دانلود پایان نامه

آزاد (اثرات نمایندگی) با ترتیب پلهای (اطلاعات نامتقارن )، یک نمونه از شرکتهای آمریکایی را بر اساس اندازه شرکت و پرداخت سود تقسیمی دسته بندی کرد. او نتیجه گیری کرد که مسائل نمایندگی برای شرکتهای بزرگ و با پرداخت اندک سود تقسیمی معنیدار نیست. در حالی که اثرات اطلاعات نامتقارن برای شرکت کوچک با پرداخت اندک سود تقسیمی معنا دار نیست. همچنین این شرکتها را بر اساس ارزش دفتری شرکت به سه دسته تقسیم کرد. گزارش کرد که حساسیت برای شرکتهای با بالاترین ارزش دفتری، بالاتر است. وی دادههای مورد مطالعه را در فاصله زمانی 1993- 1979 از نمونه شرکتهایی که مخارج سرمایهای خود را اعلام کردند، استخراج کرد.421 شرکت با اعلام افزایش مخارج سرمایهای و 140 شرکت با اعلام کاهش مخارج سرمایهای را مورد مطالعه قرار داد. وی شرکتها را بر اساس q نیز، به دو دسته تقسیم کرد و به این نتیجه رسید که شرکت های با q بالا به طور معناداری بازده اضافی مثبت نشان میدهند. همچنین به این نتیجه رسید که جریان نقدی نقش مهمی در توضیح مخارج سرمایهگذاری شرکت ها بازی میکند و جریان نقدی اثر معنیدار مثبت بالایی بر سطح مخارج سرمایه ای دارد. همچنین نشان داد که شرکت های با q بالا، قویا بر جریان نقدی برای مخارج سرمایهای خود متکی هستند. وی همچنین شرکتها را بر اساس نسبت مالکیت افراد داخل سازمان هم دستهبندی کرد و به این نتیجه رسید که شرکتهای با مالکیت داخلی بالا دو برابر بیشتر حساسیت نسبت به جریان نقدی نشان دادند، چون این شرکتها فرصتهای سرمایهگذاری ضعیفی دارند .این نتایج در راستای رفتار جریان نقدی آزاد یک مدیر جسور است.

2-5-2-3 مطالعات خارجی با یافته های متضادمطالعات اولیه

همه مطالعاتی که مطرح شد، به رابطه مثبت بین سرمایه گذاری و جریان نقدی دست یافتهاند. کاپلان و زینگالس (1997) اولین افرادی بودند که رابطه قویتر برای شرکتهای با دسترسی کمتر به بازارهای سرمایه خارجی را زیر سوال بردند. KZ فرض اصلی در ادبیات این موضوع را زیر سوال بردند. آنها قبول نداشتند که حساسیت سرمایه گذاری– جریان نقدی به طور یکنواختی همراه با میزان محدودیتها افزایش مییابد.چون به نظر آنها هیچ گونه مدل نظری پذیرفته شدهای که به این رابطه اشاره کند، وجود ندارد. آنها نشان دادند که در درون زیرمجموعه با سود تقسیمی پایین FHP، شرکتهای با کمترین محدودیت، بالاترین حساسیت تخمین زده شده را دارند. آنها یک مدل نظری برای اثبات این نکته ارائه کردند. انتقادی که بر مدل KZ میرود این است که آنها تنها یک تشریح ریاضی در مورد رفتار حساسیت سرمایه گذاری– جریان نقدی ارائه میدهند و در ارائه هر گونه مفهوم اقتصادی ناتوان هستند. آن ها بحث میکنند که رابطه مثبت بین جریان نقدی و سرمایهگذاری از اختلاف در بازارهای سرمایه خارجی ناشی نمیشود و در عوض از ناسازگاری ریسک مدیریتی یا هزینههای بالقوه محدودیت مالی یا محافظه کاری بیش از حد مدیران یا رفتار غیر بهینه آنها ناشی میشود. آنها اثبات کردند که ضریب حساسیت سرمایهگذاری- جریان نقدی میتواند مثبت یا منفی یا حتی صفر باشد.
اریکسون و ویتد186 (2000 ) نشان دادند که حساسیت جریانات نقدی به سرمایه گذاری ممکن است در بازارهای کارا برای دلایلی به غیر از محدودیت های مالی به طور خاص میتواند به علت سختی اندازه گیری فرصت های سرمایه گذاری نهایی و جریان های نقدی باشد. در چنین شرایطی انحرافات بین بخشی مشاهده شده در حساسیت بین جرایان های نقدی و سرمایه گذاری ممکن است منجر به ایجاد انحرافاتی در اندازه گیری خطای کیو (Q) گردد.
FHP (2000) در دو زمینه بر یافتههای KZ انتقاد وارد میکنند: اول آن که بحث میکنند، تشریح یافته های KZ که تنها مبتنی بر زیر مجموعه کوچکی از 49 شرکت با سود تقسیمی اندک است، دشوار است. چون این شرکتها مشابه هستند، دسته بندی مجدد آنها بر اساس میزان محدودیتهای مالی دشوار است. ثانیا، اعتبار طرح دسته بندی KZ را که شرکتها را بر اساس صورتهای مالی مدیریتی و با توجه نقدینگی شرکت به دو دسته با محدودیت مالی دسته بندی کرده بودند، زیر سوال بردند.
کاداپاکام187 و دیگران (1998)، اثر اندازه شرکت و جریان نقدی بر سرمایهگذاری شرکت را در فاصله زمانی 1991-1982 مورد مطالعه قرار دادند. آنها حساسیت سرمایهگذاری – جریان نقدی را با استفاده از دادههای بینالمللی تخمین زدند. آن ها شرکتها را در شش کشور OECD مورد تحلیل قرار دادند. آنها ابتدا همه شرکتها را بدون توجه به اندازه شرکت مورد آزمون قرار دادند و یافتند که مقدار سرمایهگذاری در هر شرکت تحت تاثیر منابع داخلی است و شرکتهای بزرگتر که انتظار اولیه مبنی بر دسترسی بهتر آنها به بازارهای سرمایه خارجی بود، حساسیت سرمایه گذاری –جریان نقدی بالاتری نشان دادند. نتایج آن ها در راستای نتایج KZ است. سپس آزمون را دوباره پس از تقسیم بندی نمونه بر اساس 3 معیار اندازه شرکت، تکرار کردند.سه معیاری که آنها برای بیان اندازه شرکت استفاده کردند، میزان فروش، میزان دارایی و ارزش شرکت بود. آنها یافتند که در چندین کشور توسعه یافته، سرمایهگذاری نسبت به جریان نقدی، برای شرکتهایی که انتظار محدودیت مالی کمتر دارند، حساستر است. آنها یافته متضاد خود را که در راستای نتایجKZ است، چنین استدلال میکنند که این یافته ریشه در ملاحظات نمایندگی مدیریتی و انعطاف پذیری بیشتر شرکتهای بزرگ در زمان بندی سرمایهگذاری دارد. آنها نتیجهگیری کردند که میزان حساسیت سرمایهگذاری شرکت به جریان نقدی آنها نمیتوانند ب
یانگر معیار درستی از دسترسی آنها به بازارهای سرمایه باشد.
کلری(1999) نیز شواهدی درتضاد با این ایده که حساسیت سرمایه گذاری– جریان نقدی تابعی مثبت از میزان محدودیت مالی است، یافت. کلری مجموعه بزرگی از شرکتها، بالغ بر 2660 شرکت را در فاصله زمانی 1994-1987 مورد بررسی قرار داد. دادههایی در مورد شرکتهای غیرمالی و غیرانتفاعی که سهام آنها در بورس آمریکا مبادله میشد، جمعآوری نمود. وی محدودیت مالی شرکتها را توسط یک روش تحلیلی عینیتر اندازهگیری کرد و به جای q توبین، از جایگزین سادهتر ارزش بازاری به ارزش دفتری بهره برد. شرکتها را بر اساس تغییرات پرداخت سود تقسیمی طبقهبندی کرد بر اساس این رویه، شرکتها به سه دسته با افزایش پرداخت سود تقسیمی و کاهش پرداخت سودتقسیمی و پرداخت سود تقسیمی ثابت دسته بندی شده است. وی شواهدی در حمایت از رابطه U شکل سرمایهگذاری در مطالعه حساسیت سرمایه گذاری – جریان نقدی شرکتهای کانادایی یافت. یافته آنها در راستای نتایج KZ بود. اما دو ایراد بر شیوه دسته بندی کلری وارد است. اول این که گروه بدون تغییر شامل دو نوع شرکت است، شرکتهایی که تقسیم سود یکسانی در دو سال متوالی داشتهاند و شرکت هایی که اصلا سود تقسیمی پرداخت نمیکنند. این دو نوع شرکت آشکارا از نظر میزان نقدینگی باهم متفاوت هستند. ثانیا تغییر در پرداخت سودتقسیمی نماینده خوبی برای بیان محدودیت شرکت نیست.(آگاروال،2003)

2-6- خلاصه فصل:
مبانی نظری و پیشینه تحقیقدر این فصل مورد بررسی قرار گرفته است. در این فصل به بررسی تعداد از مطالعات پرداخته شده است که ادبیات موضوع حساسیت سرمایه گذاری- جریان نقدی را تشکیل میدهد و مهم ترین کارهای تحقیقاتی در این زمینه هستند که عمدتا به نتایج مشابهی در خصوص ارتباط حساسیت سرمایه گذاری – جریان نقدی با شاخص های محدودیت مالی رسیده اند و بیانگر وجود رابطه مثبت بین سرمایه گذاری و جریان نقدی میباشد و این رابطه در شرکت های با محدودیت مالی بیشتر شدیدتر از شرکت های با محدودیت مالی کمتر میباشد. بجز مواردی که نتایج بر خلاف نتایج بدست آمده از سایر تحقیقات بوده است، مثل نتایج بدست آمده از تحقیقات کاپلان زینگالس (1997) که اولین افرادی بودند که رابطه قویتر برای شرکتهای با دسترسی کمتر به بازارهای سرمایه خارجی و فرض اصلی در ادبیات این موضوع را زیر سوال بردند و قبول نداشتند که حساسیت سرمایه گذاری– جریان نقدی به طور یکنواختی همراه با میزان محدودیتها افزایش مییابد. چون به نظر آنها هیچ گونه مدل نظری پذیرفته شدهای که به این رابطه اشاره کند، وجود ندارد. آنها نشان دادند که در درون زیرمجموعه با سود تقسیمی پایین FHP، شرکتهای با کمترین محدودیت، بالاترین حساسیت تخمین زده شده را دارند و یک مدل نظری برای اثبات این نکته ارائه کردند.

3– 1– مقدمه
در قرن حاضر يكي از شاخص هاي توسعه يافتگي، واحدهاي تحقيق و توسعه (R&D) بوده و اين عامل باعث جداسازي كشورهاي غني از كشورهاي فقير ميباشد. رشد تحقيقات توسعهاي در هر كشور با ايجاد فضاي ملي تحقيق و توسعه و افزايش شاخص هاي سرمايه گذاري، نيروي انساني، اطلاعات و اطلاع رساني در تحقيق و توسعه امكان پذير خواهد بود. در دنياي امروز تنها جوامعي ميتوانند خود را با سير تحولات سريع علوم تطبيق داده و از اين راه به پيشرفت نائل شوند كه تحقيق در آن جوامع نهادينه شده و اصل و محور تحصيلات باشد.
این فصل به بحث پیرامون ساختار و متدلوژی تحقیق اختصاص دارد . روش تحقیق مجموعه ای از قواعد ، ابزار و راههای معتبر و نظام یافته برای بررسی واقعیت ها، کشف مجهولات و دستیابی به راه حل مشکلات است. این تحقیق با توجه به اینکه از اطلاعات تاریخی برای آزمون فرضیات استفاده میشود در دسته تحقیقات نیمه تجربی قرار میگیرد. با توجه به این که در تحقيقات نيمه‌تجربي امكان كنترل يا دستكاري كامل متغير يا متغيرها ‏وجود ندارد محقق مي‌كوشد با شناسائي هر چه بيشتر اين متغيرها و گسترش آگاهي لازم در اين زمينه روش خود را به روش تحقيق ‏تجربي نزديك كند. در واقع در روش تحقيق نيمه تجربي (غيرآزمايشي) محقق روابط بين متغيرهايي كه خود آن ها را ‏دستكاري نكرده است، و به گونه‌اي در گذشته اتفاق افتاده‌اند مورد بررسي و مطالعه و تاثير آن ها را بر متغيرهاي مورد ‏نظر مورد مشاهده قرار مي‌دهد. روش تحقيق نيمه تجربي يك مطالعه تجربي نظام دار است كه محقق نسبت به ‏متغيرهاي اثرگذار (مستقل) كنترل مستقيم ندارد، زيرا آن ها قبلاً رخ داده‌اند يعني در گذشته اتفاق افتاده و هم‌اكنون ‏مورد مطالعه قرار گرفته‌اند.
روش تحقیق حاضر از نوع همبستگی بوده و به بررسی رابطه بینتغییرات سرمایهگذاریبا سطحمخارجسرمایهگذاریمیپردازد. دادههای مورد نیاز تحقیق از طریق مراجعه به صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران فراهم شدهاند و دوره زمانی تحقیق 10 سال طی سال های 1382 الی 1391 میباشد.
3 – 2 – بیان مساله و تدوین فرضیه های تحقیق
3 – 2 – 1 – ارتباط بین حساسیت سرمایه گذاری- جریان های نقدی با سطح و زمان بندی مخارج سرمایه گذاری( سرمایه ای)
اولین فعالیت در هر پژوهشی انتخاب مساله آن پژوهش میباشد. در واقع صورت یک مساله غالبا اساسی تر از حل آن است. حل مساله ممکن است فقط مستلزم مهارت تجربی و ریاضی باشد حال آن که طرح سوالات نو و بررسی مسائل قدیمی از دیدگاه نو نیازمند ذهنی خلاق است. بر همین اساس انتخاب مساله و بیان آن یکی از جنبه های عم
ده پژوهش های علمی است زیرا برای حل یک مساله ابتدا باید آن را دقیقا شناخت و سپس اقدام به بیان آن نمود. لازم به ذکر است که انتخاب مساله و بیان آن مرحله ای از پژوهش نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت. درحقیقت بخش عمده ای از وقت محقق صرف این مرحله میشود. مساله تحقیق باید بصورت بسیار روشن مطرح شده باشد به گونه ای که اهداف به راحتی آشکار گردند.
سرمايه گذاري نوعي دارايي است كه واحد سرمايه گذار براي افزايش منافع اقتصادي نگهداري ميكند. سرمايه گذراي ممكن است به اشكال مختلفي صورت گيرد و به دلايل گوناگوني نگهداري شود. در بازار سرمايه همواره تمايل زيادي براي ارزيابي عملكرد سرمايه‌گذاري وجود دارد چرا كه ارزيابي عملكرد شركت‌هاي سرمايه‌گذاري به عنوان ارزيابي عملكرد متخصصان سرمايه‌گذاري، يكي از مباحث مطرح در حوزه سرمايه‌گذاري بوده و دوره سرمايه‌گذاري به عنوان عاملي تأثيرگذار بر تصميمات سرمايه‌گذاري است. بدین منظور فرضیه های زیر برای بررسی بیشتر ابعاد ارتباط بین سرمایه گذاری، جریان

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید