي مالي و ساير اطلاعات مالي مشخص مي شود و در امر تصميم گيري ، استفاده کنندگان از صورتهاي مالي را ياري مي کند . يکي از روشهاي متداول تجزيه و تحليل صورتهاي مالي ، استفاده از نسبتهاي مالي مي باشد. نسبتهاي مالي در يک دسته بندي کلي به پنج دسته تقسيم مي شوند :
۱- نسبتهاي نقدينگي : نسبتهايي هستند که کفايت و قدرت نقدينگي موسسه را در قبال بازپرداخت بدهيهاي کوتاه مدت مشخص مي کند . اين نسبت بيشتر مورد توجه بستانکاران کوتاه مدت موسسه و افرادي است که تصميم دارند به موسسه وام بدهند .
۲- نسبتهاي اهرمي : نسبتهايي هستندکه ميزان تأمين مالي از منابع مالي خارجي را مشخص مي کنند . يعني وجوهي که توسط صاحبان شرکت ( سهامداران ) تأمين شده با وجوهي که از طريق وام بدست آمده مقايسه مي شود .
3- نسبتهاي فعاليت : نسبتهايي هستند که ميزان کاربرد دارائيها را مشخص مي کنند و سطح فروش را با حسابهاي مختلف دارايي مي سنجند .
۴- نسبتهاي سودآوري : اين نسبتها نتيجه فعاليت ها و توان بهره برداري شرکت را از طريق سود ارزيابي مي کنند.
۵- نسبتهاي مالکيت : اين نسبتها بطور مستقيم و غير مستقيم پيوند دهنده سود نقدينگي هستند و به سهامداران در ارزيابي نقدينگي ها و سياستهايي که بر قيمت بازار سهام تأثير مي گذارند کمک مي کنند يعني آنان مي توانند با استفاده از نام اين نسبتها وضعيت سرمايه گذاري خود را در شرکت در زمان حال و آينده بررسي کنند . همانطور که پيداست اين نسبتها بيشتر از همه مربوط به صاحبان سهام است . در ادامه به سير تكاملي شاخص‌هاي سنجش عملكرد (نسبت‌هاي مالي) پرداخته مي‌شود.
يکي از پيامدهاي سير تکامل حسابداري استفاده از نسبت هاي مالي جهت تجزيه تحليل و تصميم گيري است. مطالعات مربوط به نسبت هاي مالي را مي توان به طبقه بندي نسبت هاي مالي، قابليت مقايسه آنها در صنايع مختلف، مدلهاي پيش بيني ورشکستگي، بيان ويژگي هاي گزارشگري شرکت با استفاده ازنسبت هاي مالي و تحليل ارزش بازار سهام تقسيم نمود. اين مطالعه در رده مطالعات بيان ويژگي هاي گزارشگري شرکت (کفايت افشا )با استفاده از نسبت هاي مالي (فعاليت ) قرار مي گيرد.

1-6-2- نسبت هاي فعاليت (شاخص هاي بكارگيري دارايي )
نسبت هاي فعاليت، از جمله شاخص هاي مهم بررسي سلامت مالي شرکت و کارايي مديريت آن، سنجش توانايي شرکت در بکارگيري قابل قبول دارايي ها و يا برگشتي راضي کننده روي سرمايه گذاري و داراييهاي ثابت است . شاخص‌هاي فوق‌الذكر، معيارهاي خاصي از موفقيت در بازار مي‌باشند. بديهي است که سرمايه گذاران تمايلي به مشارکت در شرکتي که توانايي ضعيفي در بکارگيري دارايي ها و سرمايه گذاري هاي ثابت دارد از خود نشان نمي دهند . اعتبار دهندگان نيز راضي به پرداخت وام به شرکتي که موقعيت ضعيفي از اين نظر دارد نخواهند بود ، چون احتمال اين را مي دهند که طلب آنها هرگز بازپرداخت نگردد . با اين حال در صورتي که شرکتي داراي شاخص هاي مطلوب فعاليت باشد، سرمايه گذاران و اعتبار دهندگان تمايل به سرمايه گذاري در چنين شرکتي را خواهند داشت. اين امرموجب برانگيخته شدن مديران براي گزارش و افشاء اطلاعات بيشتر و جزيي‌تري خواهد بود زيرا اين اطلاعات را جهت اطمينان دادن به مشتريان و سرمايه‌گذاران و جذب آنان ارائه خواهند داد. نسبت هاي فعاليت (شاخص هاي بكارگيري دارايي )، مشخصه‌هايي هستند كه بوسيله آنها شركتها مي‌توانند در طول زمان عملكرد خود را نشان دهند. زماني كه شركتي، فروش نسبتاً بالايي داشته باشد، با مشتريان زيادي سر و كار پيدا خواهند كرد و درنتيجه مجبور است نيازهاي اطلاعاتي آنها را برطرف نمايد. نسبت فروش به سرمايه در گردش شاخصي است كه مبالغي از نقدينگي مورد نياز را در سطح
معيني از فروش نشان مي‌دهد. نسبت فروش به دارايي ثابت و نسبت فروش به كل داراييها بيانگر اين مطلب است كه شركت در جريان درآمدزايي، چه ميزان در دارايي ثابت و يا كل داراييها سرمايه‌گذاري نموده است.
از شاخص نسبت فروش به حقوق صاحبان سهام نيز براي تعيين مبالغي از حقوق صاحبان سهام استفاده مي‌شود كه بايستي به موازات نوسانات حجم فروش در يك صنعت نگهداري شود.

7-2- کفايت گزارشگري (افشا) و نسبت هاي مالي
مطالعات انجام گرفته در حوزه افشاء از سال 1961 شروع شده است يعني درست زماني كه رونق بازارهاي مالي آمريكا، باعث شد تا سرمايه‌گذاران جهت انتخاب پرتفوي بهينه سرمايه‌گذاري خود، نياز روزافزون به افشاي اطلاعات مالي و غيرمالي شركت ها را احساس نمودند.
محققين در حوزه افشاء گزارشگري مالي به منظور سنجش ميزان افشاء و تاثير آن بر تصميمات سرمايه‌گذاران از انواع مختلفي از عوامل تاثيرگذار برافشاء اطلاعات مالي بهره‌ برده‌اند. سير تاريخي تحقيقات صورت گرفته در حوزه افشاء اطلاعات مالي نشان مي‌دهد كه اين عوامل در چهار حوزه كلي قابل تقسيم‌بندي هستند.

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید