دانلود پایان نامه

و با درجه مورد تصويب قرار گرفت.

امضاء استاد راهنما

بسمه تعالي
دانشكده هنر و معماري
( اين چكيده به منظور چاپ در پژوهش نامه دانشگاه تهيه شده است )
نام واحد دانشگاهي : تهران مركزي كد واحد: 101
كد شناسايي پايان نامه : 10160307911008
عنوان پايان نامه : رمانس ايراني از نظر ساختار و محتوا با توجه به رويکرد نورتروپ فراي
نام و نام خانوادگي دانشجو : مرجان قياسيان
شماره دانشجوئي : 89066646700
رشته تحصيلي : ادبيات نمايشي
تاريخ شروع پايان نامه : نيمسال دوم 91 – 1390
تاريخ اتمام پايان نامه : 25 بهمن 1391
استاد راهنما : آقاي اميرکاوس بالازاده
استاد مشاور: دکتر اردشير صالحپور
آدرس و شماره تلفن : خيابان شريعتي، پايينتر از ميرداماد، کوچهي بيگدلي، ساختمان جاويدان، واحد 7
09123066010

چكيده پايان نامه (شامل خلاصه، اهداف، روش هاي اجرا و نتايج به دست آمده) :
رمانس به عنوان يکي از گونههاي شناخته شد? ادبيات سهم عمدهاي از تاريخ ادبيات را داراست. به همين دليل نظريهپردازاني چون فراي در نوشتههاي خود اين گونه را مورد مداقه قرار دادهاند و آن را تجزيه و تحليل کردهاند. فراي با توجه به الگوي اسطورهاي که براي گونههاي مختلف ادبيات ارائه ميکند، رمانس را نيز مورد بازنگري قرار داده است. در اين نوشته با گذري کوتاه بر تعريف و تاريخچه رمانس در اروپا تلاش شده بر اساس نظريات نورتوپ فراي در مورد گونههاي ادبي و به ويژه نظري? ميتوسها، الگويي ساختاري براي رمانس ايراني ارائه گردد. در اين جا براي منطبق ساختن الگوي ارائه شده با نمونهاي از رمانس ايراني، سمک عيار انتخاب شده است.

نظراستاد راهنما براي چاپ درپژوهش نامه دانشگاه مناسب است تاريخ وامضا :
مناسب نيست

فهرست مطالب
پيشگفتار 1
فصل اول کليات 3
بيان مساله 4
هدفهاي تحقيق 5
سوالات يا فرضيه هاي تحقيق 6
فصل دوم: 8
رمانس 8
فصل سوم: 23
آرا و نظرات نورتوپ فراي 23
نظري? ميتوس 34
ميتوس بهار: کمدي 42
ميتوس پاييز: تراژدي 48
ميتوس زمستان: طنز و هزل 53
فصل چهارم: 57
فراي و رمانس 57
کليات 58
دعوت 64
ردّ دعوت 65
امداد غيبي 66
عبور از نخستين آستان 67
شکم نهنگ 68
آيين تشرف 68
جاد? آزمونها 69
زن در نقش وسوسهگر 71
آشتي و يگانگي با پدر 72
خدايگان 74
برکت نهايي 75
بازگشت 76
نتيجه 78
فصل پنجم: 79
بررسي نمونهاي 79
شروع قصه 80
مطابقت الگو و داستان 88
منابع 91
نمايشنامه 94
داستاني ميان همين کتابهاي ساده 94

پيشگفتار
هميشه در زندگي دقايق و لحظاتي هست که آدم از فکر کردن به آنها لذت ميبرد، سادهترش اينکه قند در دل آدم آب ميشود. قبولي دانشگاه هم براي من همين طور بود. اما اين موضوع شروع راهي بود که آنقدر هم که ميگفتند ساده نبود. زياد شنيده بودم که کارشناسيارشد که چيزي نيست، چشم بهم ميزني تمام شده، مدرکت را گرفتهاي. شايد آنها قدرت ديگري داشتهاند يا چراغ جادويي در جيب! براي من که اينطور نبود. پاياننامه خود بدل شد به جادهاي که گذشتن از آن خود شد هفتخوان. از انتخاب موضوع و پذيرفته شدن آن که گذشتم تازه رسيدم به جمعآوري منابع. مراحل تحقيق و پژوهش هر روز سختتر ميشد و در ميان مشکلات يکي پس از ديگري رخ مينمود. مشکلات پايان دادن به اين مقطع تحصيلي خود کم نبودکه به ناگاه دست روزگار برگ ديگري ورق زد و مشکلات فردي بدل به قوزي شد روي قوز ديگر.
گلهگذاري دردي را دوا نميکند و همين بس که اکنون اين رساله آماد? دفاع شد. اما مساله جالب براي من تداخل زندگي شخصيام با موضوع پايان نامهام بود. در ميان گرفتاريهاي شخصي رفتن به سراغ رمانس، احساس دوگانه و غريبي در من ايجاد ميکرد. خواندن قص? شهسواران و عياران و سفر با آنها به دنياي خيال و گشت و گذار در سرزمينهاي ناشناخته لحظاتي پر از خوشي و سبک و بالي در دلم ايجاد ميکرد. روزها به کاري خشک و تکراري مبتلا بودن و شبها از قصهاي به قص? ديگر سرک کشيدن؛ حديث تمام اين روزها و ماههاي من بود.
فراي که جهان را به تمامي بر گرد? اسطورهها ميداند، همدمي شده بود براي دمي آرامش. از آن سو تنگي وقت و زمان خود بدل به اسطورهاي شده بود براي تحويل پاياننامه. اين اسطوره اژدها پيکر هر روزِ روز با شمايلي جديد روبروي من ميايستاد و نميگذاشت لحظهاي را به آسايش سپري کنم. انگار برگههاي تقويم نامراد در مسابقات دو سرعت شرکت کردهاند و براي گذشتن از خط پايان انقضاء پياپي از هم سبقت ميگرفتند.
هولآورتر از اين اژدها، کمبود منابع مطالعاتي و تحقيقي بود. انگار همه اين گون? ادبي را به فراموشي سپردهاند. شايد چون پايش زيادي در تخيل است و همه در تخيل خود اين سرزمين عجايب را بدون مکث و درنگي پيموده بودند. منابع فارسي، بسيار کم بودند و اگر بودند بيجان. منابع لاتين نيز با آنکه کم نبودند، اما در دست و اختيار نبودند.
باري قرار بر گلهگذاري نبود و قرار اين بود تا پايان اين پاياننامه لحظ? خوشي باشد، شايد شبيه به اوديسه زماني که پاي بر سرزمين خود گذاشت.
در اين جا جا دارد از استاد گرانقدر جناب آقاي بالازاده بخاطر راهنماييها صبر و تحمل و سع? صدري که در اين مدت در مقابل کاستيهاي من از خود نشان دادند تشکر بيپايان داشته باشم. اميد که تلاش کوچکم باري از دوش ايشان بردارد.

فصل اول کليات
کليات طرح

براي هر تحقيق و پژوهش به نقشهاي کلي و هدفمند نياز است. اين مساله باعث ميشود تا کمتر از مسير اصلي حرکت انحراف ايجاد شود و پژوهش جهتي صحيحتر بيابد. بر همين اساس اين فصل تدوين شده است؛ رسيدن به نقش? پژوهش.
بيان مساله
هر روزه با حجم انبوهي از توليدات دراماتيک روبروييم که مخاطبين خود را مسحور و به صندلي سالنهاي مختلف-چه سينما و چه تئاتر- ميخکوب ميکنند. اما در اين ميان اتفاق عجيب رخ ميدهد، جهان منطقي و عقلاني شده امروز، به شکل بسيار ساده به آثاري هجوم ميبرند که ريشه اصليشان در تخيل است. جايي که انگار دنياي ماشيني شده چنان به آن تاخته که مخاطب براي يافتن خود حتي براي يک لحظه راهي نمييابد جز اين. البته نبايد فراموش کرد که اين داستانها در تمام طول تاريخ براي نوع بشر جذاب بوده است و شايد بتوان گفت انسان امروز، تنها کمي به اصل نگريسته و به اين سمت متمايل گرديده است.
بخش قابل توجهاي از اين توليدات اقتباسي هستند، يعني منبع اصلي آنها جايي ديگر و در اکثر مواقع ادبيات است. هر ساله نشستها و سخنرانيها و مقالات بسياري در باب توجه به منابع بومي اقتباس ميشود و محتواي بسياري از آنها بر لزوم روز افزون اين امر تاکيد ميکنند. اما مساله اصلي در اين است که کتابي را از گنجين? غني ادبيات انتخاب کنيم و سپس با الگوهايي مشخص دست به اقتباس بزنيم. شايد از موارد مهمي که کمتر مورد توجه قرار گرفته است، گونهشناسي اين داستانها براي اقتباس است.
با توجه به اين نکته، شناخت گونههاي ادبيات از اهميت ويژهاي برخوردار ميشود. سوال مهمي که ذهن هنرمند مطرح ميشود اين است که در ميان انواع گونههاي ادبي کدام يک زمينه مناسبتري در اختيار وي ميگذارد؟ رمانس ميتواند يکي از جوابهاي اين سوال باشد اما چگونه؟
شناخت رمانس و ويژگيهاي آن ما را ياري ميکند تا بهتر بتوانيم اين مساله را روشن سازيم. در اين ميان فراي از نظزيهپردازاني است که الگوهاي ساختاري براي گونههاي متفاوت ادبي ارائه ميکند، لذا ميتوان از دريچ? او به اين جهان نگاهي تازه انداخت.

هدفهاي تحقيق
هدف از پاياننامه پيشرو رسيدن به الگوي ساختاري مناسب در رمانس است. مطابقت آراي فراي با رمانس ايراني هدف ديگر اين نوشته خواهد بود. در واقع تلاش بر اين است تا با توجه به نظريات فراي الگويي قابل انعطاف در محدود? رمانس در تاريخ ادبيات ايران ارائه شود.
اهميت موضوع تحقيق و دلايل انتخاب آن
چنانچه بتوانيم به ساختار يک نوع روايي و ادبي بر اساس تفکر خودمان دست پيدا کنيم، فهم متون کلاسيک خود را آسان کردهايم. وقتي قصهاي از شاهنامه يا هزار و يک شب و يا مثنوي را مي خوانيم، هنوز نميتوانيم با توجه به نظريه ژانر و يا بوطيقاي ادبي آنها را ساختاربندي کنيم. در حالي که اگر ساختار و جزئيات رمانس ايراني را بشناسيم، به راحتي ميتوانيم آنها را با دسته بندي کردن، تجزيه و تحليل کنيم. بدين ترتيب استفاده از اين متون در نظامهاي روايي ديگر همچون سينما، تئاتر و رمان بسيار محتمل خواهد شد. چون در اصل الگوي فهم آنها را داريم. همان طور که اشاره شد در فرهنگ غربي همين شناخت موجب اقتباس درست آثار کلاسيک ادبي در آثار مدرن مي شود. “بتمن” و “سوپرمن” اسطوره شهسوار رمانس حماسي را در قالبي امروزين بيان مي کند. اما آيا ما هم مي توانيم ادعا کنيم که از “رستم ” قهرمان رمانس حماسي شاهنامه توانسته ايم روايتي امروزين به دست دهيم. با به دست آوردن نظام ساختار رمانس ايراني امکان فهم و اقتباس آنها ميسر خواهد شد.

سوالات يا فرضيه هاي تحقيق
فراي در نگرش خود در نقد اسطوره اي دو نگره مهم دارد:
1) نگاه به مقوله آرکي تايپي و کهن الگوها
2) توجه به تفکر مسيحي در ايجاد نظام و ساختار هاي ادبي در غرب. آيا مي توان بر اساس اين دو نگره و نظامي که بر اساس آن فراي بنا مي کندتا الگوي رمانس را به دست دهد، وارد مباحث رمانس ايراني شد؟ به نظر مي رسد تفکر جهان شمول درباره کهن الگوها که آنها را فطري بشر مي داند و زمينه مشترک اديان ابراهيمي و وحياني، مي تواند وجوه مشترک بسياري را در رمانس هاي شرقي و غربي ايجاد کند. از سويي در رفت و آمدهاي فرهنگي ميان فرهنگ ها رمانس هاي شرقي و ايراني تاثيرات بسزايي در شکل گيري رمانس هاي غربي داشته اند. چنانچه ما در اين تطبيق بتوانيم وجوه خاص تفکر ايراني / اسلامي را متمايز کنيم، به نظر مي رسد بتوان با تکيه بر الگوي فراي به الگوي ساختاري رمانس هاي ايراني رسيد.

روش تحقيق
تحليل آراي فراي در نظريه نقد آرکي تايپي و در آوردن چهارچوب هاي نظري آن و تطبيق چهارچوب هاي نظري اين آرا با تفکر ايراني و سپس اجراي اين مباني بر روي رومانس ايراني. انتخاب رمانس پهلواني سمک عيار و تحليل آن با مباني بدست آمده از تطبيق آراي فراي بر رمانس ايراني.

فصل دوم:
رمانس

در اين فصل ابتدا سعي ميکنيم به تعريفي کلي از واژ? رمانس دست يابيم. پس از آن به سراغ تاريخچ? رمانس در اروپا خواهيم پرداخت و ادامه آن را تا امروز دنبال خواهيم کرد؛ اما پيش از آن لازم است کمي دربار? سه اصطلاح “مکتب”1، “ژانر”2 يا گونه و “سبک”3 مداقه کنيم.
مکتب يا مدرسه مجموعهاي از اصول، ديدگاهها، روشهاي کلي و عامي است که گاهي مرزي سيال و زماني مرزي صلب دارند، اما روي هم رفته بنيانهاي يک متن (حتي فلسفي) يا اثر هنري را تبيين و تعيين ميکنند؛ مانند واقعگرايي، نمادگرايي، گزارهگرايي و طبيعتگرايي.
“مکتبهاي گوناگون ادبي يا هنري، اختراع يک يا چندتن از برگزيدگان و نوابغ نيست که ناگهان ظهور مکتب را با بيانيهاي اعلام نمايند و اصول و قواعد آن را با کوس و کرنا به گوش مردم فرو کنند. مکتبهاي ادبي هميشه به صورت پنهان يا آشکار، وجود داشته است، جز اينکه در دورهاي از تاريخ ادبيات، بنا به علل اجتماعي و اقتصادي يک مکتب معين بر ديگر شيوههاي ادبي و هنري تسلط يافته

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید